پوستر فیلم به دنبال شگفتی‌ها

بارهایی که ناخواسته پدران بر دوش فرزندان خود می‌گذارند

به دنبال شگفتی‌ها
Chasing Wonders
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

فیلم با این جمله‌ آغاز می‌شود: «هر کودکی با این فکر بزرگ می‌شود که پدرش یک قهرمان است. اما زمانی که به اندازه‌ی کافی بزرگ شد، متوجه می‌شود که او تنها یک مرد است». «ساوینا» پسر جوانی‌ست که در شش سالگی توسط پدرش از شهر و دیارش یعنی اسپانیا به نه‌تنها شهری دیگر که به قاره‌ای دیگر -استرالیا- می‌رود و حال به زادگاه خود برگشته است تا ریشه‌های گذشته‌ی خود را بیابد. او در قطاری نشسته است و برای رسیدن به باغ‌های انگوری که زمانی از آن آنها بوده‌ است، لحظه‌شماری می‌کند. در همین حین او به گذشته و زمانی که کودکی بیش نبود و در کنار پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگِ مادری‌اش و عموی‌اش زندگی می‌کرد، می‌رود.
فیلم «به دنبال شگفتی‌ها» داستان زندگی ساوینا پسری‌ست که در نوجوانی می‌آموزد چگونه می‌تواند با محیط پیرامونی خود و با آدم‌های پیرامونی خود ارتباط برقرار کند. فیلم در ابتدا ساوینا را جوانی که درحال بازگشت به زادگاه‌اش است، نشان می‌دهد و سپس با فلش‌بک‌هایی او را به گذشته و به حساس‌ترین روزهای دوران نوجوانی‌اش می‌برد. در این میان چندین رفت‌وآمد دیگر هم به زمان حال و سپس به گذشته در داستان رخ می‌دهد و این‌گونه احساسات ساوینا در هر دو زمان برای ما شرح داده می‌شود. ساوینای نوجوان در ابتدا با پدرش چندان ارتباط عمیقی ندارد و پدر، او را از رفتن به جایی به غیر از مدرسه باز می‌دارد. ساوینا شاید حتی به‌نوعی زندانی پدر هم است. پدری که البته پسرش را بسیار دوست می‌دارد و تمام سعی خود را می‌کند که او را برای آینده و برای داشتن باغ‌های انگوری که بهترین شراب منطقه را می‌سازند، آماده کند. پدربزرگ‌ ساوینا اما انگار او را بیشتر از همه درک می‌کند و با دادن تلسکوپی به عنوان هدیه‌ی تولد به او، سعی می‌کند کنجکاوی ساوینا را به آسمان و به محیط اطراف‌اش بیشتر جلب کند. پدربزرگ از داستانی عجیب حرف می‌زند و از اینکه اگر ساوینا بتواند از درون این تلسکوپ آسمان را نگاه کند می‌تواند اول و آخر دنیا را ببیند و ریشه‌های خود را بیابد. اما چرا پدر ساوینا نمی‌تواند به مانند پدربزرگ با او همراه باشد؟ فیلم در سیر صعودی خود تا پایان به آهستگی رفتارهای ساوینا و البته کمی پدر را برایمان شرح می‌دهد. دیکتاتوری و حتی گاه عدم توجه پدر به حرف‌های همسرش و پسرش و حتی برادرش همگی ریشه در اتفاقی دارند که برای او در گذشته رخ داده است. اتفاقی که بار سنگین آن تا سال‌های سال بر دوش پدر مانده است و شاید حالا او هم ناخواسته در حال قرار دادن این بار بر دوش پسر خودش یعنی ساویناست.
فیلم «به دنبال شگفتی‌ها» با راوی خود که پدربزرگ ساویناست و با سخنانی که گاه به گاه در میانه‌ی داستان خود بیان می‌کند، توانسته است ارتباط عمیق‌تری را نیز میان خود و بیننده‌اش ایجاد کند. سخنانی که شاید بیش از همه رو به پدرومادرانی‌ست که فکر می‌کنند درحال ایجاد مکانی امن و آسایشی برای فرزندان‌شان هستند اما نمی‌دانند که آنها نگهبانان زندانی هستند که خودشان برای فرزندانشان ساخته‌اند. زندانی که اگر دیر متوجه وجودش شوند منجر به فرار کردن فرزندان از آنها، آن هم برای همیشه می‌شود. در این میان شاید تنها اتفاقی که منجر شده است این فیلم نتواند بلوغ خود را به درستی به دست آورد عدم توجه زیاد آن به شخصیت پدر ساویناست. فیلم توجه بسیار کمی به «فلیپه» و احساسات او داشته است و تمام تمرکز خود را بر روی احساسات ساوینا و حتی پدربزرگ‌اش قرار داده است. شاید اگر فلیپه نه به عنوان شخصیتی در کنار، که به عنوان یکی از شخصیت های مهم‌تر داستان پرداخت بیشتری داشت و احساسات او در قاب‌هایی تنها و با تمرکز بیشتر شرح داده شده بود، باعث ارتباط عمیق‌تر بیننده با او می‌شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟