پوستر فیلم ساکورا

به آنها بگو دوستشان داری

ساکورا
Sakura
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«کائورو» بعد از مدت‌ها تصمیم می‌گیرد به خانه بازگردد. او برای برگشتن به خانه دو دلیل دارد؛ یکی دیدن سگ‌اش «ساکورا» و دیگری دیدن پدرش که بعد از دو سال ترکِ خانه، دوباره به خانه بازگشته است. او هنگام برگشت به خانه در حیاط خانه اول مادر و سپس خواهرش -میکی- را می‌بیند. مادر همانطور که مثل همیشه صبور و خندان درحال گلکاری باغچه است از کائورو می‌خواهد که به پدر چیزی نگوید. پس کائورو با دیدن پدر که ساکورا در کنار اوست تنها عکس‌العملی که نشان می‌دهد آن است که بدون حتی نگاهی مستقیم به پدر، ساکورا را برای قدم زدن به بیرون ببرد. ترک خانه توسط پدر اما تنها اتفاقی نیست که کائورو و تمام خانواده را دچار غمی نهانی در درون خود کرده است. در سکانسی پیش از این سکانس کائورو با به‌یادآوردن دوران کودکی‌اش خود را در کنار میکی و برادر دیگرش -هاجیما- دیده بود. برادری که حالا دور میز شام تنها صندلی‌ای خالی از او بر جای مانده است.

فیلم «ساکورا» داستان یک خانواده و خنده‌ها، شادی‌ها، غم‌ها و دردهای آنهاست که قرار است در مدت دو ساعت زمان خود به آهستگی ما را با خود همراه کند. این فیلم هم مانند فیلم‌های دیگر آسیای شرقی و مانند بیشتر فیلم‌های خانوادگی ژاپنی سعی کرده است بدون هیچ عجله و در روندی آهسته داستان خود را روایت کند. کائورو روایت داستان خود و دیگر افراد خانواده‌اش را از زمانی که او و خواهر و برادرش کودکانی بیش نیستند، آغاز می‌کند و با فلش‌بک‌هایی که در میان اتفاقات زمان حال به گذشته می‌روند، خاطرات و اتفاقات آن زمان را به یاد می‌آورد و ما را با جزئیات زندگی‌شان همراه می‌کند. او حتی در سکانسی کوتاه به گذشته‌ی دورتر خانواده آن زمان که هنوز آنها نبودند هم می‌رود و داستان آشنایی پدر و مادرش را در تصاویری سیاه‌وسفید برای‌مان بازگو می‌کند. تصاویری که عشق میان مادر و پدرش را می‌تواند به خوبی توصیف کند و در ادامه رفتارهای مادر و شاید پدر را نسبت به خانواده و آنها منطقی نشان دهد.

کائورو از همان ابتدا با ورود به خانه و دیدن اتاق‌های خانه و تمام اشیای خانه یکی‌یکی خاطرات گذشته را به یاد می‌آورد و فیلم در سکانس‌های ابتدایی خود به خوبی می‌تواند رابطه‌ی میان ما و آن خانه و تمام آن اتفاقات را شکل دهد. درواقع نیمه‌ی اول فیلم با قدرت و با تصاویری که به زیبایی گذشته و حال را به هم ربط داده است، آغاز می‌شود و ما می‌توانیم تمام احساسات آن خانه و خانواده را که عموماً در شادی و خوشحالی و لذت‌های کودکانه به سر می‌برد را درک کنیم. در این میان رابطه‌ی مادر با فرزندان شاید بیش از همه بتواند ما را مجذوب خود هم کند. اما نیمه‌ی دوم داستان، فیلم بیشتر در گذشته رخ می‌دهد و روایت غیرخطی داستان کمی شکل خطی به خود می‌گیرد و بر اتفاقات گذشته تأکید بیشتری دارد و شاید همین امر است که از جذابیت داستان نسبت به نیمه‌ی اول آن کاسته است. در این نیمه کائورو و هاجیما هر یک به نوعی با عشق مواجه می‌شوند و در ادامه بار غم فیلم بیشتر از شادی‌های نیمه‌ی اول است. در این میان فیلم در پرداخت شخصیت‌هایی چون میکی و حتی پدر شاید کم‌کاری‌هایی را داشته است و این دو شخصیت کمی ابهام‌آمیز و غیرقابل‌درک دیده شوند. اما کائورو و هاجیما و مادر شخصیت‌هایی هستند که پرداختی خوب دارند و توانسته‌اند کاستی‌های دیگر شخصیت‌های داستان را تاحدودی رفع کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟