«رینو ساکوراگی» و «چیهیرو» در کنار زمین شمشیربازی پسران ایستادهاند و رینو عاشقانه به «رِن کیریتانی» نگاه میکند. رن متوجه نگاه رینو نیست. اما چیهیرو که رینو را خوب میشناسد این نگاه را هم میشناسد. پس بهزودی ترتیبی میدهد تا رینو و رن زمانی را با هم بگذرانند. این دو هنگام بازگشت به خانه از مدرسه با هم همراه میشوند و افتادن دفتر کوچک آرزوهای رینو بر زمین و یافتن آن توسط رن باعث میشود رن متوجه احساسات رینو شود و او نیز احساس خود را به رینو بهراحتی ابراز کند.
اگرچه عشق همیشه عشق است اما نگاه هر کشوری به این مقوله متفاوت از نگاه دیگر کشورهاست و ازهمینروست که وجوه متفاوت عشق داستانهای عاشقانهی مختلفی را میتواند ایجاد کند. این تنوع در ماهیت فرهنگی هر کشور و نوع نگاه آنها در کنار داستانها و اتفاقات مختلفی که در مسیر این عاشقان رخ میدهد باعث میشود بتوان داستانهای عاشقانهی متفاوتی را دید که هر کدام نیز در نوع خود جذاب و زیبا هستند. در این میان خود شخصیتهای داستانها و رفتارهای آنها نیز دلیل دیگری بر تنوع این عشقها و داستانهای عاشقانه است. فیلم «نظریهی همهچیز»؛ محصول ۲۰۱۴، داستان زندگی «استیون هاوکینگ» فیزیکدان و کیهانشناس مشهور و موفق انگلیسی است که در دوران دانشجویی دچار بیماری «اسکلروز جانبی آمیوتروفیک» یا «ایالاس» میشود. در این بیماری بیمار به دلایل نامعلومی توانایی کنترل عضلات خود را از دست میدهد و نه میتواند راه رود و نه میتواند هیچ کار دیگری را انجام دهد حتی توانایی حرف زدن را نیز از دست خواهد داد و بسته به نوع سرعت پیشرفت بیماری در مدتی نامعلوم توانایی نفس کشیدن هم برای او سخت خواهد شد و درنهایت این بیماری منجر به مرگ این فرد میشود. فیلم «نظریهی همهچیز» تلاش استیون برای موفقیت در زندگیاش و البته کمکها و تلاشهای همسرش در این مسیر است که چگونه علیرغم وجود این بیماری این دو نفر میتوانند با عشق و تلاششان تحولات عظیمی را در پیشرفت علم منجر شوند. فیلم «یک در صدهزار» نیز داستان نوجوانیست که دچار بیماری ایالاس میشود و این بیماری تمام زندگی او و خانواده و دوستاناش را تحتتأثیر قرار میدهد.
فیلم «یک در صدهزار» اما نه مانند داستان فیلم «نظریهی همهچیز» از دانشمندی مطرح حرف میزند و نه شخصیتهایاش بلوغ فکرکردن به کارهای عظیمی که موجب تحول دنیا میشود را دارند بلکه این فیلم داستان نوجوانهاییست که هنوز در مسیر ابتدایی تجربهی زندگی هستند و تنها میخواهند سادهترین لذتهای ممکنی را که هنوز حتی نتوانستهاند بهدرستی بشناسند را درک و تجربه کنند. ازاینروست که ما با فیلمی کاملاً ساده روبهرو هستیم که جز سخن از زیباییها و لذتهای سادهی زندگی حرف دیگری برای گفتن ندارد. اما سخن از سادگی زندگی زمانی که از نگاه نوجوانهایی صادق و پراحساس صورت بگیرد میتواند اثر خود را بیشتر بر مخاطب خاص خود یعنی نوجوانان بگذارد و آن حرفِ مهم خود را برای آنها بازگو کند. کاری که این فیلم توانسته است در سادگی تمام سکانسهای خود به خوبی انجام دهد. شخصیتهای این فیلم همگی در مسیر داستان خود را به مخاطب میشناسانند و مخاطبی که آن هم نوجوان است و آن هم در ابتدای مسیر زندگی است میتوانند به راحتی با داستان فیلم و شخصیتهای آن ارتباط برقرار کنند و آنچه را که باید از آن بیاموزند را بیاموزند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.