پوستر فیلم شوک

یک بام و دو هوای کارگردان

شوک
Jolt
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

تانیا وکسلر تا کنون در ژانر درام، ملودرام و کمدی فعال بوده و با اثر جدید خود گویی همانند عنوان فیلم قصد داشته به خود شوک وارد کند. او با اثری از جنس اکشن‌های پست‌مدرن سعی کرده با حفظ لایه‌های طنز وارد دنیایی خشن‌تر شود. اما اینکه تا چه حد در این زمینه موفق بوده را باید در خود فیلم دید.
شوک داستان دختری با نام «لیندی» است که به‌نوعی اختلال عصبی دچار است و هنگام عصبی شدن نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد. پلات ناقص فیلم با روایت ناقص‌تر آن همین جا ختم می‌شود و گویی فیلم از همان ابتدای خود دچار یک بام و دو هوا می‌شود. کاراکتر لیندی در افتتاحیه‌ی فیلم چنان معرفی می‌شود که گویی کارگردان برای او برنامه‌ها چیده است. اما در ادامه خبری از اتفاق خاصی نیست. کارگردان یک خط روایی کلیشه‌ای را از پاپوش ساختن برای کاراکتر اول ترسیم کرده است و تا انتها روی همین مسیر گام برمی‌دارد. خانم وکسلر باید این را بداند که لیندی یک کاراکتر در دستان اوست. او باید فضایی روایی را خلق کند و کاراکتر را در همان مناسبات دچار کنش و واکنش کند. مخاطب نیز با صحنه‌چینی‌های کارگردان منطق روایی اثر را درک می‌کند و انتظار دارد کاراکتر اصلی فیلم در یکی از چندین قصه‌ی محتمل جا بگیرد. اما ظاهراً خانم وکسلر اصلاً به چنین چینشی اعتقاد ندارد. او نه فضایی سیاه از محیط اطراف را به مخاطب نشان می‌دهد و نه لیندی را تبدیل به همان کاراکتر مورد انتظار در چنین اکشن‌هایی می‌کند. هر چه فیلم پیش می‌رود این ناهمگونی محیط پیرامونی کاراکتر و شخصیت‌پردازی بیشتر نمایان می‌شوند؛ کاراکترهای فرعی باسمه‌ای که حتی باورپذیر هم نیستند و فضایی که پر از ابهام است. لیندی یکی از آن کاراکترهایی است که منفعل‌ترین نقش را در قصه‌ی خود دارد.
فضای این فیلم تا حدی شبیه فیلم «میلک‌شیک با طعم باروت» است اما تفاوت عمده‌ای که با آن اثر دارد در این است که «شوک» عریان از موقعیت‌های درام و شخصیت‌پردازی است. فیلم میلک‌شیک تا حدی توانسته بود به تناسبی بین کاراکترها و محیط داستان برسد اما شوک از همان ابتدا فاصله‌ای عمیق را بین این دو ایجاد می‌کند. از سویی دیگر به‌یاد شخصیت ددپول می‌افتیم که در فضایی سیاه و پر از خشونت با لایه‌ای از طنز داستان را پیش می‌برد. اما نه لیندی ددپول می‌شود و نه فیلم می‌تواند فضایی را برای چنین شخصیتی ایجاد کند.
تانیا وکسلر شاید برای ورود به ژانری متفاوت نیازی به شوک نداشته باشد و بایستی بیشتر در باب این تغییر مسیرها دقت کند. فیلم شوک نمی تواند اثری قابل قبول از او باشد اما در نهایت تبدیل به تجربه‌ای می‌شود تا در گام‌های بعدی بدون نیاز به شوک با احتیاط بیشتر گام بردارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟