پوستر فیلم پادشاهی: آشین از شمال

کلیشه‌ی زامبی‌ها

پادشاهی: آشین از شمال
Kingdom: Ashin of the North
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

ساخت یک اثر سینمایی از روی یک سریال اتفاق عجیبی نیست. برخی سریال‌ها ظرفیت این را دارند که مخاطب علاقه‌مند به خود را با یک اثر سینمایی همچنان مشتاق نگه دارند. در مورد سریال کره‌ای «پادشاهی» نیز همین اتفاق افتاده است. کارگردان در این فیلم سینمایی سعی کرده برای مخاطبی مانند من که چندان اهل دنیای سریال نیست روایت را بدون اتکا به سریال پیش ببرد. به‌همین سبب هر مخاطبی که حتی خبر از وجود چنین سریالی هم نداشته باشد به‌راحتی می‌تواند اثر سینمایی را تماشا کند.
حال به خود فیلم بپردازیم. روستایی میان مرز دو پادشاهی گرفتار آمده‌ است و به‌نوعی هیچ‌کدام از قلمروهای پادشاهیِ دو طرف آنها را به رسمیت نمی‌شناسد. به‌همین سبب اعضای این روستای مرزی در تلاش هستند تا خود را دچار هویت کنند. اما روایت اصلی فیلم جایی میان جنگل‌هاست و گیاهی که بر اساس افسانه‌ها مرده را زنده می‌کند. دخترکی با نام آشین این گیاه را پیدا می‌کند. فیلم از اساس در روایت خود دچار تردید است. کارگردان از همان ابتدا سعی می‌کند روایت را با ضربآهنگی پائین پیش ببرد تا مخاطب از طریق همین تمپوی پائین دچار تعلیق شود. اما به‌ناگاه از این کار خود دست می‌کشد و فیلم در سراشیبی تندی قرار می‌گیرد که مخاطب نمی‌تواند خود را با روایت تطبیق دهد.
شخصیت آشین در این فلیم درنیامده است. کارگردان هیچ تمرکزی روی این شخصیت ندارد و گویا حتی نمی‌تواند به آن نزدیک هم شود. آشین در این فیلم همچون روحی سرگردان می‌ماند و در هیچ جای فیلم مخاطب حس نمی‌کند او شخصیت اول فیلم است. فیلم خوش‌ساخت است و تکنیک بالایی دارد اما شخصیت‌پردازی ضعیف آن باعث شده همه چیز در ذهن مخاطب فراموش شود. ما شخصیت‌پردازی را نه در کاراکتر آشین بلکه در هیچ‌کدام از کاراکترها شاهد نیستیم. در این فیلم گذر زمانی حدود ۲۰ سال را شاهد هستیم اما متأسفانه غبار زمان گویا فقط بر چهره‌ی آشین نشسته است. در هیچ‌کدام از شخصیت‌های دیگر فیلم چنین تغییری را حس نمی‌کنیم و همین باعث می‌شود نیمه‌ی دوم فیلم از هم گسسته و آشفته به‌نظر برسد. حتی در پاره‌ای از فیلم شاهد این هستیم که گویا کارگردان در اتاق تدوین به‌یاد اضافه کردن سکانس‌هایی افتاده است بلکه بتواند خلأ روایتی را در فیلم خود پر کند.
این فیلم از نگاه کارگردان خود نگاهی دیگر از زاویه‌ای جدید به کلیشه‌ی زامبی‌هاست. این بار او سعی کرده تا زامبی‌ها را بازتولید افسانه‌ای کند و دیگر خبری از بیماری همه‌گیر و تغییر انسان‌ها به مردگان متحرک نیست. در این روایت زامبی‌ها انسان‌های مرده‌ای هستند که توسط یک گیاه نایاب زنده شده‌اند اما طبق همان افسانه هر زنده شدنی تاوان دارد. شاید این پلات کمی قابل تأمل باشد اما پرداخت ضعیف شخصیتی و فضای گنگ و بی‌هدف فیلم آن را در خود حل می‌کنند و در نهایت جز یک اثر پائین‌تر از متوسط چیزی بر جای نمی‌ماند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟