کارگردان اتریشی، دنیل پروکاسکا، سعی کرده ملغمهای از درام خانوادگی و دلهره-کمدی را تبدیل به فیلمی با نام «خانهی ترسناک» کند. اولین نکتهای که مخاطب ژانر دلهره را دچار ناامیدی میکند عدم تسلط بازیگران فیلم روی کاراکترهاست. گویا کارگردان قصد نداشته از بازیگرانی استفاده که حداقل فاکتورهای یک بازیگر ابتدایی را داشته باشند. در فیلمهای ژانر دلهره معمولاً از میمیک چهرهی بازیگر و عکسالعملهای او هنگام بروز ترس نهایت استفاده را در قاب میبرند. اما در این فیلم هیچکدام از بازیگرها کوچکترین نشانهای از بازیهای چهرهای را از خود نشان نمی دهند.
این فیلم تا حدودی سعی کرده تعادلی را بین ژانر دلهره و خانوادگی برقرار کند تا ردههای سنی بیشتری پای آن بنشینند. اما کارگردان به این فکر نکرده که بستر روایتاش کاملاً بهسوی ژانر دلهره سنگینی میکند. روایتی که در پردهی اول دائم به رازآلودگی خود اضافه میکند نمیتواند بهراحتی تغییر مسیر دهد و با اضافه کردن برخی شخصیتهای فرعی تبدیل به یک اثر کمدی-خانوادگی شود.
میتوان حدس زد که اگر بازیگران بهتر و دارای انعطاف این کاراکترها را بازی می کردند اثری بهمراتب نرمتر و ساختارمندتر از چیزی که تولید شده را میتوانستیم انتظار بکشیم.
مادر که از همان ابتدا نقطهی اتصال کاراکترهای اصلی به موقعیتهای ایجاد شده است در پردهی دوم محو میشود. هیچ دلیلی برای این کمرنگ شدن وجود ندارد و داستان در دور باطلی از بازیهای بچهگانهی چند نوجوان اسیر میشود. از آن سو هیچکدام از این کاراکترهای نوجوان شخصیتهایی نیستند که قادر باشند این تغییر مسیر را در فیلم قم بزنند و در نتیجه صحنهها و موقعیتهایی خلق میشود که فیلم را با افت محسوسی همراه میکنند.
جلوههای ویژه و گریم یکی از ارکان مهم در فیلمهای ژانر دلهره است. فیلم «وحشتآوران» اثر پیتر جکسون را بهیاد بیاورید؛ در آن فیلم ترکیب زیبایی از دلهره و طنز در تقابل با مرگ بهتصویر کشیده شده بود. مخاطب ژانر دلهره در این فیلم هم وحشتزده میشد و هم میتوانست کمی لبخند بزند. در کنار اینها طراحی صحنه، گریم چهرهها و جلوههای ویژه باعث شده بود تا مخاطب حتی بدون دیالوگ هم در فضای فیلم قرار بگیرد. اما در این فیلم هیچ نشانی از حضور پررنگ این فاکتورها نمیبینیم. ارواحی که در فیلم حضور دارند با ابتداییترین شیوههای جلوههای ویژه بهتصویر کشیده شدهاند و هنگام حضورشان در قاب، مخاطب دچار زده شدن از صحنه و موقعیت پیشآمده میشود. کاراکترهای نوجوانی که بهتسخیر این روحها در میآیند نیز قادر نیستند شخصیتهای اسیر یک روح را نشان دهند و در نهایت صحنههای باسمهای شکل میگیرد.
سینمای اتریش که بهسبب چهرههایی چون «هانکه» یا «روزویتسکی» در دهههای گذشته همچنان توانسته نام خود را در سینما ماندگار کند اما در سینمای بدنه و سرگرمی هنوز راه زیادی را در پیش دارد و شاید با تداوم همکاری با سرویسهای استریم همچون نتفلیکس بتواند روزبهروز تجربهی خود را در این مسیر غنیتر کند. فیلم «خانهی ترسناک» نه ژانر دلهره است و نه اثری در ذیل سینمای خانوادگی، بلکه فقط اثری متوسط رو به ضعیف و کلیشهای سطح پائین در تلفیق این دو گونهی سینمایی بهحساب میآید.