این انیمیشن کوتاه با تصویر شهری که در آن افراد در حین انجام کارهای روزمرهی خود درحال رقصیدن هستند، آغاز میشود. سپس دوربین از پنجرهای وارد خانهای میشود و از کنار قاب عکسهای متعددی عبور میکند تا به تصویر یک قاب بهخصوص از مرد و زنی جوان که درحال رقص هستند، میرسد. بر روی صندلیای کنار این قابعکس پیرمردی خسته که حوصلهاش از همهچیز سر رفته است و مدام کانالهای تلویزیون را عوض میکند نشسته است. همسر او که سنوسالی هم از او گذشته است با دیدن خستگی پیرمرد سعی میکند با رقصیدناش او را سر حال بیاورد اما پیرمرد توجهی به تلاش همسر نمیکند و همسر غمگین خانه را ترک میکند.
انیمیشن کوتاه پنج دقیقهای «دوباره ما» داستان پیرمردیست که سن زیادش باعث شده نشاط و شادی گذشته را دیگر در درون خود نبیند و همچنانکه در ظاهر پیر است در باطن هم نهتنها پیر که خسته و ناامید باشد. اما باریدن بارانی عجیب باعث میشود او خود را دوباره جوان ببیند و همین جوان دیدن شمایلاش او را از درون هم جوان کند. پس به سرعت از خانه خارج میشود و همراه با تمام شهر که درحال رقصیدن است، میرقصد. او همسرش را هم جوان میبیند و با دیدن او هر دو با هم شروع به رقص میکنند. انیمیشنی که تمام این اتفاقات در آن در دقایقی کوتاه و با صدای موسیقی جازی شنیدنی به تصویر درآمده است. موسیقیای که نوای زیبایاش هر جنبندهای را به رقص خواهد آورد. این زوج جوان در حال رقصیدناند که باران متوقف میشود و این دو دوباره پیر میشوند. اما پیرمرد که باران را دورتر میبیند به سمت باران میرود تا باز هم جوان شود. او میدود تا شاید جوانی خود را دوباره بازیابد. اما آیا جوانی رفته دوباره باز میگردد؟ چرا نباید از زمان زیبای جوانی حتی اگر کوتاه است استفاده کنیم و از آن لذت ببریم؟ چرا نباید به آنچه داریم و با آنچه که داریم خوش باشیم؟ و چرا باید همیشه برای خواستنهای بیشتر بدویم؟ ما با این همه عجله کجا میخواهیم برویم و کجا را میخواهیم بگیریم که اینچنین لحظات ناب زندگی و البته که عشقهای ناب خود را رها میکنیم؟ ما به دنبال چیزی میدویم که در نهایت از دست ما خواهد گریخت و ما به گرد پایاش هم نمیرسیم. پس شاید باید دمی ایستاد. باید به آن عشقهایی که داریم نگاه کنیم، آنها را در آغوش کشیم و با آن برقصیم.
انیمیشن کوتاه «دوباره ما» با همان نوای موسیقی خود و با تصاویر رنگی و باران زیبای خود بدون هیچ دیالوگی با ما سخن میگوید و نشان میدهد گاه برای بازگو کردن حرفهای مهم حتی نیاز نیست کلامی به زبان آورده شود و نوای موسیقیای زیبا و تصاویری رنگی میتواند نشان دهد آنچه را که باید نشان دهد را.
در این انیمیشن از شمایل مردی سفیدپوست و زنی سیاهپوست استفاده شده است که ورای رنگ پوستشان یکدیگر را دوست میدارند و عاشق هماند. همین امر خود نشان میدهد که روایت این انیمیشن میخواهد از چه سخن بگوید. او میگوید فرقی نمیکند از چه رنگ و نژاد و کشوری باشیم، هر چه هستیم باید زندگی را با خوبیهایاش و با نوای شیریناش در آغوش کشیم و از تمام لحظات آن لذت ببریم.
این انیمیشن را از اینجا میتوانید در کانال مشاهده کنید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.