پوستر فیلم زنِ پشت پنجره

تعلیق، اضطراب و هیجان در اقتباسی آزاد

زنِ پشت پنجره
The Woman in the Window
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که از کارگردان‌های مورد اعتماد صحبت می‌کنیم نام «جو رایت» نیز در این لیست قرار می‌گیرد. جو رایت بریتانیایی در طول دوران فیلم‌سازی خود آثاری را خلق کرده که از او یک کارگردان مسلط به ژانرهای درام، هیجان‌انگیز و اکشن ساخته‌اند. «غرور و تعصب» محصول ۲۰۰۵، «آنا کارنینا» محصول ۲۰۱۲، «تاوان» محصول ۲۰۰۷، «تاریک‌ترین ساعت» محصول ۲۰۱۷، «هانا» محصول ۲۰۱۱ را می‌توان از شاخص‌ترین آثار او دانست که هر مخاطب علاقه‌مند به سینما اکثر آنها را تماشا کرده یا در لیست تماشای خود دارد. حال و در سال ۲۰۲۱ جدیدترین اثر رایت در ژانری تلفیقی که هیجان‌انگیز و رازآلود به‌حساب می‌آید ارادتی آزاد و سینمایی به هیچکاک و فریتس لانگ است.

عنوان فیلم را که در ابتدا مشاهده می‌کنیم به‌یاد فیلمی با همین نام و محصول ۱۹۴۴ در ژانر نوآر، اثری ماندگار از فریتس لانگ می‌افتیم. اما در همین‌جا متوقف می‌شود و داستان به‌صورت مجزا مسیر خود را شروع می‌کند. ذکاوت رایت را در همان سکانس افتتاحیه شاهد هستیم؛ آنجا که «آنا فاکس» و خانه‌اش را به مخاطب معرفی می‌کند و در یک پلان یک‌سوم قاب را صحنه‌ای از فیلم «پنجره‌ی پشتی» هیچکاک در برمی‌گیرد. کارگردان در همین تک پلان به مخاطب یادآوری می‌کند که درون‌مایه‌ی روایت برداشتی آزاد و سینمایی از اثر هیچکاک است اما خط روایت چیز دیگری است.

آنا فاکس روانشناس کودک است و دچار «اگروفوبیا» یا همان برزن‌هراسی است. او در یکی از محله‌های نیویورک ساکن است و به‌سبب همین اضطراب روانی بیشتر اوقات خود را به تماشای همسایه‌های روبه‌رو از میان پنجره مشغول است. از سویی دیگر این اضطراب باعث شده تا او به‌شدت فیلم‌باز شود و همان تک‌پلان و به‌نوعی اتاق تلویزیون نشان می‌دهد که سرگرمی او تماشای فیلم‌هاست. رایت به هیمن هم بسنده نکرده و در دو صحنه‌ی دیگر این وابستگی آنا به فیلم‌ها را نیز نشان می‌دهد؛ یک بار در اولین دیدار او با تنها پسر خانواده‌ی راسل -ایثن- و دیگری هنگامی که در حال تماشای یکی از آثار کلاسیک (دوباره ادای احترامی دیگر به فریتس لانگ و فیلم «زنی در پشت پنجره») است و دیالوگ‌ها را با بازیگران تکرار می‌کند. پس اینکه بخواهیم این اثر را کپی‌برداری از پنجره‌ی عقبی هیچکاک یا اثر فریتس لانگ تلقی کنیم به‌شدت تفسیری سطحی و تا حدی خنده‌دار است.

یکی از بازی‌های خوبی که رایت در اثر خود به آن مشغول است، بازی با نور است. خانه‌ی آنا دچار کمترین نور ممکن است و مخاطب آنا را گاه میان نور نفوذ کرده از شیشه‌های نورگیر یا پنجره‌ها مشاهده می‌کند. این توالی استفاده از نورها بی‌شک مخاطب را به‌یاد بازی‌های زیبای هیچکاک با نور می‌‌اندازد. اما کار رایت بازی با طیفی از نورهای گرم است که باعث شده پالت رنگی گرم در فیلم بیش از هر چیز دیگری خودنمایی کند. این استفاده‌ی هوشمندانه از این طیف خاص نوری بیشتر به رمزآلود بودن فضای فیلم کمک‌ می‌کند.

در آثار رایت چیزی که بیش از همه خودنمایی می‌کند انتخاب به‌جای بازیگران است. او در این فیلم از «امی آدامز» در نقش آنا، «گری اولدمن» در نقش آلیستر راسل، «جولین مور» در نقش جین/کاترینا راسل، «فرد هچینجر» در نقش ایثن راسل و «وایت راسل» در نقش دیوید استفاده کرده است. هر کدام از این بازیگران با‌توجه‌به کاراکتر خود به‌خوبی توانسته‌اند فضای رمزآلود فیلم را برای مخاطب تصویرسازی کنند؛ آدامز که هجمه‌ای از اضطراب و ترس و اطمینان را در شخصیت آنا متبلور کرده است. گری اولدمن با آن صلابت در دیالوگ‌گویی خود توانسته خشم و بی‌اعتمادی را به شخصیت آلیستر ببخشد. هچینجر نیز که در نقش ایثن بازی کرده است با آن خنده‌های هیستریک و نگاه‌هایی که در کلوزآپ‌ها به این سو و آن سو دارد توانسته این شخصیت را به‌خوبی درآورد. اما از بازی کوتاه و تأثیرگذار جولین مور هم نگذریم که در سکانس شب هالووین، او و آدامز دیالوگ‌هایی پینگ‌پنگی و به‌شدت تأثیرگذاری را اجرا می‌کنند. در اهمیت این سکانس همین بس که کل داستان فیلم بر اساس تمام نشانه‌هایی که کارگردان در میزانسن و دیالوگ‌های این سکانس پنهان کرده شکل می‌گیرد.

فیلم «زنی در پشت پنجره» از یک سو که روایتی کاملاً مستقل دارد سعی کرده تقدیمی زیبایی به دو تن از پدران سینما باشد؛ آلفرد هیچکاک و فریتس لانگ. رایت در لابه‌لای فیلم خود سعی کرده با نشان دادن بخش هایی از دو فیلم «پنجره‌ی پشتی» و «زنی در پشت پنجره» به این دو کارگردان بزرگ سینما ادای احترام کند. او در چینش صحنه‌های خود نیز سعی دارد تا جایی که می‌تواند به فضای تعلیق و حتی استفاده از موسیقی فیلم‌های هیچکاک نیز ادای احترامی داشته باشد. زیبایی سینما نیز به همین است. یک اثر خوب گاهی باعث برانگیختن مخاطب می‌شود و از آن سو، بازی‌های خوب بازیگران در آن فیلم باعث ماندگاری آن کاراکترها در ذهن مخاطب خواهد شد. اینکه سینماگری در سال ۲۰۲۱ نگاهی آزاد به آثار ماندگار بزرگان سینما داشته باشد دو چندان به زیبایی اثر آن فیلم‌ساز خواهد افزود. 

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟