«تِرا» دختری دبیرستانیست که با فروختن سوالات امتحانی و جزوات خود درآمدی برای خود بدست میآورد. او همچنین در رستوران غذای چینی خانوادگیشان با مادر و دیگر افراد خانوادهاش کار میکند. اما مادر بیمار است و دیگر توان آنچنانیای برای کار کردن ندارد ازاینروست که رستوران هم رمق گذشته را ندارد. پس ترا برای درآوردن پول بیشتر و کمک به خانواده و البته درمان مادرش پا به راهی پرخطر میگذارد.
سوژهی موادمخدر یکی از پرطرفدارترین و درعینحال یکی از آسانترین سوژههای سینماییست که طرفداران بسیاری را هم در میان بینندگان و هم در میان سازندگان فیلمها دارد. فیلمهایی مانند «قاچاق» (۲۰۰۰)، «کوکائین» (۲۰۰۱)، «گانگستر آمریکایی» (۲۰۰۷) و «سیکاریو» (۲۰۱۵) از فیلمهای برتر در این نوع هستند. سوژهای که در راحتترین حالت خود میتواند با جمع کردن گروهی در یک اتاق کوچک یا بزرگ که به ساخت و پخش مواد مخدر دست میزنند فیلمی بسازد. اما آنچه مسلم است آن است که فیلمهایی که اینگونه ساخته میشوند هرگز نمیتوانند راه خود را در میان فیلمهای برتر باز کنند یا خیلی زود فراموش میشوند یا اصلاً دیده نمیشوند. فیلم «دختر پیک» را هم باید در نوع فیلمهایی دانست که حتی برای یکبار دیدن هم نباید برای آن زمان گذاشت و دیدن دوبارهی فیلمهای برتر بسیار بهتر از دیدن این فیلم خواهد بود. چراکه این فیلم از همان سکانسهای ابتدایی و از همان مسیری که ترا وارد گروه موادمخدر میشود نشان میدهد که پایه و اساس داستان دارای مشکل است.
فیلم «دختر پیک» در ابتدا با نشان دادن ترا در مدسه میخواهد میزان ابهت و نترس بودن او را نشانمان دهد. او که کلاهی بر سر دارد در سکانسهای ابتدایی تنها با دوربینی که او را دنبال میکند، از پشت سر دیده میشود و زمانی هم که بالاخره فیلم رضایت میدهد او را از روبهرو به تصویر کشد چهرهی او را در زیر کلاهی که مدام بر سرش است نشان میدهد. ادعاها و دلایل بیخودیای که قرار است این شخصیت را شخصیت اصلی داستان و فردی فداکار و قهرمان نشان دهد. بعد از سکانسهای بیهوده و حتی بیربطی که ترا را در مدرسه نشان میدهد، فیلم با ایجاد بهانههای بیجهت سعی میکند رفتن ترا را به راهی اشتباه توجیه کند. بهانههای تکراری و سطحیای مانند بیماری مادر که فیلم حتی سعی نکرده رابطهی ترا و مادرش را هم بهخوبی نشان دهد. ترا که برای تحویل سفارش غذای فردی به مغازهای وارد میشود، بهراحتی و بدون هیچ مانعی وارد اتاق پشتی همان مغازه میشود و یک گروه بزرگ و خشن موادمخدر را میبیند که همانجا در حال ساخت مواد هستند! ترا مبالغ هنگفت پول را در دستان این خلافکاران میبیند و بعد از چند روز فکر کردن تصمیم میگیرد وارد این عرصه شود. فیلم همینگونه احمقانه آغاز میشود و تا پایان نیز در همین مسیر باقی میماند. ترا با فروش مواد بهراحتی و بهسرعت مبالغ هنگفتی کسب میکند. اما در ادامه زمانی که خانوادهاش متوجه کار او میشوند، مشکلاتی برای او ایجاد میشود. فیلم هر چه جلوتر میرود اتفاقاتاش احمقانهتر شده و در پایان نیز با بدترین رخداد ممکن به پایان میرسد. اینچنین است که همین توضیح مختصر کافیست تا بتوان به ماهیت اصلی داستان پی برد. فیلمی کاملاً آبکی و بیدوام و ساختگی که در آن هیچچیز معنا و مفهوم خاصی ندارد و کارگردان احتمالاً تنها آن را ساخته است تا تفریحی کرده باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.