پوستر فیلم غول جنگل

رو به سقوط

غول جنگل
Forest Giant
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«پاسی» به همراه همسر باردارش -لیندا- در مطب دکتر است. او برای اولین بار دختر خود را از پشت مونیتور می‌بیند؛ اولین فرزندش را. در همین حین است که «کاترینا» -رئیس‌اش- با او تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد تا در دفترش با او ملاقات کند. پاسی کمی مضطرب می‌شود و موضوع را با همسرش در میان می‌گذارد. کمی بعد پاسی در دفتر کاتریناست و کاترینا نوید ارتقای شغل را به او می‌دهد. اما از او می‌خواهد برای این ارتقا خود را در یک مأموریت خاص ثابت کند. مأموریت پاسی رفتن به شهر محل زندگی دوران کودکی‌اش و اخراج تعدادی از کارکنان کارخانه‌ی چوب آنجاست. پاسی به عنوان مسئول این کار از سوی دفتر مرکزی به این شهر می‌رود و ورودش به آنجا او را به گذشته و خاطرات دوران کودکی‌اش وارد می‌کند.
«بالا در آسمان» یا «پا در هوا» فیلم محصول سال ۲۰۰۹ است که در آن جرج کلونی نقش فردی بی‌احساس که کارش تنها اخراج کردن افراد مختلف از شغل‌شان است، را ایفا می‌کند. او مسئول اخراج افرادی‌ست که خود شرکتِ اخراج‌کننده توانایی اخراج آنها را ندارد. پس او بدون اینکه احساسی نسبت به این افراد داشته باشد با نشستن در برابر آنها به راحتی این افراد را از کاری که عموماً سال‌هاست در حال انجام آن هستند، اخراج می‌کند. در ادامه‌ی فیلم اما او با دختری جوان آشنا می‌شود و ارتباط با این دختر منجر به تغییر دید او و تغییر زندگی او می‌شود. در فیلم «غول جنگل» پاسی نیز به عنوان فرد مسئول اخراج کردن افراد با روحیه‌ای سخت و با حس اینکه این کار نباید کار چندان سختی باشد به شهر دوران کودکی‌اش پا می‌گذارد و سعی می‌کند با جدا کردن خود از این کارکنان، انجام این کار را راحت‌تر هم کند. اما دیدن «جان»؛ دوست صمیمی دوران کودکی‌اش در میان کارکنان کارخانه باعث می‌شود احساسات گذشته دوباره در او زنده شود و خاطرات پدر و خاطرات دوران مدرسه‌اش و حتی زمانی که برای اولین بار وارد این شهر می‌شود هم به یادش بیاید.
فیلم «غول جنگل» درواقع داستان تقابل صاحبان قدرت با کارکنان خود است. صاحبان قدرتمند کارخانه‌هایی که تنها برای یافتن بهره و داشتن هر چه بیشتر سود برای خود تلاش می‌کنند و هیچ اهمیتی نیز به کارکنان خود نمی‌دهند. کارکنان و کارگرانی که سهم عظیم این سود از دستان پرتلاش آنها به دست می‌آید اما به جیب قدرتمندان و مدیرانی وارد می‌شود که تنها در پشت میزهای خود نشسته‌اند و از دور نظاره‌گر تلاش این قشر سخت‌کوش هستند. فیلم قرار نیست اتفاقات جهانی و بزرگ و خاصی را رقم بزند. قرار نیست هیچ‌کس قهرمان این داستان تلخ باشد. بلکه فیلم تنها با ارائه‌ی یک داستان ساده از یک شهر کوچک در کشور فنلاند سعی کرده است حرفی بزرگ را برای بیننده‌ی خود بازگو کند. حرفی که حتی در همین داستان کوچک و در همین شهر کوچک هم می‌توان تأثیر بزرگ خود را بر روی تمام افراد جامعه بگذارد. پاسی به عنوان کسی که خود به نوعی در میان صاحبان قدرت است اما برآمده از قشر کارگر است در دوراهی سختی قرار گرفته است. او که پدرش زمانی در همین کارخانه کار می‌کرده و اثرات فشارهای روانی کارخانه را بر روی پدر دیده است، حالا باید برای پیشرفت بیشتر خود و رفاه خود و خانواده‌اش در برابر امثال پدرش قرار بگیرد، ازاین‌روست که انتخاب مسیر درست هر لحظه برای او سخت‎‌ و سخت‌تر می‌شود.
فیلم «غول جنگل» با بازی خوب بازیگران خود به‌ویژه بازی اثرگذار و بسیار قابل‌تأمل پاسی توانسته است اثر کلام و اثر داستان خود را هم بیشتر کند. پاسی با صورتی که بدون نشان دادن هرگونه احساسی است، تنها با حرکات چشمان و دستان خود می‌تواند اضطراب و پریشانی و نگرانی خود را نشان دهد. حتی شادی و خوشحالی او را هم تنها می‌توان در لبخند کوتاه او یافت. همین امر است که باعث می‌شود تأثیر کلوزآپ و مدیوم‌شات‌های دوربین بسیار بیشتر نیز نمایان شود. دوربینی که نه فقط چهره‌ی پاسی که چهره‌ی کارگران و رؤسای کارخانه را به خوبی نشان داده است و اثر اتفاقات و ناراحتی و شوک‌های وارد شده به آنها را به زیبایی به تصویر درآورده است. حتی چهره‌ی لیندا و اثر این اتفاقات در او نیز به خوبی نمایان شده است.