«سل» یک رقصندهی مشهور آرژانتینی است که در بوینسآیرس زندگی میکند و حالا بعد از سالها تصمیم گرفته است به دیدن «جو»؛ نوهی کوچک خود برود. جو فرزند «رافائل» است؛ تنها پسری که سل داشته است و سالها پیش در یک تصادف از دنیا رفته است. سل به خانهی عروس خود میرود تا بتواند از نزدیک نوهی خود را ببیند اما زمانی که «ایوا» را میبیند خود را گم میکند و توان معرفیای در خود نمیبیند. درنتیجه از آنجا که ایوا میخواهد اتاقی را اجاره دهد، سل خود را متقاضی آن اتاق معرفی کرده است و اینگونه به عنوان یک همسایه وارد زندگی عروس و نوهی خود میشود.
فیلم «سل» برخلاف آنچه که در ژانر خود فیلم نوشته شده است و آن را داستانی کمدی معرفی کرده است، درامی ساده است که پلات کلی آن هم با داستانی که پایهای تکراری دارد میتواند بهراحتی قابلپیشبینی و خستهکننده باشد. این فیلم عملاً هیچ سکانسی که بتواند منجر به خندهی بینندهی خود شود را در خود جای نداده است و از این رو مخاطب آن نیز از همان ابتدا نباید توقع دیدن یک کمدی را داشته باشد و تنها با یک درام ساده که اتفاقات خاصی را هم در درون خود ندارد، مواجه است.
ورود سل به زندگی ایوا و جو زندگی این مادر و پسر را به کلی تغییر میدهد و حتی باعث میشود که از فشارهای روانیای که بر دوش ایوا قرار گرفته است، کاسته شود. سل که خود را در ابتدا به عنوان همسایه وارد زندگی این دو نفر کرده است. به بهانهی کمک در کارهای خانه، وارد خانهی آنها میشود و رابطهی صمیمانهای را با جو ایجاد میکند که همین رابطه نیز منجر به اعتماد ایوا به او میشود. فیلم در مسیر روایت خود بهخوبی توانسته است ایجاد رابطه میان سل و جو و ایوا را نشان دهد اما آنچه که داستان در نشان دادناش عاجز بوده است پیشینهی افراد است. بیننده هرگز علت نبود سل را در زندگی عروس و نوهی خود درک نخواهد کرد و حتی علت دوری رافائل از مادر نیز بهخوبی بیان نمیشود و تنها در یک سکانس اشارهای کوتاه به دلیل این اتفاق شده است. چرا سل بعد از این همه سال از مرگ پسرش بهناگاه تصمیم گرفته است وارد زندگی عروساش شود و چرا در گذشته سعی نکرده بوده است تا حتی برای یک بار به دیدن آنها بیاید و کمی به آنها کمک کند؟ حتی داستانِ دوستان سل نیز در فیلم بهخوبی نشان داده نشده است و بیننده آنها را تنها بهانههایی برای پر کردن سکانسهای فیلم تصور میکند.
اما بزرگترین مزیت فیلم «سل» که باعث میشود بیننده بتواند آن را تا پایان دنبال کند علیرغم داستانی که میتوان به راحتی پایاناش را پیشبینی کرد، موسیقی آن است. شنیدن موسیقی آمریکای لاتین و آوازهای عاشقانهای که در میانهی فیلم بارها و بارها خوانده میشود، حتی یکی دو سکانسی که رقصهایی را در خود جای داده است میتوانند تنها دلایل خوبی باشند که بتوان فیلم را تا انتها دید و حتی از آن لذت برد
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.