پوستر فیلم غریو

روزی باید همه‌چیز را کنار گذاشت و رفت

غریو
Holler
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

در سکانس ابتدایی فیلم «روث» و «بلیز» در حال جمع کردن آشغال‌ها دیده می‌شوند. آنها خواهر و برادر هستند و مادرشان به‌خاطر اعتیاد در زندان به سر می‌برد. البته که زندان رفتن مادرشان نیز به دلیل عدم توانایی آنها برای پرداخت هزینه‌ی مرکز ترک اعتیاد است. مادر در زندان قرار است اعتیاد خود را به مواد آرام‌بخش از بین ببرد. این دو نفر توانایی پرداخت حتی هزینه‌های ساده‌ی زندگی‌شان مانند آب و غذا را نیز ندارند. پس تنها کاری که می‌توانند انجام دهند جمع کردن آشغال و فروش آنها به یکی از دلالان این عرصه است. از سوی دیگر روث تا چندی بعد فارغ‌التحصیل دبیرستان می‌شود و برای رفتن به دانشگاه نیاز به پول دارد درنتیجه او و برادرش برای کسب درآمد بیشتر پا در راهی غیرقانونی می‌گذارند.
فیلم «غریو» داستان خانواده‌ای‌ست که مشکلات اقتصادی و نیز موادمخدر منجر به فروپاشی کانون گرم خانواده‌ی آنها شده است. اگر در فیلم «پدر» خانواده به دلیل فقر مالی‌ای که مقصرشان جز جامعه‌ی پیرامونی و قوانین حکومتی کس دیگری نیست، به معنای صحیح کلمه از هم فروپاشیده شده و دور شده‌اند، در فیلم «غریو» نیز این فروپاشی نه تنها منجر به دور شدن فرزندان از مادرشان شده بلکه باعث شده استعداد و هوش سرشاری که در روث وجود دارد، درحال حرام‌شدن باشد. روث که هوش سرشارش در دیدن و شنیدن و ریاضیات بسیار بالاست به‌خاطر فقر قرار است سر از آشغال‌دانی‌ها دربیاورد و برای خوردن و آشامیدن و ساده‌ترین نیازهای اولیه‌اش دست به دامن این چیزها شود. فیلم «غریو» درواقع این استعاره‌ای که همیشه برای حرام شدن استعدادهای افراد بیان می‌شود را توانسته است به‌خوبی و در داستانی منسجم به تصویر بکشد. در این فیلم قرار است واقعاً یک استعداد و توانایی در میان زباله‌های شهر به مرز نابودی کشیده شود. اما آنچه که شاید روث دارد و بسیاری از آدم‌های دیگر آن را ندارند داشتن برادر و دوستانی‌ست که برای او ارزش قائل‌اند و او را می‌خواهند کمک کنند که مسیر زندگی‌اش مانند مابقی افراد نشود.
فیلم «غریو» با شخصیت‌پردازی قوی‌ای که دارد و پرداخت به تمام کاراکترهای خود توانسته منجر به ایجاد رابطه میان ما و داستان آن شود. فیلم روث را دنبال می‌کند و ما او را در شرایط متفاوت می‌بینیم و می‌توانیم آنچه از سر می‌گذراند را درک کنیم. فیلم حتی برای نشان دادن هوش سرشار روث نیز خود را چندان به زحمت نمی‌اندازد و قرار نیست ما او را در شرایطی عجیب ببینیم، همین که او می‌تواند به سرعت خود را با شرایط موجودی که دارد وقف دهد نشان‌دهنده‌ی هوش سرشار اوست و یکی از مزیت‌های داستان نیز محسوب می‌شود که می‌تواند منجر به نزدیکی و دریافت راحت‌تر احساسات او شود. رابطه خواهر و برادر این فیلم نیز به خوبی نشان داده شده است و می‌توان احساسات این دو نفر را هم به خوبی درک کرد.
بازی «جسیکا باردن» در نقش روث تأثیر بسزایی در نزدیک شدن ما با این شخصیت داشته است. جسیکا با آن جسته‌ی کوچک و رفتارهای بااعتمادبه‌نفس‌اش در کنار چشمان نافذی که حتی معصومیت را نیز می‌توان در آنها دید توانسته به خوبی نقش دختری معصوم و باهوش را بازی کند که قرار است با تلاش خود تحولی عظیم را در زندگی خودش ایجاد کند. قاب دوربین و کلوزآپ‌هایی که از چهره‌ی جسیکا گرفته شده همچنین حرکت لرزشی آن و دنبال کردن مداوم جسیکا در شرایط مختلف هم منجر به دریافت بهتر احساسات او شده است. کارگردان تازه‌کار این فیلم «نیکول رِیگال» اولین فیلم بلند خود را درحالی ساخته که داستان ساده و شخصیت‌های واقعی‌اش توانسته‌اند منجر به دیده شدن هرچه بهتر و بیشتر فیلم‌اش شوند. این فیلم همچنین از درک بالای او نسبت به شرایطی که جامعه‌ی کنونی جهان را فراگرفته سخن می‌گوید و باعث می‌شود ما مشتاقانه منتظر فیلم‌های بعدی او نیز باشیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟