پوستر فیلم تا مرگ

مینیمال و جذاب اما خالی از جسارت

تا مرگ
Till Death
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از پرطرفدارترین آثار در ذیلِ ژانر دلهره، آثار با درون‌مایه‌ی رازآلود هستند. در این آثار کارگردان بدون اینکه بخواهد در کلیشه‌های دلهره دچار افراط شود مسیر خود را به‌آرامی تغییر داده و به درون انتزاع ذهنی کاراکترها می‌رود. «اما» با نقش‌آفرینی مگان فاکس، زنی است که دچار فروپاشی ذهنی در ازدواج خود شده است. سکانس افتتاحیه بی‌هیچ مقدمه‌ای جدا شدن اما از تام را نشان می‌دهد. این سکانس هرچند ساده مخاطب را با شوک ابتدایی مواجه می‌کند. باید گفت که فیلم در افتتاحیه‌ی خود کارش را انجام داده است و مخاطب را به درون اثری رازآلود پرتاب می‌کند.
فیلم با تقلیل تراکم در میزانسن خود وارد لوکیشن اصلی خود می‌شود؛ کلبه‌ای سرد و مهجور در حاشیه‌ی یک دریاچه‌ی یخ‌زده. کارگردان سعی کرده بین ذهن مخاطب و قضاوت‌اش نسبت به کاراکتر اِما نوعی تعادل ایجاد کند. مخاطب در پاره‌ی ابتدایی فیلم اِما را همچون زنی خیانتکار می‌بیند و بسته‌ شدن اجباری او به جسد همسرش را نوعی پیامد برای خیانت او می‌‌انگارد و انتظار دارد این روند تا مرگ او ادامه پیدا کند. اما مسیر کارگردان در میانه‌ی اثر و هنگام دیالوگ اِما با همسر مرده‌اش تغییر می‌کند؛ به‌طرزی ناشیانه با گفتن اینکه «من مدت‌ها بود که جای رژ لب از پیراهن‌ات پاک می‌کردم»، اِما از منظر کارگردان دچار پالایش می‌شود. کارگردان پایانی شاد را به روند معمول این روایت ترجیح داده است و اثر خود را به‌سوی فیلمی هیجان‌انگیز سوق می‌دهد. ورود بابی و جیمی به داستان و درگیری اِمای در بند با آنها فیلم را از روایت رئالیست خود به‌سوی یک اثر هیجان‌انگیز هالیوودی می‌کشاند. شاید کارگردان فقط و فقط سعی کرده فیلم را در چارچوب درجه‌بندی سنی برای جذب مخاطب بیشتر نگاه دارد. اما این کار او طراوت را از فیلم گرفته و هر آنچه که در نیمه‌ی پایانی فیلم شاهد هستیم چیزی جز اغراق در تلاش یک زن برای زنده ماندن نیست.
فیلم «تا مرگ» هر چه در روایت خود دچار احتیاط می‌شود و سعی می‌کند به‌هر طریقی شده اِما را در روایت عاقبت‌به‌خیر کند اما در فرم خود یک اثر متوسط به‌بالا محسوب می‌شود. انتخاب زاویه‌ی دوربین و استفاده از دالی‌زوم در جایی که باید، نشان از آن دارد که کارگردان فیلم‌اولی سینما را می‌فهمد. لوکیشن ساکت و عریان فیلم نیز باعث شده کارگردان بتواند دوربین خود را به‌راحتی به‌حرکت درآورد. از یک سو که به اثر و تصاویر خوب آن فکر می‌کنیم، از سویی دیگر روایت ناقص و دم‌بریده‌اش باعث دوری از آن می‌شود. «تا مرگ» می‌توانست پاره‌ی اول روایت خود را ادامه دهد و در همان مسیر تا غرق شدن کاراکتر پا پیش بگذارد. اما کارگردان دچار نوعی هم‌ذات‌پنداری با کاراکتر اِما و ترس از خالی شدن گیشه شده است و سعی کرده همه‌چیز را مطابق میل اِما پیش ببرد. در نهایت با اثری مواجه شده‌ایم که بیش‌از‌حد هالیوودی است. هالیوود در معنای منفی خود نشان از احتیاط کارگردان و درگیر شدن‌اش با اغراق‌های قهرمانی و دور شدن از رئالیسم خشن برخی روایت‌ها دارد. برخی از مخاطبان این احتیاط را می‌پسندند و اتفاقاً از آن استقبال هم می‌کنند. اما سم پکین‌پا می‌گوید: «خشونت عاشقانه‌ای غمناک است» و اسکات دیل چه زیبا می‌توانست تفسیر این جمله را با اثر خود به‌تصویر بکشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟