پوستر فیلم امیلی و ماجراجویی جادوئی

وقتی بخواهی به‌اجبار فیلمی تخیلی-کودکانه بسازی

امیلی و ماجراجویی جادوئی
Emily and the Magical Journey
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«امیلی» با مادرش زندگی می‌کند. پدرش سال‌ها پیش مرده است و مادرش نقاشی‌های پدر را در اتاق‌اش مخفی کرده است. او هرگز به امیلی اجازه نداده است که این نقاشی‌ها را ببیند. اما یک روز امیلی با مشاهده‌ی مجموعه‌ای از نقاشی‌های پدر، دنیای جدیدی را در برابر خود می‌بیند. او وارد این دنیایی جادوئی می‌شود و در آنجا با اشخاصی عجیب ملاقات می‌کند.
تخیل در دنیای کودکان و البته در دنیای بزرگسالانی که هنوز آن روحیه‌ی کودکانه‌ی خود را فراموش نکرده‌اند می‌تواند دنیاهای عجیب و زیبایی را در برابرشان قرار دهد. درک این دنیاهای عجیب برای کودکان البته که بسیار راحت‌تر و جذاب‌تر است و دیدن فیلم‌هایی که به این دنیاها می‌پردازند برای آنها دلپذیرتر هم خواهد بود. فیلم‌هایی مانند «داستان بی‌پایان» ۱۹۸۴، «پلی به سوی ترابیتیا» ۲۰۰۷، «آلیس در سرزمین عجایب» ۲۰۱۰ و مجموعه فیلم‌های «نارنیا» ۲۰۰۵-۲۰۰۸-۲۰۱۰، همگی جزو برترین فیلم‌هایی هستند که نه‌تنها کودکان و نوجوانان را مبهوت دنیا و داستان خود می‌کنند بلکه بزرگسالان را هم جذب خود می‌کنند. ساختن این چنین فیلم‌های خاطره‌انگیزی با دنیاهای پر از خلاقیت و شکوه و شخصیت‌هایی قابل‌درک، کار هر نویسنده و سازنده‌ای نیست. ازاین‌روست که نام بردن از این‌گونه فیلم‌ها سخت است و هرکسی از پس ساختن آن برنخواهد آمد. فیلم «امیلی و ماجراجویی جادوئی» را اما باید جزو آن دسته از فیلم‌هایی دانست که حتی دیدن یک‌بار آن هم سخت و دشوار خواهد بود. چراکه این فیلم نه‌تنها نتوانسته است یک دنیای جدید را خلق کند، بلکه از ایجاد داستانی که هدف و مأموریتی خاص را داشته باشد هم عاجز بوده است.
فیلم «امیلی و ماجراجویی جادوئی» در ابتدا در سکانس‌هایی طولانی و بی‌هدف امیلی را وارد دنیایی می‌کند که مشخص نیست چه دنیایی است، چرا وجود دارد و قرار است این دنیا چه هدفی داشته باشد. تنها حرفی که شخصیت‌های آن مدام تکرار می‌کنند این است که اگر بترسی نمی‌توانی کاری انجام دهی. حتی فیلم سعی نکرده است برای همین حرف و البته مضمون خود داستانی خاص را ارائه دهد. اینکه امیلی باید یک کریستال به‌خصوص را از میان هیولاهایی به‌خصوص بردارد تا مردان پیر ترسویی که در آن حوالی هستند تبدیل به کودکانی شاد و خندان بشوند قرار است چه چیزی را برای بیننده‌ی خود مطرح کند؟ آیا تنها با گفتن اینکه نباید ترسید، می‌توان فیلمی جذاب ساخت؟ این فیلم از همان ابتدا به‌گونه‌ای خسته‌کننده و ملال‌آور خود را پیش می‌برد چنان‌که بیننده احساس می‌کند انگار سازنده‌ی این فیلم را مجبور کرده‌اند که داستانی تخیلی را بسازد، چراکه مشخص است کارگردان و سازنده هیچ ایده‌ای درباره‌ی این دنیا و شخصیت‌های آن و هدف آن نداشته‌اند. از سوی دیگر با تکنولوژی‌های پیشرفته و جلوه‌های ویژه‌ای که می‌تواند حتی دنیاهای جادوئی را از لحاظ تصویری زیبا کند هم، بهره نبردن از این تکنولوژی جز ضعف بزرگ فیلم چیزی دیگر نیست. ازاین‌رو فیلم از لحاظ تصویری حتی از فیلم‌ «جادوگر شهر اُز» محصول ۱۹۳۹ هم ضعیف‌تر بوده است و مخاطب را مشتاق به دیدن تصاویر خود هم نمی‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟