«دب» درون خانه است که صدای انداختن کلید بر در خانه و تلاشی برای وارد شدن به خانه را میشنود. در باز نمیشود، پس دب خود در را باز میکند. «مولی» پشت در ایستاده است و ناراحت از اینکه چرا نتوانسته است در را باز کند، به مادرش نگاه میکند و میپرسد چرا قفل باز نشده است. دب از آخرین روزی که مولی در خانه بوده است و با رفتناش وسایلی از خانه گم شده است، حرف میزند و میگوید که آنها خودشان قفل در را عوض کردهاند. مولی آشفته و مضطرب دیده میشود و از مادرش میخواهد تا او را به خانه راه دهد اما دب بدون اینکه حتی در را کامل باز کند به دخترش میگوید هر زمان که اعتیادش را ترک کرد میتواند پیش او باز گردد.
فیلم «بن برگشته»؛ محصول سال ۲۰۱۸، داستان پسری جوان بود که خانوادهاش، او را برای ترک اعتیاد به مرکزی میفرستند اما او در شب سال نو کاملاً ناگهانی به خانه بازمیگردد. مادر که از دیدن پسرش بسیار خوشحال شده اما در دل از بودن او نگران و مضطرب است. دیگر اعضای خانواده اما هیچکدام نمیتوانند به بن و دلایلاش برای به خانه آمدن اعتماد کنند. فیلمی دقیق و متأثرکننده دربارهی یک خانواده که در آن رابطهی اعضای خانواده بهویژه مادر با پسر معتادش به خوبی نشان داده میشود و مشکلات و معضلاتی که یک فرد معتاد میتواند به درون یک خانواده وارد کند در یک روز نشان داده میشود. فیلم «چهار روز خوب» نیز داستان شخصی معتاد است که با اعتیادش اعتماد تمام خانوادهاش را از خودش گرفته است.
مولی بیش از ده سال است که با مصرف هروئین و انواعواقسام مواد مخدرِ دیگر زندگی خود و تمام افرادی که بهنوعی به او متصل بودهاند را خراب کرده است. او آنقدر از مادر خود دزدی کرده و حتی حلقهی ازدواج و حلقهی مادربزرگاش را برداشته است که دیگر هیچکس به او اعتماد ندارد اما مادر، مادر است و تنها کسی که هرگز نمیتواند به فرزند خود نه بگوید، حتی شده به قیمت نابودی تمام زندگی خود. دب نیز در این فیلم باتمام اتفاقاتی که درگذشته رخ داده است و حتی دروغهایی که هنوز مولی به او میگوید باز هم دلاش میخواهد حرف دخترش را باور کند پس تمام تلاش خود را انجام میدهد تا بتواند دخترش را در این راه کمک کند. مسیر روایت فیلم در چهار روزی میگذرد که قرار است بعد از آن مولی بتواند وارد برنامهی ترک اعتیاد شود. او باید چهار روز را بدون مصرف هیچ موادی بگذراند پس تمام تنشها و اتفاقاتی که در این مدت میگذرد در روند داستان نقش اساسیای دارند. فیلم از پس نشان دادن این تنشها و اثرات آن بهخوبی برآمده و توانسته است ما را با محیط این خانواده همراه میکند. اما آنچه که اثر این اتفاقات را بیش از پیش کرده بازیِ بازیگر نقش مولی؛ «میلا کونیس» است که با نقشآفرینی خوب خود توانسته است بار بیشتر فیلم را بر دوش کشد. از بازی خوب «گلن کلوز» در نقش دب نیز نباید گذشت.
«رودریگو گارسیا»، کارگردان این اثر، کارگردانی کهنهکار است که سابقهی بالای او در ساخت انواع فیلمهای مختلف مانند «نه زندگی» و «چیزهایی که تو تنها با نگاه کردنات میتوانی به او بگویی» توانسته در ساخت این فیلم نیز کمکاش کند. او شخصیتهای فیلم جدیدش را هم بهمانند فیلمهای دیگرش به خوبی به ما میشناساند و باعث ارتباط هر چه بیشتر مخاطب با آن میشود. اینکه گارسیا در مسیر داستان شخصیتهای بسیاری را قرار نداده و سعی نکرده با زیادهگویی همین شخصیتهایِ اندکاش داستان را بیجهت شلوغ و بیمعنا کند خود نشاندهندهی تمرکز و شناخت او نسبت به داستان و شخصیتهایاش است. از سوی دیگر گریم بسیار خوب مولی است که توانسته نقش او را باورپذیرتر کند. دیدن دختری زیبا مانند کونیس در نقش معتادی که تمام دندانهایاش سیاه و خراب است و حالت چهره و چشماناش تداعیکنندهی فردی معتاد و واقعی است اثر روایت را بیشتر کرده و ما را تحتتأثیر بیشتر اتفاقات داستان قرار میدهد. حتی اینکه بازیگر نقش مولی، یک بازیگر معروف است که حالا به دام اعتیاد افتاده میتواند مزیت خوبی برای این فیلم محسوب شود، چرا که انگار ما مولی را در زمانی که دختری زیبا و جذاب بوده است نیز دیدهایم. از موسیقی اثرگذار این فیلم هم نباید گذشت. موسیقیهایی که آن هم توانسته در نشان دادن احساسات شخصیتها مؤثر باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.