پوستر فیلم رویای خیابان گرند

در جست‌وجوی خوشبختی واقعی

رویای خیابان گرند
Dreaming Grand Avenue
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«مگی» در مقابل «جیمی» درون یک قطار شهری نشسته است. مگی در حال خواندن کتابی از امیلی دیکینسون است و جیمی درحال کشیدن نقاشی پرنده‌ای که بر دوچرخه‌ای سوار است. زمانی نمی‌گذرد که نگاه این دو با هم تلاقی می‌کند و لبخندی بر چهره‌ی هر دوی آنها ظاهر می‌شود. سپس قطار در ایستگاهی می‌ایستد و مگی و جیمی که دوشادوش هم در مقابل درِ قطار ایستاده‌اند با باز شدن در، دریایی بزرگ را در مقابل خود می‌بینند که صدایی در مترو می‌پیچد که: «اینجا گرند است». این دو با تعجب به هم نگاه می‌کنند و ناگاه در بسته می‌شود و اما با بازشدن دوباره‌ی آن این بار دسته‌گلی در کنار تابوتی که روی آن نوشته شده است؛ «سارا»، دیده می‌شود. مگی از دیدن این صحنه چشمان‌اش خیس شده است و به‌ناگاه ناپدید می‌شود. درِ قطار بسته می‌شود و بار دیگر که باز می‌شود جیمی، مردی جوان را در مقابل تابوتی می‌بیند و این‌بار جیمی است که با دیدن این اتفاق در مقابل‌اش متاثر می‌شود.
فیلم «رویای خیابان گرند» داستان مگی و جیمی است که هنوز با گذشته‌ی خود و خاطرات گذشته‌ی خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند و با اتفاقات و مرگ‌هایی که در برابرشان قرار گرفته است، سعی می‌کنند تمام این دردها و رنج‌های گذشته را در خود و با خود حل کنند. مگی و جیمی در واقعیت با هم روبه‌رو نشده‌اند اما در رویاهاشان مدام یکدیگر را ملاقات می‌کنند. حتی آنها با «جک» کسی که خود را کارآگاه رویا معرفی می‌کند نیز ملاقات می‌کنند. کارآگاهی که وظیفه‌اش به‌نوعی تحقیق درباره‌ی افراد و رویاهای آنهاست و این بار باید کاری کند که راه رویایی مگی و جیمی در واقعیت به هم پیوند بخورد. جیمی با مرگ پدری که در کودکی او و مادرش را رها کرده است و برادری ناتنی که به ناگاه در برابر خود می‌بیند، تمام سختی‌های گذشته‌اش در مقابل‌اش قرار می‌گیرد و مگی و عشق‌اش به کودکان با مرگ سارا دختری کوچک که در خشونت‌های خیابانی مرده است، امتحانی سخت را می‎گذراند.
فیلم «رویای خیابان گرند» را داستانی نئو-نوآر نیز شاید بتوان خواند. داستانی که در آن موضوعی که دست‌مایه‌ی کارگردان فیلم قرار گرفته است بیشتر جنبه‌ی اگزیستانسیالیستی دارد و کارگردان سعی کرده است با نمادهای مختلفی که در فیلم به صورت رویایی در ذهن جیمی و مگی رخ می‌دهد به جنبه‌ی هستی‌گرایی یا اصالت وجود هر شخص توجه کند. در سکانسی که جیمی در پارک و زیر درختی نشسته است و دفتر کوچک نقاشی خود را باز می‌کند تا چیزی بکشد شاید بتوان تمام حرف فیلم را به‌نوعی دید؛ آنجا که پرنده‌ای بر صفحه‌ی سفید دفتر جیمی خراب‌کاری می‌کند اما جیمی همان را تبدیل به پرنده‌ای زیبا می‌کند. جیمی که حتی در گذشته خودکشی را هم امتحان کرده است به دنبال راهی برای اثبات خود به خودش است و مگی که تلاش می‌کند تمام کودکان را نجات دهد. در این میان عشق و مهر و محبتی که میان مگی و جیمی قرار است رخ دهد راه چاره‌ای‌ست برای رسیدن به باورِ یافتن سعادتی که تنها در گرو دوست داشتن است.
مگی و جیمی در دنیایی میان خواب و بیداری و رویا و واقعیت در حال رفت‌وآمد هستند و از این روست که ما برای یافتن تمام جنبه‌های داستانی فیلم باید تمرکزی بیش را بر آن داشته باشیم. فیلم در نیمه‌ی اول خود چنان ما را درگیر خود خواهد کرد که اگرچه در نیمه‌ی دوم آن اتفاقات به زیبایی و جذابیت نیمه‌ی اول رخ نمی‌دهد و بیشتر جنبه‌ی دیالوگ‌گویی پیدا کرده است تا جنبه‌ی تصویری، اما باز هم ما برای کشف حقیقتی که در تمام فیلم قرار است وجود داشته باشد با آن همراه می‌شویم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟