رویهی ساخت سالانه یک فیلم از طرف وودی آلن کماکان پس از دههها، بیادعا و متناوب ادامه پیدا کرده است. و امسال هم وودی یک فیلم جدید دیگر پیش رویمان قرار داده است.
شاید بهزعم خیلی از صاحبنظران و مخاطبان، وودی آلن یکی از بزرگترین کارگردانان مؤلف زندهی دنیا است. هرچند در دو دههی اخیر فیلمهای درجه یک و متفاوتی چون امتیاز مسابقه، نیمهشب در پاریس و یاسمین آبی را ارائه داده است ولی دچار نوعی تکرار در کارهای متأخر خود شده است. از این حقیقت نباید گذشت که او در عین ناباوری۸۶ سال سن دارد؛ همانند پدری که پیر و فرتوت شده است و فقط حضورش اوج نعمت برای فرزندان و اطرافیان است. همینکه او هنوز در صنعت سینما فعال است و اثر تولید میکند برای تماشاگران و سینمادوستان نوعی موهبت بهحساب میآید.
دوباره رابطهی زناشوییای که به بنبست رسیده و هر یک از دو طرف آمال و آرزوهایشان را در معشوقههای دیگری که میتوانند داشته باشند در قالب رؤیا و واقعیت جستوجو میکنند. روابطی که با اوج کشش بین طرفین و جذاب و پر شور آغاز می شوند و رفتهرفته به سردی و ملال می گرایند؛ سودای آشنایی با یک معشوقهی جدید که در آن همیشه شخصیت مرد داستان از فرجام روابط آگاه است. او میبیند رابطهای که در حال حاضر هیچ جذابیتی ندارد در گذشته اوج کشش و جذابیت را داشته است. قبلاً خود وودی به ایفای نقش مرد مستأصل داستانهایاش میپرداخت. ولی چند سالی است از بازیگران سالخوردهی دیگر در این نقشها استفاده میکند.
داستان این فیلم نیز چیزی جز درونمایههای ذکرشده نیست. مورت با همسرش سو برای شرکت در یک جشنوارهی فیلم به اروپا سفر میکنند. این سفر برای مورت جنبهی همراهی و سیاحت دارد، در حالی که سو نقشی شبیه به مدیربرنامه و مسئول تبلیغاتی کارگردان جوان و جذابی با نام فیلیپ را بر عهده دارد و در طول اقامتشان بیشتر همراه اوست و سو در این رابطهی کاری رفتهرفته مجذوب فیلیپ میشود. فیلیپ هم در اینجا همان کاراکتر قدیمی داستانهای آلن را ایفا میکند؛ مردی جذاب و عامهپسند که سبکمغز و توخالی است و چیزی جز ژست و ادای هنر و روشنفکری در او دیده نمیشود. مورت هم مجذوب زنی دندانپزشک میشود که او نیز خود درگیر رابطهی دیگری با تمام نقصانهای آشکارش است.
در روایت فیلم ادای دین آشکار به فیلم و سینما و آثار سینمای اروپا منجمله آثار فیلینی و برگمان را در رویاهای مورت شاهد هستیم. اما این ابتکار نیز فیلم را آنچنان منحصربهفرد نکرده و ما چیزی جز ترکیبی از چند اثر اخیر آلن مشاهده نمیکنیم؛ چیزی شبیه به ترکیبی از فیلمهای «یک روز بارانی در نیویورک» و «نیمهشب در پاریس».
اگر هیچ یک از آثار دیگر آلن را ندیده باشیم، این فیلم بهتنهایی میتواند یک کمدی درام استاندارد، آرام و بیادعا و گیرا باشد. در واقع تمام آثار آلن میتوانند اینگونه باشند.
در این فیلم هم رنگهای شارپ و قابهای استاندارد، موسیقی متن زیبا و تایپوگرافی و تیتراژهای کلاسیک و منحصربهفرد آلن، قصهگویی و داستانسراییِ فانتزی، خیالپردازانه و خلاقانهی او و روایتی کمدی از درامِ تلخِ واقعیتهای ثابتشدهی زندگی عاطفی و اجتماعی بشر و بهطور کلی هستی مستأصلگونهی بشر در این دنیا را شاهد هستیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.