سال ۲۰۱۱ فیلم «نامحدود» نویسندهی شکستخوردهای را با یک قرص بدل به یک ابرانسان کرد. البته که باید در نگاه به این «ابرانسان» هالیوودی از معنای نیچهای آن دوری کرد و بیشتر در دنیای ابرقهرمانان بهدنبال معنای آن گشت. در فیلم ذکر شده، شخصیت اول فیلم با هر بار مصرف قرص – که زمان محدودی او را نامحدود میکرد – به نهایت بهره از مغز خود میرسید. در سال ۲۰۱۴ نیز لوک بسون با فیلم «لوسی» از بعدی دیگر و این بار با قرار دادن یک زن در این جایگاه به این سوژهی جذاب برای مخاطب پرداخت. اما امسال فیلمی که قرار است پروژهی مصرف و رسیدن به نامحدودی را دنبال کند از دو فیلم قبلی بهمراتب در مرتبهی پایینتری از جذابیت قرار دارد.
سوژهی جذاب همیشه دنبالکنندههای خود را داراست. گویی سینما هم بدل به صفحات دنیای مجازی شده؛ یک اسم دهانپرکن و درونیاتی کپکزده. فیلم بر اساس همان دنیای متوهمانهای که در آن عدهای بهقصد خلق تربیت سربازانی شکستناپذیر دست به آزمایشاتی روی نیروهای ارتش میزنند – و این لایهی پنهان در طول فیلم از ذهن آشفتهی قهرمان داستان به بیرون درز پیدا میکند و مسلماً او را به انتقام وا میدارد – ساخته شده است.
قهرمان سومِ مخدر مصرفیای که قرار است این بار تا ۵ دقیقه شخص مصرفکننده را به نیرویی که هیچکس نمیداند چه خواهد بود (برای بعضی گوی آتشین شدن، برخی دیگر انعطاف و برخی دیگر هالک شدن و …) برساند، این بار شخصیتی «سیاهپوست» است. در همین استفادهها و دیدن افرادی که آن را مصرف میکنند، شاهد نگاه کارگردان به همان «چهار شگفتانگیز (فیلم)» مضحکی هستیم که در سفر به فضا دچار نیروهای فرابشری شدند.
فیلم برای نپرداختن صرف به این فضای شلوغ و پر از توهم، دستبهدامان دختر نوجوانی شده که عاشق موسیقی رپ است و از قضا برای گذران زندگی خود و مادرش این قرصها را معامله میکند. او در این فیلم قرار نیست کپسولی مصرف کند یا انتقامی بگیرد. او اینجاست تا کارگردان با چرخاندن اون در دنیای شخصیتهای دیگر، کمی از شلوغی بیسروته فیلم خود بکاهد. این را میدانیم که مخاطب هر ژانر همیشه از قبل خود را با قراردادهای نانوشتهی آن ژانر هماهنگ میکند و سپس وارد آن فضا میشود. اما در این فیلم آنچه که شاهد هستیم از هم پاشیدگی فضاها و موقعیتهای درام است که باعث شده مخاطب با هیچکدام از شخصیتهای فیلم همراه نباشد.
دیالوگهای بی سروته در سرتاسر فیلم قرار است ذهن شما را بیازارند و در نهایت اینکه اگر تصویر را مشاهده نکنید، با این حجم از دیالوگی که میخواهد ضعف فضاسازی را پر کند مطمئناً داستان را بهصورت شنیداری متوجه خواهید شد. این یعنی تصویر در این فیلم به پایینترین حد خود نزول کرده و قرار نیست یک سکانس تعقیبوگریز، درگیری، یا هر فاکتوری که در تصاویر یک فیلم اکشن برای مخاطب این ژانر مهم باشد را شاهد باشیم. عجله در برداشت صحنهها در جایجای فیلم مشهود است. حتی برشها هم گاهاً آنچیزی نیستند که بتوانند صحنهها را کنار هم و در توالی با هم یا در رابطهی علتومعلولی با هم قرار دهند. تنها و تنها آشفتگی را میتوان در این فیلم شاهد بود.
شاید مخاطب سختگیرتر سعی کند یک بار دیگر «نامحدود (۲۰۱۱)» و «لوسی (۲۰۱۴)» را مشاهده کند تا بتواند خود را بهتر با این دنیای توهمی و نامحدود و جذاب آمیخته کند.