چند سالیست که در هالیوود و بعد از ماجرای اسکار ۲۰۱۶ و کاندید نشدن بازیگران و عوامل سیاهپوست، قرعهی کار به نام ایشان در آمده و گهگاه در میان برندگان خودنمایی میکنند. اما بهدور از دعواهای نژادپرستانه باید قبول کنیم که وقتی عوامل یک فیلم خوب نیستند دیگر نیازی به ربط دادن آن به موضوع دیگری نیست. این فیلم با بهرهگیری از بازیگران سیاهپوست خود سعی در ارائهی اثری متفاوت داشته که باید گفت در این راه ناکام مانده است.
داستان فیلم به وکیلی اشاره دارد که بههمراه همسر مهندس خود در بیرون از شهر خانهای را خریداری کرده و زندگی موفق اما یکنواختی را دارد. حال در یکی از جلسات دوستی قدیمی از دوران دانشگاه را بعد از مدتها ملاقات میکند؛ دوستی که قرار است زندگی آنها را تحت تأثیر خود قرار دهد. فیلم بهنوعی میخواهد ما را در میانهی ژانر ثریلر و دلهره معلق نگه دارد. اما نه این است و نه آن. فقط پارهای اضافات تصویریست که بیشتر حوصلهسربر هستند تا جذبکننده.
گویا بر اساس فیلمنامه قرار است آن دوست قدیمی یک بیمار روانی باشد که هم به امور کامپیوتر مسلط است و هم بسیار خونسرد. اما در نحوهی ارائهی فیلمساز ما چیزی جز شبهی از این خصوصیتها را نمیبینیم؛ آن هم اگر در دیالوگ بازیگران دیگر این مسائل مطرح نمیشدند، بههیچ عنوان در فضاسازی فیلم چیزی از آنها مشهود نبود جز فلشبکها و آن صحنهی بیخاصیت ابتدای فیلم که مثلاً قرار بود ما را در تعلیق نگاه دارد.
شخصیت اول فیلم هم که یک وکیل موفق است جز با اشاره به شغل خود و رفتو آمدها به دفتر و شرکتی که برای آن کار میکند چیزی از یک وکیل خبره را به ما ارائه نمیدهد. دائم در حال رفتو آمد با ماشینها هستند تا ما با تماشای زندگی لوکس آنها به خود بقبولانیم که بله، این فرد در کار خود بسیار موفق است.
آنچه که بیش از هر چیز در این فیلم آزاردهنده است، دیالوگنویسیهای بیسروته است. یکی از صحنههایی که این گفتوگوها مبتدیانه نوشته شدهاند مربوط به میهمانی در خانهی شخصیت اول است. صحبتهایی که سر میز رد و بدل میشوند بیشتر شبیه فیلمهای اینستاگرامی بعضی از افراد است که بهجای تأثیرگذاری روی مخاطب او را به تمسخر وا میدارد. حتی بازیگران هم در ادای این کلمات و جملات خلاقیتی ندارند و فقط آنها را ادا میکنند.
عکسالعملهای غلوشدهی بازیگران در صحنههای درگیری و منطقی نبودن جستوگریزهای آنها در صحنههای پایانی فیلم را بهطور کامل فرو میریزند و در هنگام تیتراژ پایانی جز ویرانهای از تصاویری که قرار بود فیلم نام بگیرند باقی نمیماند. آنچه که مشخص است، قرار بوده فیلم کمخرج ولی دارای چارچوب خوبی باشد. اما با آنچه که ما در آثاری از این دست میبینیم باید کمی نگران این موضوع باشیم که نتفلیکس هزینه را بر کیفیت ارجح میداند و شاید باعث شود مخاطب بین انتخابهای پیش رو آثار نتفلیکس را در اولویتهای بعدی خود قرار دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.