ژانر وحشت علاقهمندان فراوان را بهخود اختصاص دادهاست. از سالهای دور اهالی هنر با دست یازیدن به حوادث غیرقابلباور یا نیروهای فرابشری و ارواح خبیثه، در تلاش برای بسط در این سبک بوده و ماجراهایی را آفریدهاند. از آثاری همچون «جنگیر» و سریهای «کینه» گرفته تا آثار اخیری مانند «آنابل» و «آن».
در این اثر زنی در سانحهی رانندگی جان خود را از دست میدهد و مرد خانواده به همراه تنها فرزندشان به خانهای جدید نقلمکان میکنند. پدر و دختر هردو از فقدان مادر دچار بیماری روحی شده و به مداوا مشغول هستند. دختربچه در آغاز داستان با پدرش سرِ ناسازگاری دارد، اما با یافتن عروسکی، راضی به گذران اوقات در اتاق خود و بهتنهایی میشود و بهظاهرا بهبود مییابد. پدر در کار ساختوساز است و بهواسطهی پروژهای عظیم مجبور به استخدام پرستار و ترک فرزندش میشود. چند ساعتی از این اتفاق نمیگذرد که با شکایت پرستار و خروجش از خانه مواجه شده و بهناچار محل کار را رها کرده و به خانه باز میگردد. اما وقتی میرسد اثری از دخترش نمییابد و این غیبت را به پلیس گزارش میکند و متعاقباً این خبر رسانهای میشود. برحسب اتفاق و در پی ایجاد صدایی از اتاق دختر، پدر با ورود به اتاق و شنیدن صدایی از کمد متوجه غیرعادی بودن آن میشود. جوانکی که خود را متخصص میداند و کمکم حس اعتماد مرد به خودش را جلب کرده، خواهان کمک و یافتن دختربچه شده و از گذشته خود سخن به میان میآورد. عنوان میدارد که کودکان دیگری نیز مفقود شدهاند و ارتباط میان آنها را جستوجو میکند. نیروهای فرازمینی و وجود طلسمهایی که بشر قادر از درک آن است را برای پدر فاش کرده و بهتدریج با استفاده از مهارت و همکاری به کشف حقایقی تلخ میشوند. وجه اشتراک میان کودکان گمشده بیتوجهی والدیناشان بودهاست. هرکدام بهخاطر عدم توجه و تخصیص وقت توسط والدین به آنها در دام روحی سرگردان که خود قربانی بوده افتاده و به ارواح شیطانی مبدل میشوند. پدر با دریافتن این موضوع در پی جبران کاستیهایش میشود و میخواهد هرطور که شده با کمک پسر جوان نزد دخترش رود و او را به دنیای کنونی بازگرداند. ریسکپذیری پدر و جسارت و شهامتاش – با کمک مرد جوان – پاسخ میدهد و فرجام طاقتفرسا اما شیرینی را برای مخاطب به ارمغان میآورد.
داستانی ساده اما پیچیده و پردازش نسبتاً خوب که اگر بازی هنرپیشگان آن سطحی بود قطعاً از همین جذابیت هم کاسته میشد. کمُدی رازآلود که پندهایی را برای والدین بههمراه داشت. بازیگران کودک بهطور فوقالعادهای نقشآفرینی کردند. استفاده از سازهای زهی و خلق صحنههای وحشت و ترس و موسیقی تأثیرگذار اثر هم از نکات بارز فیلم بود. سینماتوگرافی تحسین برانگیز و نورپردازیهای قابل توجه را میتوان نقطهی قوت اثر دانست. درست است که با نماهای نخستین، مخاطب در پی هراسناک شدن مجدد است، اما زوایای دیگر تا حدودی این نقص را پوشش دادند. این اثر به قدرت فیلمهای همرده در این ژانر و با این مضمون، نمیتواند باشد. اما ظاهراً در سال جاری میتواند فیلمی تماشایی برای علاقهمندان به ژانر وحشت بهحساب آید.