«یوجین» و «ویلیام» به همراه «اس پی» سه دوست هستند که یکی از تفریحاتاشان ترساندن توریستهایی است که به روستاشان میآیند تا از یک قبر قدیمی و افسانهای دیدن کنند. قبری که متعلق به خونآشامی بوده که گفته میشود با مکیدن خون انسانها زنده میمانده است. افسانهای که این سه پسر هرگز آن را باور نکردند. اما مرگ اتفاقی ویلیام در کنار این قبر باعث بیدار شدن این خونآشام میشود و همهچیز را به هم میریزد.
داستان خونآشامها آنقدر در فیلمها تکرار شده که آنها را میتوان در انواع و اقسام داستانهای متفاوت دید. این بار فیلم «پسران روستای جهنمی» با داستان کمدی خود سعی کرده است در رویهای جدی به افسانهی خونآشامها نظری بیندازد. دقیقاً اولین دلیلی که باعث میشود ما از همان ابتدا داستان این فیلم را بتوانیم بپذیریم آن است که فیلم هرگز سعی نمیکند کاری خارقالعاده و داستانی با افسانهای عجیب را بیان کند. همهچیز ساده و واقعی رخ میدهد و ما نیز با اینکه میدانیم فیلمی که درحال دیدناش هستیم افسانهای بیش نیست اما باز هم میتوانیم بهراحتی آن را پذیرفته و همراهاش شویم. شخصیتهای داستان همگی واقعی هستند و رفتارهای افراد نیز کاملاً منطقی است. درواقع تمام داستان و مسیر آن جز همان خونآشامی که قرار است داستان را کنترل کند واقعی دیده میشود.
فیلم «پسران روستای جهنمی» در یک سوم ابتدایی خود داستانی کاملاً درام و عادی دارد که سعی کرده تمام شخصیتهای خود را در همین یک سوم ابتدایی به ما بشناساند. ما همهی کاراکترهای داستان را در این بخش دیده و شناختهایم و میتوانیم با احساسات آنها ارتباط برقرار کنیم. در یک سوم دوم داستان اما آنچه بیش از پیش دیده میشود رویهی طنزآمیز آن است که هنوز هیچکدام از شخصیتهای داستان وجود خونآشام را باور نکردهاند، درست به مانند ما که بینندهی فیلم هستیم. ازاینروست که هر اتفاقی میتواند ما را به راحتی بخنداند. البته موسیقی استفاده شده در این بخش نیز در ایجاد فضای طنزآمیز داستان بسیار موثر است چنانکه همانطور که ما درحال ترسیدن از موجودی هستیم که هنوز نمیدانیم چیست و تعقیبوگریزها ما را به هیجان میآورد با شنیدن این موسیقی و با شنیدن دیالوگهای ردوبدل شده میان شخصیتهای داستان میتوانیم به همان راحتی بخندیم. یک سوم پایانی داستان اما فضا کمی بیشتر ترسناک شده و هیجان آن هم بیش از قبل خواهد بود. در این بخش شخصیتهای داستان برای زنده ماندن تلاش میکنند و ما که بهخوبی توانستهایم آنها را بپذیریم همراه با آنها خواهیم بود و هیجان و ترس و اضطراب آنها را درک خواهیم کرد.
دلیلی دیگری که میتواند ما را مجاب به دیدن این فیلم کند و مزیت آن محسوب شود بازی روان و حرکات کاملاً آگاهانهی بازیگران فیلم است که توانسته بهزیبایی در مسیر داستان قرار بگیرد. همچنین دوربینی که آگاهانه ما را در تمام زمانها با خود همراه میکند در ایجاد فضایی که هم درام است و هم ترسناک بسیار کمککننده بوده است. سکانسهای ابتدایی با ایجاد قابهای زیبا از محیط آرام روستا ما را با آرامش آن همراه میکند و در ادامه قابهای خاص از چهرهی قربانیان و نیز از موقعیتهای ترسناکی که این افراد در آن قرار گرفتهاند هیجان را به ما القا میدارد. تقابل این دو محیط متضاد در کنار هم با وجود شخصیتهایی که رگههایی از طنز را با خود حمل میکنند بهراحتی فضایی ایجاد کرده که بتوان این فیلم را بستهای زیبا و سرگرمکننده برای دیدن دانست و از آن لذت برد.