پوستر فیلم سرجیو

دردهاي من دردِ مردمِ زمانه است

سرجیو
Sergio
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«سرجیو ویرا دِ ملو» دیپلمات برزیلیِ سازمان ملل است که در سال ۲۰۰۳ از سوی این سازمان، وارد کشور عراق می‌شود تا به بازرسیِ علل بازشدن زندانِ ابوغریب در این کشور بپردازد. ما در اولین تصویر از فیلم سرجیو را مشاهده می‌کنیم که یک خبرنگار در حال مصاحبه با اوست و در پاسخ به سوال خبرنگار که از او می‌پرسد چگونه شما نماینده‌ی عالی رتبه‌ی حقوق بشر شده‌اید پاسخ می‌دهد: «متوجه هستید که من ۳۴سال زندگی را نمی‌توانم در ۳دقیقه خلاصه کنم». همین سخن باعث می‌شود ما متوجه شویم که احتمالاً با شخصیتی افسانه‌مانند اما از جنس خود مردم سروکار داریم‌. تصاویر بعدی با یک صدای مهیب انفجار آغاز می‌شود و ما مقر سازمان ملل در بغداد را می‌بینیم که پر از دود است و دیوارهای خراب و انسان‌های مجروح و مرده که بر زمین‌اند و سپس دختر جوانی را می‌بینیم که آشفته و نگران و خاک‌آلود سرجیو را صدا می‌زند. «کارولینا لایر» یکی دیگر از شخصیت‌های مهم فیلم، نامزد و عاشق سرجیوست که در زندگی او بسیار تأثیرگذار بوده است.
روند فیلم به خود شخصیت سرجیو، عشق او، انسان‌دوستی و اهداف والای او برای بهتر شدن اوضاع مردم می‌پردازد و سعی کرده از اهداف سیاسیِ او و حتی سازمان ملل و یا آمریکا دوری کند و سیاسی نباشد و شاید همین بزرگ‌ترین ضربه را به فیلم زده‌ است. شاید اگر بیشتر وارد جزئیات سیاسیِ اتفاقات و عللِ رخ‌داد آن‌ها شده بود، داستان از هیجان و زیبایی بیشتری برخوردار بود، اما انگار سیاست اینجا هم پیروز شده است و اجازه نداده تا داستان به سمتش کشیده شود. با این حال فیلم می‌تواند یک درام عاشقانه‌ی زیبا باشد که عشق را حتی در بدترین زمان و مکان ممکن نیز نشان دهد. سرجیو که تلاش می‌کند تا با ورود به هر کشوری، تأثیر خود را به بهترین نحو در آن کشور بگذارد، توانست با همین حسِ عمیق انسان‌دوستی خود، باعث شود کشور تیمورِ شرقی از اندونزی جدا شده و مستقل گردد. تیمور شرقی- که ۲۴سال تمام، با اندونزی در جنگ بود- هم شاید هرگز باور نمی‌کرد با سخنانِ کوتاه اما عمیقِ سرجیو، بتواند این جنگ چندین ساله را به صلح تبدیل کند.
از سویی دیگر رابطه‌ی سرجیو و کارولینا بیشترین سهم را در روند فیلم دارد و فیلم با فلش‌بک‌هایی به عقب و عقب‌تر، روند آشنایی این دو را نشان می‌دهد و از عشق‌شان سخن می‌گوید.
یکی از زیبایی‌های فیلم، موسیقیِ طبیعی فیلم است که از صداهای اطراف نشأت می‌گیرد؛ صدای باد، صدای حشرات و پرندگان جنگل، صدای دریا، صدای باران، صدای فریاد و صدای گریه. همین امر باعث می‌شود بیننده خود را بیشتر در بطن داستان ببیند و آن را حس کند. گاهی تنها موسیقی‌ای کوتاه و ملایم در پس‌زمینه‌ی اتفاقات شنیده می‌شود و هرگز موسیقی از صدای اطراف خالی نمی‌گردد.
فیلم روایتی زیباست که با داستانی روان و ساده گفته می‌شود. داستان عاشقانه‌ی مردی‌ست که برای پایان دادن به دردِ انسان‌ها تلاش کرد و تلاش‌اش بی‌نتیجه هم نماند.