وقتی داستانی شلوغ شخصیتهای خود را هم گم میکند
«سه-جین» درحالی که از خود فیلم میگیرد و به صورت زنده در اینستاگرام قرار میدهد با تیغی جای جای دست خود را میبرد. او مست و افسرده مشروبی مینوشد و با وجود اینکه درد میکشد بر بریدن ساق دست خود اصرار میکند. سه-جین دختر نوجوانی است که با خواهر کوچکتر از خودش زندگی میکند. او در مدرسه مورد آزارواذیت دختران بزرگتر از خودش قرار میگیرد و به نظر میرسد دیگر هیچ چیز او را ناراحت و عصبانی نمیکند. او آنقدر از این اتفاقات در درد و رنج است که بعد از یک آزار دیگر در مدرسه تصمیم میگیرد برای نشان دادن خودش، حامله شود. اما بعد از اینکه حامله میشود به ناگاه پشیمان شده و تصمیم میگیرد هر طور شده این جنین نوپا را سقط کند. برای این کار او نیاز به پول دارد پس تلاش میکند پول مورد نیاز خود را به دست آورد. در این راه او با دختری خیابانی و دو پسر جوان ملاقات میکند.
فیلم «امور جوانی» داستان نوجوانیست که آزار و اذیتهای مدام و تنهایی و بیپناهیاش باعث میشود دست به کارهایی بزند که هر روز او را در معرض خطرهایی جدیدتر و بیشتر قرار دهد. سه-جین دختریست که بدون داشتن کسی که او را درک کند تنها برای اثبات خود سعی میکند با کارهای غیرمتعارف و حتی خطرناک، خود را حتی شده برای خودش قوی نشان دهد. در ابتدا با بریدن دستهای خود، سپس با بیتفاوتیهایی که نسبت به آزار دختران بزرگتر از خود نشان میدهد و در ادامه با حامله شدن و حتی با سقط آن سعی میکند به این مهم دست یابد. او مدام خود را در معرض خطرات گوناگون قرار میدهد و سعی میکند با این خطرات احساسات خود را هم بکشد. اما آیا میتواند؟
فیلم «امور جوانی» در مسیر روایت خود توانسته است شخصیت سه-جین و دلیل رفتارهای عجیب او را برایمان شرح دهد اگرچه این شرحها هم با برشهایی نادرست نواقصی را ایجاد کرده است و ما به عنوان بیننده در رفتارهای سه-جین دوگانگیهایی را هم میتوانیم مشاهده کنیم اما تصویر کلی این شخصیت برایمان شناخته شده است. شاید یکی از دلایل شناخت ما نسبت به این شخصیت احساساتی باشد که گاه ما نیز مانند سه-جین در درون خود احساس میکنیم مانند همان احساس پوچیای که به مرور زمان در سه-جین ایجاد شده است. اما هرچه فیلم شخصیت اصلی داستان خود را محور تمام اتفاقات قرار داده و سعی کرده است به آن بپردازد از دیگر شخصیتهای خود غافل بوده است. هیچکدام از شخصیتهایی که وارد داستان میشوند هرگز پرداخت درستی پیدا نمیکنند و دلیل رفتارها و حتی دلیل علاقهی شدید آنها به کمک کردن به سه-جین نیز مشخص نمیشود. دختر ابتدایی داستان که سه-جین را دوست داشت، که بود؟ آن سرنوشتی که برای این دختر در داستان رقم خورد چرا آنچنان که باید در رفتارهای سه-جین ایجاد اختلال نکرد؟ چرا فیلم نباید به سرنوشت شوم شخصیتی که این چنین در زندگی و تغییر رفتارهای سه-جین اثرگذار بوده است، پرداختی نداشته باشد و از کنار او راحت بگذرد؟ برشهای ناقص در ادامه رفتارهای آن دختر و دو پسری که وارد زندگی سه-جین میشوند را هم کاملاً بیمعنی جلوه میدهد. و ما تنها با سکانسهایی که مدام در آنها خشونتهای فیزیکی شدید را میبینیم، مواجه هستیم و باید با همین سکانسها هم متاثر شویم. اما آیا بدون پرداخت درست به شخصیتها و دلیل رفتارهای آنها میتوان رفتارهای این افراد را متاثرکننده دید؟ اینطور بهنظر میرسد که تمام این سکانسهای پر شده از برخوردهای فیزیکی، چنان داستان را شلوغ کرده است که کارگردان هم شخصیتهای خود را گم کرده و فراموش کرده است برای آنها تعریف درستی را ارائه دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.