درامهای خانوادگی با داستانهای آشفته
دههی ۱۹۷۰ است. در این دهه کشور سنگاپور قانون جدیدی را به تمام مدارس کشورش تحمیل کرده است. در این قانون تمام متون کتابهای درسی به ناگاه انگلیسی میشود و همگی معلمان و دانشآموزان باید به زبان انگلیسی تسلط کامل داشته باشند حتی در ادارات دولتی نیز همگی باید به زبان انگلیسی سخن بگویند. همین امر است که باعث میشود «هوات» -پسری دبیرستانی- نتواند در درسهای خود موفق باشد. هوات توسط عمویاش که به نوعی بزرگ خانواده محسوب میشود در مقابل پسرعمویاش که زبان انگلیسی را بهخوبی بلد است و همیشه جزو نفرات برتر است مدام سرزنش میشود و احساس حقارت میکند. او به همراه سه خواهرش که از او بزرگتر هستند، زندگی میکند و داستان فیلم نیز دربارهی او و خانوادهاش میباشد.
در سال ۲۰۲۰ فیلمهای درام و خانوادگی زیادی از کشورهای آسیایی را مرور کردیم که در آنها فیلمهای خوبی به مانند: «روزی درباره امروز صحبت خواهیم کرد»، «دوست اما همسر» و «مدرسه عدالت» و فیلمهای متوسط و رو به پایینی مانند: «انتقام دختران» و «نسل دههی ۹۰: مالیخولیا» را مشاهده نمودیم. البته که سهم فیلمهای بیاهمیت و ناهمگون در این میان بیشتر از فیلمهای مطرح و قابلذکر است. فیلم «سالهای خیلی دور» را هم باید جزو فیلمهای بیاهمیتی دانست که علیرغم زمان نزدیک به دو ساعت خود نمیتواند روند منطقی خوبی را در مسیر خود طی کند و بیننده جز خسته شدن و ملال برایاش چیزی نمیماند.
مشکل بزرگ فیلم «سالهای خیلی دور» همان شخصیتپردازی ضعیف آن است که نمیتواند بیننده را با خود همراه کند. فیلم قرار است به خانوادهی هوات و اتفاقاتی که در دو دههی ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ برایشان رخ میدهد، بپردازد اما آنچه که بیننده از این خانواده میبیند داستانی سطحی و آشفته است که مدام از این رخداد به رخداد دیگر پرش کرده و برشهای نامناسب فیلم باعث شده هیچکدام از شخصیتها برای بیننده شناسانده نشوند. مثلاً فیلم هیچکدام از خواهرهای هوات را در داستان خود به درستی نشان نمیدهد و تنها در یکی دو سکانس به زندگی آنها اشارهای کوتاه میکند. حتی عمو و پسرعموی هوات هم که جزو شخصیتهای مهم داستان هستند و در نیمهی دوم داستان به آنها کمی بیشتر توجه شده است هم به خوبی شناسانده نمیشوند. خود شخصیت هوات با برشهای ناگهانی فیلم، جز فردی که هیچ توانایی و هیچ درکی از موقعیت خود ندارد نشان داده میشود و با یکی دو سکانس بیربط به روند اصلی هم فیلم داستانهای کوتاه عاشقانهای را از او بیان میکند که تأثیری در روند اصلی داستان ایجاد نمیکنند. این داستان آشفته و باریبههرجهت در سال ۲۰۲۱ هم قرار است قسمت دوماش ساخته و اکران شود.
«جک نئو» کارگردان این فیلم یکی از کارگردانان خوب سینمای سنگاپور محسوب میشود که فیلمهای متوسط رو به بالایی را در کارنامهی خود دارد و ساخت فیلمی اینچنین آشفته از او شاید کمی دور از انتظار باشد. البته که با توجه به سابقهی نه چندان دور سینمای سنگاپور انتظار زیادی نیز نباید از این کارگردان و از سینمای آن داشت و شاید تنها باید منتظر بود تا دید آیا این فیلم میتواند تجربهای خوب برای ساخت فیلمهای بعدی بهتر باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.