مرور خاطرات گذشته- به مدد هنر عکاسی- بهطور شگرفی بر ثبت و ضبط لحظات تلخ و شیرین بشر صورت پذیرفتهاست. با تورق آلبوم عکس و نگاه سطحی به تصاویر، تمام گذشته در یک آن زنده میشود و در ذهن متبادر؛ تذکارهایی بر تجارب پیشین؛ سرخوشیها و ندامتها.
اینبار «استلا مِگی» در مقام نویسنده و کارگردان به تولید اثری کمدی-رمانتیک اهتمام ورزیده است. داستان عشّاقی در گذشته و حال به موازات هم؛ عاشقانهگیهای مادر و دختری در زمانهای مختلف. روزنامهنگاری نیویورکی بر حسب تصادف در حوزهی کاریاش و حین مصاحبه با ماهیگیری چند عکس سیاهوسفید را دیده و درصدد یافتن عکاس آن برمیآید. سرنخها وی را به دختر آن زن عکاس میرساند. «کریستینا» که عکاسی زبده بوده، چندیست از دنیا رفته و «مایکل» – روزنامهنگار- در تلاش است به اطلاعاتی از زندگی کریستینا پی ببرد که در این میان با دختر وی «مِی» آشنا شده و رابطهای عاشقانه بین آن دو در خلال جستوجوی گذشتهی کریستینا صورت میگیرد. مِی چند نامه از مادر متوفی خود دارد که باید بعد از مرگ به افراد نامبرده برساند و البته نامهای مخصوص خودش که رازهایی را از زندگی شخصی و هویت واقعی وی در آن نامه فاش میشود. عشق به کار و عزم کریستینا منتج به ترک دیار و عزیمت به نیویورک میشود؛ در حالیکه در آن حین در رابطه بوده است و عشقاش را رها کرده و تلاش میکند در حرفهاش به موفقیتهای در سر پروراندهاش برسد.
با آغاز فیلم به بیننده امید واهی داده میشود که داستان جذابی در حال رخدادن است، اما سطح داستانپردازی فیلم بسیار پائینتر از حد انتظار ظاهر میشود. سلانه سلانه به دنبال کشف حقایقی از گذشتهی کریستینا هستیم و در راستای آن عشق و دلدادهگی سطحی مایکل و می؛ گوئی عاشقی آنقدر دمدستی و سهل است که میتوان بهراحتی عاشق و فارغ شد. عشّاق جوان آنقدر آسیمهسر و سردرگم بهنظر میرسند که دیگر نگاههای شیداکنندهی مایکل به مِی در نظر مخاطب تأثیر چندانی ندارد و برعکس عشقی بیریشه و اساس را نوید میدهد. مایکل و می هنوز از رابطه با یکدیگر دچار تردید هستند. می با آگاهی از گذشتهی مادرش خواهان حفظ رابطهاش با مایکل است.
فیلم از جهاتی کلافی سردرگم را بهدنبال دارد. به اجبار مخاطب را در پی خود کشانده و درآخر نیز در همان بهت تنها میگذارد. زندگی مجدد مادر می و پدر واقعیاش در هالهای از ابهام است. بین مایکل و می مکالماتی دربارهی موسیقی شکل میگیرد که همراه با قطعاتِ موسیقایی گنجانده شده در فیلم خواهان جذابیت اثر بوده که باز هم قاصر از تاثیرگذاری نه چندان آن میشود. سایر اجزای فیلم حرفی برای گفتن نداشتند و در اندازهی هم ظاهر شدند و نمیتوان جزئی را از سایر اجزاء برتر معرفی نمود.
تماشای این فیلم برای یکبار آنچنان هم آزاردهنده نیست، اما ایکاش با پرداختن بیشتر به داستان و دیالوگهایی عمیقتر از این، قصه جذاب میشد. اگر چنین میشد شاید این فیلم جزء یکی از فیلمهای درخور سال جاری بهحساب میآمد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.