پوستر فیلم نور جاودان

این یک فیلم نیست

نور جاودان
Lux Æterna
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

⚠️ تماشای این اثر برای افرادی که دچار صرع یا حملات و تیک‌های عصبی هستند توصیه نمی‌شود

سینمای گاسپار نوئه را با نگاه رادیکال به ایده‌ها، فضای گروتسک و نورهای نئونی می‌شناسیم. او اگر بخواهد به ایده‌ای بپردازد تا انتهای مسیر عریانی ایده را پیش می‌برد و از هیچ چیز هراس ندارد. با نگاهی به آثار شناخته‌شده‌ی او می‌توان روند رو به پیشرفت را در کارنامه‌ی هنری‌اش تا فیلم «ورود به خلأ» کاملاً مشاهده کرد. او با اثر «تنها ایستاده‌ام» کار خود را آغاز کرد و پس از آن دست به ساخت «برگشت‌ناپذیر» زد و در آن میانه روی آوانگارد خود را بیش از پیش نشان داد؛ او فیلم کوتاه «We Fuck Alone» را به‌عنوان یک اپیزود از مجموعه‌ی «غیر ممنوعه» در سال ۲۰۰۶ ساخت و توجه بسیاری را به خود جلب کرد. او به‌همراه ۱۶ کارگردان دیگر در برابر صنعت پورنوگرافی دست به ساخت آثار کوتاهی زدند که نشان دهند هنر چگونه به مقوله‌ی پورن می‌نگرد و اصلاً سکس کجای تعاملات انسانی قرار دارد. این مجموعه هر چند نتوانست حتی گزندی به این صنعت میلیارد دلاری وارد کند اما حرف دل دسته‌ی بزرگی از مخاطبان بود که شاید در ذهن خود تصویری از تقابل با این صنعت نداشتند. اما اوج کار نوئه در سال ۲۰۰۹ و فیلم «ورود به خلأ» بود؛ اثری که همه‌ی فرم هنری تجربه‌شده توسط او در آثار قبلی را به شکوفایی رساند و به‌نوعی امضای پاک‌نشدنی سینمای این سینماگر آرژانتینی محسوب می‌شود. اما نوئه پس از این اثر به‌یک‌باره دچار نوعی تبختر هنری شد و با ساخت آثاری مانند «عشق» و «نقطه‌ی اوج» نه توانست درون‌مایه‌ی روایی مجزایی را به مخاطب ارائه دهد و نه فرمی که دچار آن شده بود را بهبود بخشید. او دائم در حال تکرار خود بود. حتی لانگ تیک او در فیلم «نقطه‌اوج» هم چیزی بیش از تکنیک فیلم‌برداری در یک سوله‌ی بزرگ نبود. طی این سال‌ها از او جز کارگردانی درمانده و اسیر در میان نورهای نئونی چیزی شاهد نبودیم و هر سال به این انتظار هستیم که کارگردان «ورود به خلأ» بتواند با آن نگاه رادیکال خود دوباره چشم‌ها را به پرده‌ی نمایش خیره کند.
فیلم «نور جاودان» اثری ۵۰ دقیقه‌ای و آخرین ساخته‌ی این کارگردان آرژانتینی است که به‌نوعی می‌توان آن را یک متافیکشن یا فراداستان نامید. اینکه از چه زاویه‌ای بتوان به فراداستان یا فرافیلم بودن آن رسید با همان تعریف ساده‌ی متافیکشن قابل حل است. ما فیلمی را درون فیلمی دیگر می‌بینیم که طی آن داستانی برای‌مان روایت نمی‌شود. هر بازیگری خودش را بازی می‌کند و در حال آماده‌سازی برای گرفتن سکانس سوزاندن جادوگرها هستند. نوئه سعی کرده درون کادر متافیکشن حرکت کند و بین هر سکانس نقل قولی از درایر یا دیگر بزرگان سینما را روی صفحه می‌آورد. چه چیزی در این فیلم بیش از همه خودنمایی می‌کند؟ همان تکنیک نورهای نئونی و کانتراست بالا بین نورهای قرمز و آبی و زرد که دیگر نشان فیلم‌های نوئه شده‌اند. اما او گویا فیلم کوتاه سال ۲۰۰۶ خود را فراموش نکرده است و در این اثر و در انتهای آن با فلشر همین نورها درون قاب چشم‌ها را آزار می‌دهد. او در آن اثر برای رسیدن به درون‌مایه‌ای که مخاطب را درگیرش می‌کند به استفاده از آن دست می‌زند اما در «نور جاودان» گویا فقط قصد آزار مخاطب را دارد.
فیلم «نور جاودان» را اگر بخواهیم از منظر روایت کلاسیک بنگریم که باید گفت با هیچ روایتی سر و کار نداریم. اگر به‌دنبال سرنخ‌هایی از روایت پست‌مدرن در آن می‌گردیم که باز هم باید گفت هیچ هسته‌ی داستانی در آن شکل نمی‌گیرد که بخواهد قواعد کلاسیک را زیر پا بگذارد. اما یک روی قضیه ما را به‌یاد «رنه مارگریت» و «این یک پیپ نیست» می‌اندازد. اگر بخواهیم از منظر خیانت تصویر به آن بنگریم باید گفت که کمال این اثر مارگریت را می‌توان در این اثر ۵۰ دقیقه‌ای از گاسپار نوئه مشاهده کرد و در نهایت مانند جمله‌ی نگاشته شده در پائین نقاشی مارگریت می‌توان روی کاور این اثر از گاسپار نوئه نیز چنین نوشت: «این یک فیلم نیست».