پوستر فیلم شبه‌جزیره

همان موضوع؛ بی هیچ خلاقیتی

شبه‌جزیره
Peninsula
محصول 2020
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سینما سال‌هاست که مخاطب را با دنیاهایی آخر‌الزمانی آشنا کرده و هر بار بخش از جهان را به ورطه‌ی نابودی می‌کشد تا مخاطب خود را در آن بحبوحه قرار دهد. شیوع یک بیماری و تبدیل شدن انسان‌ها به مرده‌های متحرک یکی از پرطرفدارترین ژانرهای سینما در چند سال اخیر است. برای این فیلم‌ها دسته‌بندی جداگانه در نظر می‌گیرند، چون چندین سال است که وارد سینمای بلاک‌باستری شده‌اند. سینمای کره‌ جنوبی هم که از شروع هزاره‌ی سوم با جهش عظیم در سینمای تجاری روبه‌رو شد و هم‌چنان بعد از گذشت ۲۰ سال باز هم در میان چهار کشور برتر تولیدات سینمایی است، خود را هر ساله در ژانرهای گوناگون به جهانیان عرضه می‌کند. کره‌ی جنوبی بر خلاف سینمای دیگر کشورهای آسیایی اصل رقابت‌ خود را با سینمای هالیوود بنا نهاده. سینمای بدنه‌ی هنگ‌کنگ و بالیوود با تمام جذابیت‌هایی که سعی کرده‌اند همراه کنند باز هم نسبت به سینمای کره در رده‌های پایین‌تر قرار دارند.
فیلم «شبه جزیره» هم با پرداختن به موضوعی جذاب از دنیای مردگان متحرک پا را فراتر گذاشته و این بار کره‌ی جنوبی را تبدیل به مخروبه‌ای بعد از گذشت چهار سال از آلودگی قبلی کرده است. آنچه که در این دسته از فیلم‌ها بسیار مورد تأکید فیلم‌ساز است مواجهه‌ی انسان با انسان به‌واسطه‌ی حضور مردگان متحرک است. حال کارگردان این فیلم سعی کرده از زاویه‌ای جدید وارد این ماجرا شود و شخصیت‌های خود را پس از چهار سال و برای رهایی از زندگی نکبت‌بار در یک کشور غریبه به دامان کشور خود بازگرداند؛ آن هم برای پیدا کردن ۲۰میلیون دلار که در یک کامیون قرار دارد.
فیلم در همه‌جای خود همچون یک اثر متوسط رو به پایین عمل می‌کند. گره‌های داستانی در همان‌جایی که باید قرار دارند. جذابیت در اثر وجود ندارد و مخاطب قرار است فیلمی مانند همه‌ی فیلم‌های این دسته‌بندی را تماشا کند. فیلم قرار نیست به بیننده عرضه‌ی جدیدی داشته باشد. ساخته شده تا در مدت زمان معینی او را سرگرم کند و بعد از آن چیز دیگری باقی نمی‌ماند. زندگی کاراکترهای این فیلم همان زندگی مشابه در فیلم‌های این دسته است و قرار نیست کاراکتر ویژه‌ای توجه ما را به خود جلب کند. از سویی دیگر همین شخصیت‌ها هم پرداخت کافی نشده‌اند. کارگردان به‌نوعی از تدوین‌ موازی فراری بوده. چهار سال بین اتفاقات سکانس افتتاحیه و حوادث اصلی فیلم فاصله است. کاراکترها هم که به چهارسال قبل ربط دارند و می‌شد جذابیت کار را در زندگی چهارساله‌ی آنها گنجاند.
جلوه‌های ویژه‌ در این فیلم یکی دیگر از نقاط ضعف آن هستند. شاید باز هم فاکتور هزینه و نداشتن وقت کافی در زمان تعیین‌شده برای تولید اثر باعث بروز این مشکلات می‌شود. درهرحال فیلمی با نامی جذاب و موضوعی جذاب‌تر در مقابل بیننده قرار گرفته. با‌این‌حال فاکتورهای گفته شده چیزی به اصل فیلم اضافه نمی‌کنند و در نهایت با یک اثر متوسط رو به پایین مواجه هستیم. فیلم در هیچ‌جای خود نشانی از یک فیلم که دارای چارچوب قدرتمندی باشد ندارد و صرفاً ساخته شده تا ساعتی از وقت مخاطب دوران قرنطینه را به دنیایی عجیب‌تر از دنیای کنونی حاصل از کووید-۱۹ اختصاص دهد.