پوستر فیلم خیابان ترس بخش دوم: ۱۹۷۸

زمانی که کارگردان قصه‌گفتن را می‌داند

خیابان ترس بخش دوم: ۱۹۷۸
Fear Street part Two: 1978
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که از روایت در سینما صحبت به میان می‌آید در حال صحبت از فیلم‌ساز قصه‌گو هستیم. مهم‌ترین مثال هیچکاک است. او نه استاد تعلیق و نه استاد بازی کردن با ذهن مخاطب بلکه استاد قصه‌گویی است. هیچکاک در هر کدام از چند ده روایت سینمایی‌ای که در مقابل ما قرار می‌دهد در حال قصه گفتن است. در خشن‌ترین و دلهره‌آورترین لحظات فیلم‌های هیچکاک باز هم ردپای پررنگ قصه‌گویی مشخص است. لی جنیاک نیز در سه‌گانه‌ی سال ۲۰۲۱ خود با نام خیابان ترس نشان داده که درس‌های بزرگی را از سینمای قصه‌‌گو آموخته است. او در سری اول از این سه‌گانه ابتدا به زمان حال روایت خود که در سال ۱۹۹۴ رخ می‌دهد رفته است. او در بخش اول روایت خود مخاطب را در روندی سینوسی قرار می‌دهد تا بتواند با کاراکترها ارتباط برقرار کند. فیلم در بخش اول خود کاملاً متعهد به سینمای پست‌مدرن است. در این نوع روایت‌ها کاراکترها از نقطه‌ی الف به نقطه‌ی ب نمی‌رسند، بلکه در فضایی درهم قرار می‌گیرند و این اتفاقات هستند که آنها را از یک مسیر به مسیر دیگر می‌برند. تا جایی از روایت مخاطب دیگر اطمینان حاصل می‌کند که قرار است در پرده‌ی سوم و گره‌گشایی ماجرا شاهد همان روتین‌های فیلم‌های دلهره باشیم. اما کارگردان از این پرده برای رفتن به لایه‌ی زیرین روایت خود استفاده می‌کند و او را با شخصیت جدیدی با نام «سی.برمن» آشنا می‌کند. همین شخصیت کلید کارگردان برای رفتن به‌سراغ لایه‌ی بعدی یعنی اتفاقات سال ۱۹۷۸ است. او باز هم گروهی از نوجوانان و جوانان را در بستر روایت قرار می‌دهد. اما روایت همان است که در سال ۱۹۹۴ رخ داده است و کارگردان با همان قاتلین و همان رابطه‌ی علت و معلولی کاراکترهای جدید را وارد روایت می‌کند. آنچه که در این میان مهم است پیوستگی روایت سال ۱۹۷۸ با روایت سال ۱۹۹۴ است. دینا و جاش از بازماندگان اتفاقات سال ۱۹۹۴ و برای نجات دادن سم به منزل برمن می‌روند تا بلکه راه نجاتی برای رهایی از این نفرین بیابند. در این بخش لایه‌‌ی طنز کم‌رنگ شده و در عوض روایت هیجان‌انگیزی که قرار است به دل تاریخ برود جای آن را گرفته است.
لی جنیاک با این روایت لایه‌لایه‌ی خود توانسته مخاطب را مقابل یک سینمای قصه‌گو قرار دهد. او در این دو روایت بدون اضافه کردن متعلقات بدلی و هیجان کاذب در حال قصه گفتن است و مخاطب هم با روایت همراه می‌شود و از آن لذت می‌برد. او در بخش ۱۹۹۴ سعی کرده تا جایی که می‌تواند از نورهای نئونی استفاده کند و فضای پر از کانتراست فیلم را به مخاطب انتقال دهد. اما بخش ۱۹۷۸ یک موتیف دارد و آن ترانه‌ی «مردی که دنیا را فروخت» اثر نیروانا است که در هر سه پرده‌ی فیلم با تصاویر همراه است. بسیار دوست داشتیم که هر سه مرور در سه بخش متوالی به شما ارائه شود، اما بخش سوم با وقفه‌ی یک هفته‌ای و در تاریخ ۱۶ جولای روی پرده خواهد رفت.