«شان» پسر نوجوانی است که برای خریدن ماشینی که دوستاش دارد، درحال پسانداز کردن پولاش است. او در مغازهای به عنوان فروشنده کار میکند و امیدوار است با گرفتن شیفتهای کاری بیشتر زودتر نیز به آرزویاش برسد. چراکه خانوادهاش بهخصوص پدرش مدتی است که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند و نمیتواند به پسرش هیچ کمکی کند. شان درحال تلاش کردن برای رسیدن به هدفاش است که روزی یکی از مشتریان همیشگی مغازه بعد از خرید از او فراموش میکند رسید خود را بگیرد و این رسید با شمارهای که دارد برندهی یک مسابقهی بزرگ قرعهکشی است. شان با دیدن شمارهی رسید اما به جای اینکه رسید را به مشتری خود که پیرزنی مهربان است بدهد، آن را در جیب میگذارد و در دوراهیِ استفاده از این بلیط یا دادن آن به صاحب اصلیاش میماند.
فیلم «دروغهای پربها» داستان درام و نوجوانانهای است که اتفاقات بسیاری در آن رخ میدهد و همین امر بزرگترین ایراد فیلم را رقم میزند. این فیلم برخلاف بسیاری از فیلمهایی که به گوشهای از مشکلات نوجوانان پرداخته و بر روی یک مشکل یا یک بحران نوجوانی تمرکز کرده تا همان موقعیت را به خوبی به تصویر کشد، با ایجاد مشکلات بسیار برای تنها یک پسر نوجوان باعث شده است که خود نتواند چنانکه باید به مسائل پیش روی این فرد بپردازد درنتیجه همهچیز به نظر سطحی و گاه احمقانه رسد و آشفتگی داستانی بیش از پیش نمود پیدا کند. فیلمهایی مانند: «جسور»، «پیولا» و «ایسلند بهترین است» همگی محصول ۲۰۲۰ از جمله فیلمهایی بودهاند که میتوان از آنها به عنوان فیلمهای خوب در باب دنیای نوجوانی نام برد که در آنها پرداخت درست به یک مشکل شخصیتهای نوجوان توانسته بیننده را همراه داستان کند و فیلمی موفق را بسازد.
در فیلم «دروغهای پربها» خانوادهی شان دچار مشکلات مالی بسیار است، برادرش دیر زمانی نیست که در یک تصادف دچار مرگی ناگهانی شده، نیز در مدرسه مدام توسط عدهای از دیگر همکلاسیها اذیت میشود و عصرها و آخر هفتهها هم کار میکند و حتی زمانی را در اختیار ندارد تا بهمانند دیگر همکلاسیهای خود از دوران نوجوانی لذت ببرد. از سوی دیگر او میخواهد دختری را که دوست دارد و البته طبق معمول این دختر محبوبترین دختر مدرسه است، را هم تحتتأثیر قرار دهد. تمام این مشکلات درکنار رسید قرعهکشیای که در دستان او قرار گرفته همگی باعث شدهاند تردید و گمشدگی در درون او ایجاد شود و بیننده نیز در دیدن تمام این اتفاقات بدون اینکه فیلم بتواند برای آنها پرداخت درستی داشته باشد دچار خستگی و تردید شود.
فیلم «دروغهای پربها» با اینکه زمان نسبتاً طولانیای هم دارد اما باز هم در شرح وقایع و شرح شخصیتهای خود بازمانده است. شخصیتهای داستان بهواسطهی تعداد زیادشان از زیر دست کارگردان فیلم در رفتهاند و بدون پرداخت و سطحی باقی ماندهاند. اینکه شان و خانوادهی خود برای تسکین درد زمان بسیاری را در کلیسا میگذرانند و به موعظههای کشیش گوش میسپارند هم میتواند دلیل دیگری بر خستهکننده شدن فیلم شود. حتی این موضوع باعث شده که فیلم راهحل تمام اتفاقات و مشکلات را در موعظههای این کشیش قرار دهد انگار که قرار است همهچیز با یک موعظهی ساده حل شود و شان با شنیدن کلام کشیش به یکباره متحول شود و راه درست را در پیش گیرد که البته هم همین اتفاق در نهایت رخ میدهد.