«آنتو» بر روی تخت دراز کشیده است و با نگاهی برعکس که زاویهی دید ما نیز میباشد مادر را دنبال میکند. مادر وسایلاش را برمیدارد و در کنار «جوزه» مینشیند. آنتو، پدر و مادرش را میبیند که عاشقانه از هم خداحافظی میکنند و پدر شرمنده از اینکه نمیتواند به سر کار رود، مادر را در آغوش میگیرد.
فیلم «در جستوجوی خوشبختی» محصول ۲۰۰۶ داستان پدری پرتلاش است که سعی میکند در کنار تأمین نیازهای روزمرهی زندگی با پسر خود نیز رابطهای عمیق داشته باشد و اجازه ندهد اتفاقات سخت زندگی خللی در روح پسرش ایجاد کند. او که بهتازگی از کار بیکار شده و همسرش نیز از او جدا شده است، در میان خیابانهای شهر دست در دست پسر کوچکاش زندگی میکند و تلاش میکند در همین حین نیز لحظات زیبایی را برای پسرش خلق کند. در فیلم «زندگی زیباست» محصول ۱۹۹۷ نیز ما رابطهی زیبای پدر و پسری را در خلال روزهای جنگ جهانی میبینیم که پدر برای خلق هرچه بهتر روزهایی ناب برای پسرش حتی در شرایط آنچنان سخت تلاش میکند. فیلم «سنگشکن» هم با نگاهی متفاوت و در شرایطی سخت و متفاوت تلاش میکند رابطهی پدر و پسریِ جوزه و آنتو را به تصویر بکشد.
مادر آنتو در یک سحرگاه که به سر کار میرود دیگر برنمیگردد و مرگ او باعث میشود این پدر و پسر زندگیشان به کل تغییر کند. جوزه که در یک معدن سنگ کار میکرده یک چشم خود را در سانحهای از دست میدهد و دیگر نمیتواند کاری برای خود بیابد. از این روست که مادر برای تأمین زندگی دست به کار میشود. اما مرگ مادر شرایط را سخت میکند و خانوادهای که در راحتی و عشق زندگی میکردند حال باید برای تأمین نیازهای اولیه خود تلاش کنند. این پدر و پسر به مکانی میروند تا جوزه تنها کاری که میتواند انجام دهد را انجام دهد. مکانی که همهی خانهها از پلاستیکهایی ساده ساخته شدهاند و مردمانی که در آنجا سکونت دارند بیشتر مهاجرانی هستند که آنها هم جز کارگری برای زمینداران بزرگ کاری دیگر نمیتوانند کنند. فیلم در مسیر آرام و سخت خود داستان این پدر و پسر را با جزئیات ریزی نشانمان میدهد و ما در تمام مدت در میان اتفاقات رخداده تنها نظارهگر هستیم که چگونه انسانهایی تنها برای بقای خود باید تلاش کنند و چگونه زمینداران و سرمایهدارانی به راحتی از این افراد بیبضاعت سوءاستفاده میکنند. فیلم هرچه جلوتر میرود تاریک و تاریکتر میشود و همچنان که دنیای کودکی آنتو و پاکی آن را نشانمان میدهد، دنیای بزرگسالانی را هم نشانمان میدهد که چگونه به راحتی در ظالمانهترین شکل ممکن خودخواهیشان میتواند زندگی دهها و صدها انسان دیگر را تحت تأثیر قرار دهد.
«ماسیمیلیانو د سریو» و «جیانلوکا د سریو» دو برادر دوقولو هستند که پیش از ساخت این فیلم مستندهای بسیاری را به تصویر درآوردهاند و داستان این فیلم را هم براساس یک مستند واقعی از مرگ یک زن به تصویر کشیدهاند، از همین روست که فیلم توانسته است با جزئیات خود ما را به راحتی با خود همراه کند و ما متأثر از اتفاقات رخداده تنها نظارهگر باشیم که زندگی انسانها چگونه و بهراحتی میتواند نابود شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.