⚠️تماشای این فیلم به افراد زیر ۱۷ سال توصیه نمیشود
پلات کاملاً ساده است: یک زن در سکوت کامل تصمیم میگیرد از شرافت خود دفاع کند. زوج کارگردانی این اثر با قرار دادن این پلات در فرمی ساده و دچار کادربندی مخاطب خود را در لحظهلحظهی فیلم با کاراکتر اصلی -میریام- همراه میکنند. این فیلم دربارهی زن جوانی با نام میریام است که بههمراه همسر خود به کلبهای در کنار دریاچه میروند تا تعطیلات را همراه خواهر و شوهرخواهر خود سپری کنند. اولین کاری که کارگردانهای این اثر انجام میدهند شکستن خط مستقیم روایت و زمان است. بیشک مخاطب آشنا به سینمای فونتریه با دیدن سکانس افتتاحیه بهیاد فیلم «ضدمسیح» او میافتد. زوج کارگردان این اثر سعی کردهاند با زبانی سمبلیک و استفاده از گرگ و خرگوش و خورده شدن گوشت خرگوش توسط این حیوان درنده در نماهایی سوپراسلوموشن روایت فیلم را برای مخاطب کناییتر کنند.
مخاطب بیشک تا میانهی فیلم و در برخی نقاط ممکن است خط زمانی را گم کند، اما فیلمسازان همچنان این شکست زمانی را ادامه میدهند. مخاطب در نهایت و در پردهی سوم میتواند با فیلم هماهنگ شود و بدون آنکه دچار سردرگمی شود تکههای پازل را کنار هم بگذارد. اما درونمایهی روایت است که در این ساختار فرمال مخاطب را درگیر خود میکند. فیلم گزارشی از یک تجاوز است. باید گفت نگاه هر دو کارگردان از آن دست نگاههای فمینیستی منطقی است. آنها در حال بهتصویر کشیدن واژهی تجاوز هستند. بگذارید برای اینکه کمی با این درونمایه احساس نزدیکی کنیم به مورد خوانندهای با نام نامجو بپردازیم. در چند موردی که از واژهی تجاوز برای این خواننده استفاده شد، قربانیان صحبت از این میکردند که گویا این فرد در احساس نزدیکی قربانی به خود دچار سوءبرداشت شده و تصمیم گرفته پا را فراتر بگذارد. در دفاعیههای بیشرمانهای که از سوی فرد متجاوز و خواهر کندذهناش منتشر شد نیز شاهد این نگاه بودیم که فرد متجاوز احساس کرده هر شخصی که به او ابراز علاقه کند قرار است همبستر او شود. کارگردانهای این اثر نیز روی همین سوءبرداشتهای جاهلانه قدم میگذارند و فرد متجاوز فیلم که شوهرخواهر میریام است بهراحتی و با چند خندهی ردوبدل شده میان خود و میریام این توهم در ذهناش که میتواند به تن میریام تعدی کند را به واقعیت بدل میکند. فیلم روایت تاوان این حرکت است. زوج فیلمساز بهسبک فونتریه لحظهی تجاوز را با نماهای لایی و سوپراسلوموشن از لحظهی خورده شدن خرگوش توسط گرگ سیاه و اکستریمکلوزآپهایی از تن این دو بهتصویر میکشند و موفق شدهاند خشونت موجود و پنهان در این سکانس را بهدرستی نشان دهند. اما سبک انتقامی که در اثر وجود دارد کاملاً مبتنی بر چهار عنصر طبیعت است. تمام مراحل این انتقام آنقدر کمبرش و شاعرانه است که مخاطب هم زمان دو احساس آزار و خشم فروخورده را حس میکند.
در باب نام انگلیسی فیلم باید گفت که این واژه بهنوعی تجاوزبهعنف هم معنا میدهد و از سوی دیگر در همان معنای حقوقی در معنای تخلفی است که مستحق مجازات است. بههمین سبب بوده که ما برابرنهاد تجاوز را برای آن در نظر گرفتیم. شاید این فیلم میتواند درسنامهای خوب برای متجاوزانی چون نامجو و آغداشلو باشد تا بهدقت آن را تماشا کنند بلکه خوی حیوانی متقدم بر خوی انسانیشان کمی فروکش کند. مکان یک حیوان درندهخوی در طبیعت وحشی است و جایی در نظام اجتماعی انسانها ندارد. تصاویر کنایی و زیبای این فیلم نیز حاوی همین پیام هستند و با سکانسهای موازی بین شوهرخواهر میریام و گرگ درون جنگل نمایی زیبا از والاتر بودن طبیعت وحشی نسبت به این موجوداتی که در پوشش انسان درون جامعه زیست میکنند ارائه میدهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.