سوژهی فرار از زندان در ژانر هیجانانگیز یکی از مورد استقبالترین سوژههاست. گویی مخاطب بهراحتی با کاراکترهای اصلی که بهدنبال راهی بهسوی آزادی هستند همذاتپنداری میکند و در لحظهلحظهی آن خود را بهجای کاراکترها قرار میدهد. «حرامزادهها، من هنوز زنده هستم» یکی از پرتکرارترین دیالوگهایی است که از فیلم «پاپیون» در ذهن مخاطب نقش بسته است. تقلا برای آزادی و تنفس آن تمام خواستهی کاراکتر این فیلمهاست. تمام این فیلمها مملو از تعلیقهایی هستند که ترشح آدرنالین در مخاطب را به اوج میرسانند و شاید یکی از دلایل رغبت مخاطب به این فیلمها همین اعتیاد به ترشح آدرنالین باشد. تعلیق، ارتباط عاطفی بیرون از زندان، عدالت، انتقام و … از درونمایههای کلیشهای این آثار محسوب میشوند. شاید بههمین دلیل است که در نظر مخاطبان عام سینمایی چند دههی اخیر فیلم «رستگاری در شاوشنک» یکی از سه فیلم برتر دنیا محسوب میشود. فیلم «برادران فراری» محصول هنگ کنگ نیز سعی دارد در فضای زندان و خلق انگیزه در سه کاراکتر اصلی خود به این دنیای سینمایی ورود کند.
چان، یک دلهدزد است که حدود سه ماه دیگر قرار است آزاد شود. ماک معماری است که بهسبب دسیسهی شریک خود در بند است و ۵ سال حبس مجازات اوست. و رولر گنگستری بوده که برای نجات دخترش فردی را با قمه کشته است و ۳۰ سال حبس را باید تحمل کند. این سه برحسب شرایطی که در زندان پیش میآید در یک مسیر قرار میگیرند و قرار است برای رسیدن به اهداف خود فرار کنند.
یکی از مشکلات اصلی سینمای تجاری چین و هنگکنگ در جامپکاتهایی است که گاهی اوقات مخاطب را عاصی میکنند. استفادهی بیرویه از یک تکنیک تدوین باعث از دست رفتن درونمایهی فیلم خواهد شد و چنین چیزی را در بسیاری از آثار این سینما شاهد هستیم. اما روایت این اثر، جدای از حفرههای عمیق روایی آن، برای مخاطب عام سینما سهلالوصول است. مخاطب بهراحتی میتواند با این اثر ساده ارتباط برقرار کند. مشکل آنجاست که فیلم در بعضی پارههای خود دچار رودهدرازی میشود و همین امر روایت را تحت تأثیر خود قرار میدهد. بهطور مثال کارگردان سعی کرده از زاویهدید هر سه کاراکتر ورود آنها و دلیل حبسشان را بهتصویر بکشد. راوی اصلی دانای کل است، اما در پارهی ابتدایی فیلم با هر سه کاراکتر و از زاویهدید خودشان وارد ماجرا میشویم. ضعف کارگردان در آنجاست که مخاطب باید در برابر زوایای متفاوت دوربین قرار بگیرد تا این تغییر در زاویهدید کاراکترها را درک کند. اما چنین چیزی رخ نمیدهد.
مطمئناً نباید از چنین اثر سادهای انتظار داشته باشیم منطق روایی خود را حفظ کند. بههمین سبب میتوان چنین گفت که فیلم صرفاً یک اثر سرگرمکننده و هیجانانگیز است. تردید فیلمساز در اضافهکردن لایهای از طنز به اثر خود باعث شده تا موقعیتهای کمدی شکل نگیرند. از آن سو خشونت بعضی از کاراکترهای فرعی نیز نمی تواند با این لایهی طنز دچار هماهنگی شود. در نهایت اثر همچون ذهن کارگردان خود معلق بین دو فضا باقی میماند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.