«چارلز» در خانه و بر روی مبل راحتی خود درازکشیده و با بیحوصلگی با دوستاش از طریق لپتاپ درحال صحبت کردن است. آشپزخانه پر از ظرفهای شسته نشده و اتاق نشیمن پر از کارتنهای پر شده از وسایلی است که در جایجای این اتاق قرار گرفتهاند. او بهتازگی از «ایشا» -دوستدخترش- جدا شده زیرا ایشا به او خیانت کرده است. در همین حین صدای زنگ خانه به صدا در میآید و چارلز برای گرفتن غذایی که سفارش داده تماساش را با دوستاش قطع میکند و به پایین ساختمان میرود. در ادامه اما رفتوبرگشتهایاش به خانه بهخاطر انعام دادن به پیک منجر به قرار گرفتن او بیرون از خانه میشود؛ چرا که او کلید را درون خانه جا گذاشته است. این بیرون ماندن اجباری چارلز اما در ادامه باعث رخ دادن اتفاقاتی میشود که او را در یافتن ادامهی مسیر زندگیاش کمکاش میکند.
ورود به سال ۲۰۲۰ با شروع یک پاندومی بزرگ همراه بود. پاندومیای که تمام مردم جهان را مجبور به ماندن در خانه آن هم برای مدت بسیار طولانی کرد. این امر باعث شد بسیاری از مردم درون خانه و به دور از دوستان و آشنایان خود و دور از هرگونه ایجاد رابطهی نزدیک با کسانی که همنشینی با آنها موجب نشاط و شادمانی و حتی راحتی خاطرشان میشد، شود درنتیجه احساساتی مانند افسردگی و دلتنگی در افراد بیشتر شود. اینجا بود که دنیای سینما و فیلم نیز سعی کرد داستانهای خود را به درون خانهها و پنجرههای کوچک لپتاپ و گوشیهای موبایل آدمها ببرد تا از مزایا و معایب درون خانه ماندن حرف بزند. فیلمهای زیادی در این باب و در باب تنهایی انسانها ساخته شد که اگرچه بسیاری از آنها چنگی به دل نمیزد اما در میانشان فیلمهای خوبی نیز یافت میشد. در این میان اما حرف زدن از زندگی بیرون و نشان دادن مزایایی که در بسیاری موارد از نگاه انسانها بهخاطر روزمرگیهایی که دچارش شدهاند، دور شده شاید یکی از آن هوشمندیهایی باشد که به ذهن هر شخصی نرسد. اما «کازیمر نوزکووسکی» با تیزبینی خود در این میان دست به ساختن فیلمی میزند که برخلاف همه سعی کرده با نگاهی ساده لذتهای کوچک پیرامونمان را که همواره با آن مواجه هستیم اما قدرش را نمیدانیم نشانمان دهد و ما را به آنچه داریم کمی نزدیکتر کند.
فیلم «روایت بیرون از ساختمان» داستانی ساده اما طنزآمیز دارد که سعی کرده با مجبور کردن چارلز -مردی که هیچ علاقهای به بیرون رفتن از خانه ندارد- ما را وارد فضای آرام و ساده و حتی عادیِ بیرون از خانه کند و آهستهآهسته مزایای آن را برایمان به تصویر کشد. چارلز که ادیتور است و کارش در خانه است، با سفارش غذا و انجام تمام خریدهای خود از طریق فضای مجازی دیگر نیازی به بیرون رفتن برای خود نمیبیند پس با اجبارش به بیرون ماندن از خانه تازه میتواند همسایگاناش را بشناسد و با آدمهای عادیای که هر روزه کارشان در بیرون از خانه است، کمی معاشرت کند. با مردِ عجیب همسایهاش کمی بیشتر دوست شود و حتی با ورود به خانهاش کمی بیشتر او را بشناسد. با زن پیر همسایه گرم بگیرد و حتی کمکاش کند. با دختر کوچک همسایه بنشیند و او را کمی بشناسد. به زن جوان و حاملهای که سعی دارد وسایل خانهاش را بفروشد محبتی کند و حتی با پلیسی که در همان حوالی چرخ میزند دوست شود و به غذافروشیهای خوب همان اطراف سری بزند. چارلز با آدمهای پیرامونیاش که هرگز ندیده روبهرو میشود و در همین حین نیز از آنها چیزهای بسیاری را میآموزد. درواقع ارتباط او با این دوستان و همسایگان بهنوعی منجر به نجات زندگی شخصی خودش نیز میشود.
فیلم «روایت بیرون از ساختمان» در مسیری آرام و با طنزی کاملاً قابللمس ما را وارد زندگی عادی چارلز و همسایگاناش میکند. ما با آنها به خوبی آشنا شده چنانکه انگار خود ما بیرون از خانه درحال شناختن وجوه تازهای از زندگی هستیم. پرداخت شخصیتها چنان است که علیرغم تعدد این افراد هر یک به خوبی در داستان جای گرفتهاند و توانستهاند همگی هدف نهایی آن را منجر شوند. از سوی دیگر داستان از ایشا و از روابط میان چارلز و ایشا نیز غافل نمانده و با فلشبکهایی ما را با داستان این دو نفر نیز همراه میکند. ازاینروست که دیدن این فیلم چنانکه لذتبخش است ما را با زوایای ساده اما فراموششدهی اطرافمان هم آشتی میدهد.
«کازیمر نوزکووسکی» کارگردان این فیلم درست است که اولین تجربهی ساخت فیلم بلند خود را میگذراند اما با پشتوانهی ساخت و اثرگذاری بر بیش از صد فیلم کوتاه توانسته است داستان این فیلم را بهخوبی به تصویر کشد و با تمام شخصیتهای داستاناش ارتباط برقرار کند و ما را نیز در این ارتباط سهیم کند.