«آگوست» و «مککال» دوستانی صمیمی هستند که بعد از دوران دانشگاه هنوز با هم زندگی میکنند. آنها بهزودی و با اتمام زمان اجاره خانهی خود باید به مکانی دیگر رفته و زندگی را از سر بگیرند. عدم داشتن شغلی مناسب توسط آگوست انتخاب آنها را در این میان برای یافتن خانه محدود کرده است. اما امشب شب جمعه است و مککال میخواهد به یک دورهمی دوستانه برود البته به آگوست حرف دیگری میزند. از سوی دیگر آگوست رانندهی اوبر است و کمی بعد او نیز خود را در وسط این دورهمی میبیند. ورود آگوست به این دورهمیِ دختران و پسران جوان منجر به رخ دادن اتفاقاتی میشود که داستان فیلم را رقم خواهد زد.
فیلمهای سینمایی و داستانی زیادی وجود دارند که علیرغم داستانهای سادهی خود دلپذیر و دلنشین هستند و دیدن آنها نه تنها باعث لذت بیننده میشود بلکه میتواند پیامهای اخلاقی کوتاه اما مهمی را هم به مخاطب خود ارائه دهد. فیلمهای مرورشدهای مانند «روایت بیرون از ساختمان» و «بازوی طلایی» از این دست هستند که با تکیه بر شخصیتهای خود و مکالمات میان این شخصیتها داستان خود را بهراحتی بیان میکنند و بیننده را هم با خود همراه میکنند. فیلم «دورهمی» نیز با داستان سادهی خود در یک دورهمی دوستانه روابط میان افراد را نشانه گرفته و با شکلگیری درست روایت اصلی خود توانسته است ما را با خود همراه کند.
فیلم «دورهمی» دارای سه پارت یا بخش متفاوت است که هر یک از این بخشها به شکلگیری یا تغییر رابطهی افرادی جداگانه میپردازد که با همان دورهمی به یکدیگر متصل شدهاند. بخش اول به رابطهی آگوست و مککال میپردازد و اینکه چگونه مککال ناخواسته و با رساندن یکی از سرنشینان اوبرِ خود به این مهمانی یا دورهمی وارد میشود و متوجه حقایقی دربارهی رابطهی دوستانهی خود با مککال و حتی با دیگر افراد میشود. بخش دوم به رابطهی «بتسی» و دوستپسرش، «دیمین» نیمنگاهی کرده که چگونه ورود آنها به دورهمیای که دوستان دوران دانشگاه بتسی هستند، منجر به آگاهی بیشتر بتسی نسبت به خودش و دنیایی که میخواهد در آن باشد، میشود. و در بخش آخر فیلم به «کِیلب» و عشق قدیمی او به بتسی و البته رابطهای که میان او و آگوست کاملاً ناخواسته شکل پیدا میکند، توجه کرده است. در تمام این سه داستانِ جداگانه که همگی به نوعی درنهایت به هم وصل میشوند، آنچه مورد توجه قرار گرفته رابطهی میان شخصیتهاست. ازاینروست که پرداخت شخصیتها مهمترین اصل در این داستان بوده که فیلم نیز توانسته است با انجام درست همین یک عمل داستان خود را واقعی و قابلدرک کند. تمام شخصیتهای داستان با پیشینهای که بهراحتی در چند مکالمهای که میانشان شکل پیدا کرده، میتوانند برای ما شناخته شوند و از آنجا که اتفاقات زمان گذشته و حال آنها به نوعی به هم ربط دارد ما میتوانیم با آنها همراه شده و آنها را به عنوان شخصیتهایی واقعی راحتتر بپذیریم. شخصیتهایی جوان با رفتارهای گاه حتی دیوانهوار که علیرغم زمان نسبتاً کم این فیلم خود را بهخوبی در آن جای دادهاند.
مزیت دیگر این فیلم را بازی بازیگران آن باید دانست که راحت و بهنوعی دوستداشتنی نقشآفرینی کردهاند و حرکات و موتیفهای رفتاریشان همگی برآمده از شخصیتهایی واقعیست. این بازی واقعی بازیگران در کنار داستان خوب و شخصیتهای بدون ابهام آن منجر به ایجاد فیلمی راحت و قابلدرک شده که دیدن آن را دلنشین نیز کرده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.