پوستر فیلم اتوبوس مست

از این حلقه‌ی تکراری خارج شو

اتوبوس مست
Drunk Bus
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«مایکل» پسری جوان است که چهار سال است راننده‌ی اتوبوس شبانه‌ای است که کارش حمل‌ونقل دانشجویانی تکراری‌ست که از جایی به جای دیگری می‌روند. معمولاً هم این دانشجویان مست هستند و از مهمانی‌های شبانه راهی خانه و خوابگاه‌های خود می‌شوند. فیلم با نشان دادن مایکل که سوار بر این اتوبوس می‌شود، آغاز می‌شود. او هر شب در ساعت مشخصی بر روی صندلی راننده می‌نشیند و تا زمان پایان کار خود از جای خود بلند هم نمی‌شود و هیچ واکنشی را هم به رخ دادن اتفاقات درون اتوبوس نشان نمی‌دهد. اما همه‌چیز از زمانی که «پاین‌اَپل» -آناناس- وارد اتوبوس مست می‌شود و بعد از سانحه‌ای به عنوان محافظ شخصی او و اتوبوس استخدام می‌شود، تغییر می‌کند.
فیلم «اتوبوس مست» داستان پسری جوان است که بعد از جدا شدن‌ دوست‌دخترش؛ «اِمی» که نه ماه است به نیویورک رفته، زندگی‌اش دچار مشکل شده است. او نمی‌تواند امی و خاطرات او را فراموش کند و هنوز عاشق اوست، درنتیجه نمی‌تواند مسیر روبه‌روی خود و آینده‌ی خود را هم ببیند. او در یک حلقه‌ی تکراری گرفتار شده است. صبح‌ها می‌خوابد و عصرها به یاد امی و خاطرات اوست. شب‌ها هم بدون اینکه هیجانی حتی برای مکالمه با مسافران اتوبوس‌اش داشته باشد بی‌هدف همان مسیر همیشگی را دنبال می‌کند. ورود پاین‌اپل به اتوبوس اما به مایکل کمک می‌کند احساسات درونی خود را ببیند و حتی کشف کند. سعی کند آنها را بشناسد و نسبت به آنها واکنش نشان دهد. پاین‌اپل با آن شمایل ترسناک پر از تتو و هیکل بزرگ و قوی‌ای که دارد به مایکل یاد می‌دهد که مهم‌ترین انسانی که هر فرد باید به آن توجه کند و به آن وفادار باشد خود انسان است. اگر هر شخصی بتواند احساسات واقعی خود را کشف کند و نسبت به آنها بی‌تفاوت نباشد می‌تواند هر چه بیشتر و بهتر نه تنها برای خود که برای دیگران نیز مفید باشد. در این میان نه تنها شخصیت مایکل و پاین‌اپل که شخصیت‌های دیگر داستان نیز حتی اگر برای مدت کوتاهی در روند داستان قرار گرفته‌اند، افرادی کاملاً مهم و اثرگذار در مسیر روایت داستان هستند. «کیت» و «جاستین» و البته که «باب» به عنوان مسافران اتوبوسی که با مایکل رابطه‎ای صمیمانه دارند، در ایجاد حس اعتماد به مایکل، افرادی بسیار مهم محسوب می‌شوند.
فیلم «اتوبوس مست» در نشان دادن کسی که دچار روزمرگی و حتی می‌توان گفت افسردگی این روزمرگی‌ها شده، خوب عمل کرده است. فیلمی که بار طنز و کمدی خود را هم در میان این افسردگی‌ها و گمشدگی‌ها به خوبی یافته است. این فیلم نشان می‌دهد که هر شخص برای رسیدن به یک هدف در زندگی خود گاه نیاز به همراه و کسی دارد که او را راهنمایی کند. هر شخصی می‌تواند در یک حلقه‌ی تکراری گرفتار شود به طوری که حتی خود او نیز متوجه این گرفتاری نباشد. اما از سوی دیگر فیلم این را هم نشان می‌دهد که توجه بیش از اندازه به راهنما هم می‌تواند نوعی گرفتاری در یک حلقه‌ی دیگر شود. اینکه مدام فرد به این نگاه کند که راهنمای‌اش چه می‌گوید و چه می‌کند و نتواند خودش برای خودش یک مسیر و راهی را بیابد خود یک حلقه‌ای‌ست که می‌تواند شخص را باز هم در خود گرفتار کند. همه باید به یاد داشته باشند که راهنما هم مانند آنهاست و لزوماً تمام حرف‌ها و گفته‌های او نیز درست نمی‌تواند باشد. باید جایی آدمی از این اتوبوس مست که جز رفتن در یک مسیر تکراری کار دیگری ندارد و انسان را دچار سرگیجگی و تهوع می‌کند، پیاده شود تا بتواند راهی جدید را برای پیمودن انتخاب کند.
در این میان بازیگر نقش مایکل «چارلی تهان» که پیش از این در سریال «اوزارک» هم توانسته بود به‌خوبی از پس نقش خود برآید، یکی از نقاط قوت فیلم محسوب می‌شود. نهان در نقش پسری جوان که دچار سردرگمی و افسردگی‌ست همان‌قدر خوب بازی کرده است که در نقش قهرمانی ماجراجو و پر نشاط که می‌خواهد زندگی خود را دچار تغییر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟