پوستر فیلم متنفر

هیچ‌چیز مانند کینه آدم را پوچ نخواهد کرد

متنفر
The Hater
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده سارا

دنیای عجیب مجازی. از چه زمانی ما در دام مجازی بودن افتادیم؟ آیا دنیای مجازی به همان میزان که واقعیت ما را به هستی وصل می‌کند، توانسته به هستی وصل‌مان کند؟ آیا تلاش ما برای رساندن واقعیت در دنیای مجازی، ثمری در برداشته است؟ آیا هرگز دنیای مجازی می‌تواند دنیای واقعی را برای ما تداعی کند؟ آیا مجازی بودن، همان لذت دنیای واقعی را دارد؟

این فیلم از دنیای عجیب و سیاه و دردناک مجازی می‌گوید. دنیایی که خواه‌ناخواه ما را متصل کرده‌است به واقعیت. حتی گاهی از واقعیت جلو زده است. آری در این فیلم: مجازی از واقعیت جلو می‌زند آنقدر که دیگر مجازی، مجازی نیست و واقعیتی تمام است که در برابر ما رخ می‌دهد و ما تنها با چشمانی از حدقه درآمده به انتهای شوم آن نگاه می‌کنیم و کاری از دستمان هم برنمی‌آید. از سویی دیگر فیلم از دنیایی سخن می‌گوید که اعتبارش از دست رفته است. اعتبار انسانیت از دست رفته است. آیا تداخل همین مجازی با واقعیت اعتبار انسانیت را نیز زیر سوال برده است؟

 در اولین سکانس‌های فیلم ما با پسری -توماس- خسته روبه‌رو می‌شویم که مجبور بوده برای پاس کردن درس‌های‌اش سرقت ادبی و درسی کند. او خود اذعان می‌کند که برای پرداخت شهریه‌ی این دانشگاه مجبور است دو شیفت کار کند و دیگر زمانی برای درس خواندن ندارد، پس باید از دیگران برای نوشتن متون خودش بهره می‌برده. او به تقلب محکوم می‌شود و اخراج. 

از سویی دیگر خانواده‌ای که به او کمک مالی می‌کرده و از دوران کودکی پشتیبان مالی او بوده است، او را آن‌طور که توماس فکر می‌کرده نمی‌پذیرند و نمی‌بینند. در نظر آنها توماس در شأن و مقام آنها نیست و توماس که عاشق دختر آنهاست هرگز شانسی برای رسیدن به آن دختر ندارد. در اولین دیداری که توماس بعد از مدت‌ها با این خانواده دارد، آنها به خوبی از او استقبال می‌کنند، اما توماس هوشیار است. انگار متوجه چیزی در رفتار آنها شده باشد. او قبل از رفتن از خانه گوشی خود را روی حالت ضبط گذاشته و بدون اینکه دیگران متوجه شوند آن را در گوشه‌ای پنهان می‌کند و از خانه‌ی آنها خارج می‌شود. بعد از خروج او، رویه‌ی اعضای خانواده عوض شده و شروع می‌کنند به تمسخر توماس. توماس به‌شدت تمسخر شده و همین او را سرخورده می‌کند. او بعد از دقایقی بازگشته و گوشی خود را بازپس می‌گیرد و این بار کینه‌توزانه از دختر خانواده می‌خواهد درخواست دوستی او را در فضای مجازی بپذیرد -اما هنوز هم دختر را دوست دارد‌-. درخواست توسط دختر پذیرفته شده و داستان رویه‌ای دیگر طی می‌کند و توماس روی جدیدی از خود را عیان می‌کند. 

او که حالا نه مدرسه‌ای برای رفتن و درس خواندن دارد و نه خانواده‌ای که پشتیبان‌اش باشد و نه حتی انگیزه‌ای برای زندگی- از جامعه و خانواده طرد شده- پس راهی جز انتقام نمی‌بیند و همین کینه‌توزی منجر به رخ دادن اتفاقاتی سلسله‌وار می‌شود.

روند رخ دادن اتفاقات و آشنایی ما با شخصیت‌های موجود در فیلم به خوبی و دقیق بیان شده است. فیلم آهسته و مرموز جلو می‌رود و بیننده باید به تمام اطلاعاتی که فیلم به او می‌دهد دقت کند تا بتواند روند طولانی تغییر شخصیت‌ها و تغییر رویه‌ی فیلم را درک کند. فیلم پر است از مکالمات سیاسی و اجتماعی. ورود توماس به یک شرکت که کارش جعل اتفاقات و رویدادهای اجتماعی و البته سیاسی‌ست، ما را در مسیر دیدنِ پشت‌پرده‌ی بسیاری از اتفاقات سیاسی وارد می‌کند. اینکه چگونه به راحتی می‌شود در فضای مجازی به اطلاعات افراد دست پیدا کرد و از آنها در جهت اهداف خود استفاده کرد. در واقع فیلم به خوبی این جنبه‌ی فضای مجازی را به مخاطب نشان داده و به او هشدار می‌دهد و او را آگاه می‌کند که فضای مجازی آنقدر که تصور می‌شود مجازی نیست و می‌تواند به واقعیت تبدیل شود. استفاده از اطلاعات آن هم در سیاست اتفاقی خطرناک است. توماس وارد این بازی می‌شود و بهتر از همه بازی می‌کند اما حتی خودش هم شاید باورش نمی‌شد، نتیجه آن شود که در انتها شد.

فیلم از دیالوگ‌های طولانی و تصاویری سرد تشکیل شده که به خوبی بیننده را با فضای آن عجین می‌کند. نوع فیلمبرداری و حرکت دوربین هم قابل ستودن است. حرکت دوربین، حرکت دالی، حتی گاه نشان ندادن اتفاق رخ داده؛ همه و همه بر حس ترس، اضطراب و هیجان فیلم می‌افزاید.

فیلم در ظاهر درامی عاشقانه و خانوادگی‌ست اما به خشونتی تلخ منجر می‌شود. در بسیاری لحظات حتی شاید ما بدانیم اتفاق رخ داده، چه خواهد بود اما نوع سیر و روایت داستان باز هم کشش دیدن فیلم را در ما ایجاد می‌کند. شخصیت‌ها ما را وادار می‌کنند تا انتها برای دیدن فیلمی طولانی و بیش از دو ساعت میخکوب بنشینیم و از دیدن آن لذت ببریم.

#فیلم‌های_2020