پوستر فیلم عزیمت

نقصان در اصل داستان

عزیمت
The Departure
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

فیلم با یک مکالمه‌ی دو نفره در رستورانی کوچک آغاز می‌شود. زوجی مقابل هم نشسته‌اند؛ طریقه‌ی صحبت کردن آنها به گونه‌ای‌ست که مخاطب همان ابتدا متوجه می‌شود نباید دیرزمانی از آشناییت آنها گذشته باشد. مکالماتی کوتاه ردوبدل می‌شود اما خانم جوان که کاملاً حواس‌اش به تلفن همراه خود- پیام‌های متمادی‌ای که به او ارسال می‌شود – است، چندان توجهی به طرف مقابل خود ندارد و همین امر هم باعث ناراحتی مرد -جان- شده و سکانس به همین راحتی به‌پایان می‌رسد. بعد از پایان این سکانس بیننده با خود فکر می‌کند حتماً در ادامه بهتر خواهد شد. حتی مبهم بودنِ همین سکانس ابتدایی شاید جالب توجه به‌نظر برسد و تصور شود با یک درام خانوادگی زیبا و پرمعنی در رابطه با روابط افراد مواجه هستیم.
سکانس بعدی اما ما با زوجی دیگر مواجه‌ایم. زوجی که به نظر بسیار خوشبخت هستند. در همان سکانس ابتدایی از این زوج، کارگردان با نشان دادن اینکه آن‌ها تصمیم می‌گیرند با هم در یک خانه زندگی کنند، تلاش می‌کند نشان دهد که این زوج چه میزان خوشبخت هستند و یکدیگر را دوست دارند. فردای همان روز، یک مأموریت کاری شش‌ماهه به مرد -نیت- به‌صورت اجباری تحمیل می‌شود و او مجبور است در اولین فرصت از شهرشان به شهری دورتر نقل مکان کند و همین امر باعث می‌شود در روابط بین او و عشقش -جسیکا- خلل ایجاد شود. از سویی دیگر نیت گویا به‌خاطر چندین مکالمه‌ی ساده‌ی جسیکا درباره‌ی یکی از همکارهای‌اش تصور می‌کند علاقه‌ی جسیکا به او کم شده است. این شکاک شدن نیت نسبت به جسیکا تنها در یک مکالمه با دوست صمیمی‌اش جان رخ می‌دهد. پس، از جان می‌خواهد که جسیکا را امتحان کند و مدتی با او رابطه‌ی دوستیِ صمیمانه‌‌تری برقرار کند و او را اغفال کند‌. جان که در سکانسی قبل‌تر هنگام صحبت کردن با دوست خود، به‌نظر فردی عاقل و خوب می‌آمد، در ابتدا پیشنهاد جان را نمی‌پذیرد، اما سپس نظرش با یک مکالمه‌ی ساده با نیت عوض شده و دست به این کار می‌زند.
فیلم داستانی ناقص دارد و در تلاشی مذبوحانه می‌خواهد با استفاده از مکالمات، این اشکال بزرگ خود را پوشش دهد، اما بازیگرهایِ نابازیگر این امکان را هم از فیلم می‌گیرند. بازیگران آن‌قدر در بروز احساسات خود کاستی به خرج می‌دهند که امکان هرگونه ارتباط احساسی و عاطفی مخاطب را با خود می‌گیرند و همین امر باعث غیرقابل باور شدن تمام روابط بین افراد می‌شود، حتی اگر داستان ناقص آن را نادید بگیریم.
از سویی دیگر روی شخصیت‌های فیلم پرداخت درستی نشده است. هیچ‌کدام کامل و روشن برای ما نشان داده‌ نمی‌شوند و ما نمی‌توانیم علل رفتارهای آن‌ها را درک کنیم. حتی ما هرگز به درستی نمی‌دانیم علت وجود آن دخترِ ابتدایی در فیلم چه بود. شاید تنها دلیل وجودش، نشان دادنِ خوش‌نیتی جان است، یعنی برای پرکردن خللِ پرداخت نشدن به شخصیت جان، شخصیتی دیگر به فیلم اضافه شده است و چه کاری بدتر از این کار. چرا که به همین شخصیتِ اضافه شده نیز در فیلم پرداخت نشده و کارگردان خواهان پوشاندن یک نقص با نقصی دیگر بوده است.
زمان فیلم یک ساعت و ده دقیقه است؛ زمانی بسیار اندک برای پرداختن به یک وجه از زندگی و روابط زناشویی. چگونه می‌شود چند شخصیت را در این زمان اندک به خوبی به بیننده نشان داد و حتی به مشکلات و معضلات شخصی و خانوادگی‌شان نیز پرداخت؟ سخن از روابط اجتماعی بسیار پیچیده است، حال اگر همین روابط با روابط زناشویی و شخصیتی ادغام گردد ما با پیچیدگی‌ای به مراتب بیشتر مواجه هستیم؛ پس برای پرداخت به این‌گونه روابط نیاز به زمان بیشتر و تبحر بیشتر است. مهارتی که در این فیلم مشاهده نمی‌کنیم. شاید تنها مزیت فیلم ایجاد سؤال‌هایی در ذهن مخاطب باشد در رابطه با زندگی زناشویی. فیلمی که به آشفتگی سوال‌هایی را در ذهن مخاطب‌اش ایجاد می‌کند که هرگز نه به درستی علل آن‌ها را می‌گوید و نه به درستی پاسخی به آن‌ها می‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟