«جوردی» بعد از مدتها دوری به شهر محل تولدش باز میگردد. او که بازیکن هاکی است بهدلیل رفتارهای خشونتباری که از خود نشان داده است، از تیم اخراج میشود و از آنجا که جایی برای رفتن ندارد مجبور به بازگشت به شهر قدیمی خود میشود. «نیکی» که برادر بزرگتر اوست و همسر و دو فرزند دارد، از دیدن و بازگشت برادر کوچکاش خوشحال نشده است. «نوآه» برادر کوچک جوردیست که برخلاف برادر بزرگتر از دیدن جوردی بسیار خوشحال میشود. ورود جوردی به شهرِ دوران کودکیاش منجر به بهیادآوردن خاطرات تلخ گذشته میشود. خاطراتی که زخمهای رنجهای قدیمی را دوباره برای همهی اعضای خانواده باز میکند.
فیلم «ماندآب» داستان خانوادهای است که از وجود پدری مست و خشمگین رنج میبرد. پدری که خشونت او مدام زندگی سه پسر و البته همسر او را دچار مشکلات بسیاری کرده و از این رو نیز بوده که مرگ مادر که تنها مأمن امن جوردی بوده است منجر به رفتن او و ترک خانوادهاش میشود. البته که استعداد و توانایی او در هاکی روی یخ راهی آسان برای رفتن او ایجاد کرده بود اما نیکی که بعد از رفتن برادرش باید به تنهایی از پس پدر مست و برادر کوچکتر از خودش برآید این اتفاق را چون کینهای در دل نگاه میدارد و هرگز آن را فراموش نمیکند. بازگشت جوردی این کینه را دوباره باز میکند و در ادامهی داستان اتفاقات دیگری این کینه را بیشتر و بدتر هم میکند.
طرح اصلی فیلم «ماندآب» اگرچه جذاب و اثرگذار است اما در جزئیات خود نتوانسته بهخوبی این داستان اثرگذار را نشان دهد و برشهای ناقص فیلم منجر به گم شدن پارههای داستان آن شده است. ارتباط میان شخصیتها چندان دقیق دیده نمیشود و عدم پرداخت درست به گذشتهی افراد تأثیر اتفاقات بزرگ و تلخی که برای آنها افتاده را کمرنگ کرده است. اینکه در گذشته پدر این خانواده با رفتارهای خشن خود منجر به آسیبهای فراوان در روح و روان آنها شده جز در رفتارهای جوردی در رفتار دو برادر دیگر دیده نمیشود. ما تنها از رفتارهایی که جوردی با پدرش دارد متوجه میشویم پدر باید اعمالی اشتباه و دردناک در گذشته داشته باشد که اینچنین مورد غضب فرزند خود است. شاید اگر داستان به مرگ مادر و دلیل بهتر شدن رفتارهای پدر بیشتر توجه کرده بود یا حداقل زمان بیشتری را به پدر میداد تا خوبی خود را به جوردن و البته به بینندهی خود نشان دهد، بهتر میشد او را درک کرد و دلیل تغییر رفتار پدر را فهمید. از سوی دیگر این ایراد را برای شخصیت «اَبی» و اتفاق دردناکی که در گذشته برای او رخ داده است نیز میتوان گرفت. درواقع میتوان اینگونه گفت که توجه زیاد داستان به شخصیت جوردی باعث شده است که فیلم نتواند چنانکه باید به دیگر شخصیتهای خود بپردازد و اینچنین است که ارتباط گرفتن با اصل داستان سخت شده است.
فیلم «ماندآب» با تمرکز بر شخصیت جوردن توانسته داستان زندگی او را به خوبی بیان کند و درامی ساده و آرام هرچند تکراری را ایجاد نماید. درامی که منطق روایی خود را از همان ابتدا تا انتها به خوبی حفظ کرده است و اگر پرداختهای شخصیتهای فرعیاش بهتر بود داستانی قابلقبولتر را هم ارائه داده بود. این فیلم مزایایی دیگری هم دارد مانند بازی خوب و اثرگذار شخصیتهایاش و نیز فیلمبرداری آن. استفاده از لانگشاتهای زیاد که محیط سرد و بدون فضای سبز اطراف را بهتر نشانمان میدهد در ایجاد سردی میان روابط و نیز احساسات پنهان شدهی شخصیتهای دروندار فیلم اثرگذار بوده و تا حدودی توانسته کاستی جزئیات داستان را جبران کند اما همچنان فیلم نقصهای آشکار خود را میتواند به بینندهی خود نشان دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.