پوستر فیلم خودی نشون بده

توهم نسل هزاره

خودی نشون بده
Work It
محصول 2020
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

از سری فیلم‌هایی که حول رقص‌های خیابانی و تلاش شخصیت اول فیلم برای به‌دست‌آوردن جایگاه اول، آثار زیادی تولید شده است. این اثر هم با همان نگاه و همان مراتب داستانی در این مجموعه جا می‌گیرد.
دختری که قرار است برای شاد کردن روح پدر خود در کالجی که پدر در آن فارغ‌التحصیل شده وارد شود. او دختری درس‌خوان، تک‌بعدی و به‌نوعی ساده است که به چیزی جز کارهای درون‌مدرسه‌ای و مطالعه فکر نمی‌کند. اما این شخصیت قرار است در ماجراهایی قرار گیرد که بداند دنیا همه‌اش درس‌خواندن و دانشگاه رفتن نیست. باید زیبایی‌های دیگر دنیا را نیز تماشا کند و خود را در آنها غوطه‌ور سازد. مضحک‌تر از این چه می‌تواند باشد که در تمام این فیلم‌ها چرا قرار نیست شخصیت اول فیلم در نهایت تبدیل به یک انسان قابل لمس و باورپذیر شود؟
آنچه که در طول این فیلم و فیلم‌هایی از این دست شاهد هستیم تنها و تنها ما را به‌یاد صحنه‌ای از فیلم «از هم گسستگی (۲۰۱۱)» می‌اندازد که مشاور مدرسه در برابر یکی از دختران قرار می‌گیرد و نمره‌های پایین او را مقابل‌اش مرور می‌کند و دختر هم با گستاخی همان را ادامه می‌دهد و می‌پرسد:«که چی؟» مشاور از او می‌خواهد که شرح چند سال آینده‌ی خود را دهد. دختر از پیوستن به گروه موسیقی دوست‌پسر خود و احیاناً وارد دنیای مدلینگ شدن می‌گوید. به همین راحتی. آنچه که در این نوع فیلم‌ها مشهود است، دور کردن نوجوان از آنچه که او را به تفکر وا می‌دارد و سرازیر کردن در دنیایی متوهمانه و سلبریتی‌شدن در مدرسه و شهر است؛ چیزی که در دنیای مجازی و بین افراد برای رسیدن به چیزی به‌اسم «شهرت» و استفاده از مزایای آن مقاومت هر انسانی را شکست می‌دهد. آنچه که مسلم است درست یا غلط بودن این یا آن مسیر نیست. مشکل آنجاست که «شیوه‌ی زندگی (Way of Life)» تبدیل به «سبک زندگی (Life Style)» شده است. نوجوان این فیلم‌ها در برابر دنیای کسالت‌بار پژوهش و مطالعه شورش می‌کند و خود را در دنیایی که نیاز به هیچ فکری ندارد رها می‌کند. شاید اینجا مثال یکی از آثار گروه «پینک فلوید» را بیاورند و بگویند در دهه‌های مختلف چنین نگاهی به نظام آموزشی و دیواره‌های مدارس بوده (خشتی دیگر در دیوار، ۱۹۷۹) است. اما با دقت در آن موزیک‌ویدیو به جبر درون مدارس و نظام آموزشی بریتانیا اعتراض شده بود. اما در برابر ما نظام آموزشی دانش‌آموز‌محور قرار دارد و قرار است هر کسی با‌توجه‌به‌ نیازهای خود از آن بهره‌مند شود.
رقص به‌عنوان یکی از هنرهای هفت‌گانه از ارزش بالایی برخوردار بوده و است و البته که خواهد بود. اما پایین آوردن منزلت هر هنری، کاری‌ست که در هزاره‌ی سوم به آن روی آورده‌ایم و در حال عوض کردن معناها هستیم. در هر حال نوجوان علاقه‌مند شاید این فیلم همان چیزی‌ست که او را لحظه‌ای در آرزوی روی استیج رفتن و در دید همه قرار گرفتن قرار دهد و کمی به این فکر رود که چگونه دنبال‌کنندگان اینستاگرامی خود را افزایش دهد؟ چگونه در فلان مرکز خرید خود را همچون یک سالن مد عرضه کند؟‌ چگونه دل برباید؟ و ده‌ها چگونه‌ی دیگری که در میان‌شان چیزی به‌نام «تفکر» وجود ندارد. تنها ما مانده‌ایم و فریبی که روح‌مان را همچون خوره در حال خوردن است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟