پوستر فیلم کوه‌های جادوئی

جنون خاموش

کوه‌های جادوئی
Magic Mountains
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«لکس» یک رمان‌نویس معروف هلندی‌ست که آخرین کتاب‌اش به‌نام «سوگ خاموش» یک موفقیت بزرگ برای او محسوب شده است. شخصیت اصلی این کتاب «امیلی» فرد خاصی‌ست که در رمان‌های گذشته‌اش هم قهرمان داستان‌های او بوده است. لکس حال در ماشین خود نشسته است و از آنجا به پنجره‌ی خانه‌ی «هانا» خیره نگاه می‌کند. لکس با هانا تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد تا همدیگر را ببینند. هانا درون باری به دیدن لکس می‌رود و آخرین کتاب‌ او را به عنوان هدیه از او دریافت می‌کند. لکس در این دیدار از هانا می‌خواهد برای بار آخر با یکدیگر به مسافرت بروند و این‌بار هانا این فرصت را به لکس بدهد تا از او جدا شود. لکس می‌گوید: «تو مرا ترک کردی و من هرگز شانس ترک کردن تو را نداشته‌ام. قول می‌دهم بعد از این سفر، دیگر هرگز وجود تو را هم به یاد نیاورم.»

مسأله‌ی جدایی و طلاق، مسأله‌ی آسانی برای هیچ‌کس نخواهد بود و هر شخص نیز به گونه‌ای خاص به این مسأله نگاه خواهد کرد. همچنان که یکی از دو سوی ماجرا می‌تواند خود را برای ساختن زندگی‌ای بهتر آماده کند، ممکن است سوی دیگر این اتفاق رفتارهایی ناهنجار مانند خودکشی یا حتی قتل را هم از خود نشان دهد. مثلاً در فیلم «پیوندها» (۲۰۲۰) اگر «آلدو» می‌تواند با خوشحالی به سمت زنی دیگر رود، «واندا» راهی جز خودکشی را در برابر خود نمی‌بیند و حزن و اندوه چنان او را فرا می‌گیرد که نمی‌تواند فکر عاقلانه‌ای را به ذهن خود وارد کند حتی با وجود داشتن دو فرزند. در فیلم «کوه‌های جادوئی» نیز با توجه به اینکه هانا لکس را رها کرده است، لکس دچار حزن و اندوهی فراوان شده که این اندوه را حتی در آخرین کتاب خود نیز به تصویر درآورده است. اما آیا نوشتن از غم و درد و دوری از عشق‌ توانسته است او را آرام کند؟

هانا و لکس برای آخرین کوهنوردی دو نفره‌ی خود به سمت کوه‌هایی می‌روند که گذشتن از آنها به آسانی نخواهد بود. هانا اما کوهنوردی متبحر است و نگران هیچ‌چیز نیست. لکس هم در این کار تجربه‌ی لازم را دارد. لکس برای نشان دادن مسیر آغازین این کوهنوردی مردی به‌نام «وویتک» را استخدام می‌کند. لکس و هانا شبی را در خانه‌ی وویتک با او و مادرش می‌گذرانند و در مکالماتی که میان‌شان ردوبدل می‌شود می‌توانند تاحدودی یکدیگر را هم بشناسند. اما این شناختن هر چه بیشتر می‌شود، نگرانی‌ میان افراد نیز بیشتر می‌شود. لکس به عنوان نویسنده‌ای بزرگ رفتارهایی عجیب از خود بروز می‌دهد چنانکه این رفتارها نه‌تنها هانا که وویتک را هم نگران می‌کند.

مسیر روایت بسیار آرام و کند داستان همچنان‌که باعث می‌شود ما بتوانیم تمام رفتارهای شخصیت‌های داستان را به‌وضوح ببینیم، می‌توانیم رفتارهاشان را هم رفته‌رفته بپذیریم. اینکه گذشته‌ی هانا و لکس چه بوده و دقیقاً چه اتفاقاتی منجر به دوری این دو نفر شده اگرچه در میان اتفاقات داستان بازگو نمی‌شود اما مسیر پیش‌روی این شخصیت‌ها چنان دقیق نشان داده شده است که ما می‌توانیم حتی دیوانگی لکس را هم بپذیریم. اگرچه شاید رفتارهای‌اش قابل‌درک نباشند اما این ایراد داستان نیست، بلکه شخصیت خود لکس شخصیتی عجیب و غیرقابل‌درک است. شخصیتی که عجیب بودن‌اش به‌خوبی در فیلم به تصویر کشیده شده است. بازی بازیگر نقش لکس این عجیب‌بودن را نیز زیباتر نشان داده است.

فیلم «کوه‌های جادوئی» با مکالماتی کوتاه اما کافی مسیر داستان خود را مسیری سخت برای دیدن کرده چراکه آنچه ما می‌بینیم درد و رنجی‌ست که در رفتارهای شخصیت‌ها دیده می‌شود و دیدن درد و اندوه قطعاً همیشه دردناک خواهد بود حتی اگر این رفتارها قابل‌درک برای‌مان هم نباشد. در این میان قاب‌های زیبا و صداهای جنگل که تنها گاه‌گداری با نوای موسیقی‌ای پرتنش همراه شده توانسته است تنش موجود در میان شخصیت‌ها را هم به‌خوبی به تصویر بکشد. نمای وری‌لوانگل و لوانگل ما را از نمای پایین به شخصیت‌های خود نزدیک می‌کند و ترس پنهان‌شده در رفتارهای آنها را به ما نشان می‌دهد و نماهای های‌انگل و وری‌های‌انگل نیز در میان کوه‌های سخت، وحشت عیان‌شده در چهره‌های شخصیت‌های خود را به تصویر کشیده است. لانگ‌شات‌ها تنهایی عمیق هر شخصیت را برای‌مان تداعی می‌کنند و مدیوم‌شات‌ها از نگرانی‌ شخصیت‌ها حرف می‌زنند. سکوت‌های طولانی در نیمه‌ی دوم فیلم هم در میان نماهای زیبایی از سنگ‌های سخت، شات‌های زیبایی را ایجاد کرده که ما را هرچه بیشتر با شخصیت‌های خود همراه کرده است.

لینک از تاینی‌مووی

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟