من با شنیدن نام «تیلور شریدان» بهیاد درام جنایی و قدرتمند «رودخانهی ویند» محصول ۲۰۱۷ میافتم. این اثر اولین فیلم بلند و بهنوعی جدی او محسوب میشد؛ اثری بهسردی فضایی که شریدن برای مخاطب بهتصویر میکشد. اما شریدن و نگاه او به نقاط عطف آثار اکشن و هیجانانگیز و جنایی تنها به کارگردانی این اثر ختم نمیشود. او در دو سری فیلم سیکاریو نیز نقش نویسنده را برعهده داشته و اگر مخاطبی هر دو فیلم را مشاهده کرده باشد به قدرت نویسنده در پرداخت شخصیتها و موقعیتها پی خواهد برد. شریدن از آن دست کارگردانهایی است که غیر از فضای اکشن، هیجانانگیز و جنایی بهدنبال قصهای قدرتمند در این آثار است. بههمین سبب است که اگر حتی مخاطبی چندان طرفدار ژانر اکشن نباشد، با دیدن این دو سری بهراحتی میتواند غرق قصه و شخصیتهای آنها شود.
شریدر در جدیدترین اثر خود بهسراغ ژانر هیجانانگیز رفته و دو شخصیت «هانا» و «کانر» را در کنار یکدیگر به بازی مرگوزندگی دعوت میکند. هانا یکی از آتشنشانهای منطقهای جنگلی است و دائم در حال غور کردن در فاجعهای است که سال پیش منجر به زندهزنده سوختن چند پسر و همکارش در آتش جنگل شده است. از آن سو کانر بههمراه پدرش در حال فرار از دست قاتلینی هستند که مأموریت دارند تا آنها را حذف کنند. این دو در جنگل به یکدیگر برخورد میکنند.
همهچیز در این فیلم و ساختار آن طبق قاعدهی تعقیبوگریز و رسیدن به رستگاری شخصیت اول فیلم است. انتخاب بهجای آنجلینا جولی در نقش هانا باعث شده تا این شخصیت همانطور که کارگردان مد نظرش بوده از کار در بیاید. جولی که سبقهی خوبی در آثار اکشن و هیجانانگیز دارد، در این اثر هم توانسته بهخوبی شخصیت هانا را بهتصویر بکشد. از آن سو فیلم را در پرداخت شخصیتهای فرعی دچار کمی لغزش میبینیم. یک درام هیجانانگیز خوب سعی میکند شخصیتهای فرعی خود را بهگونهای پرورش دهد که تا حد امکان برای مخاطب غریبه نمانند. اما در این فیلم دوستان آتشنشان هانا در حد همان جشن ابتدای فیلم و چند دیالوگ در انتهای فیلم نقش دیگری ندارند و مخاطب اصلاً نمیتواند شخصیت هانا را در موقعیت حرفهای خود درک کند. از سویی دیگر دو شخصیت «ایثن» و «آلیسون» و دو قاتل حرفهای این روایت تقابلی کاملاً مصنوعی را ایجاد کردهاند. بههر قیمت زنده نگاه داشتن شخصیتی در فیلم که نقش تعیینکنندهای در روایت ندارد یکی از نقاط ضعف این دسته از فیلمهاست. کارگردان در ابتدا سعی دارد شخصیتهای ضد قهرمان خود را آنقدر حرفهای بهتصویر بکشد که مخاطب در حین تعقیب و گریز آنها و قهرمان داستان دچار نوعی هیجان شود. اما این حرفهایها در ابتداییترین وضعیت ممکن حذف میشوند. تفاوت ماندگاری یک اثر در این ژانر بههمین نکات ریزی است که فیلمساز رعایت میکند.
اما از رنگبندی خوب فیلم هم نباید گذشت که نیمی از جذابیت فیلم را برعهده دارد. شریدن به خوبی توانسته گرمای جهنمی آتشسوزی جنگل را با پالت رنگ گرم بهتصویر بکشد. رنگبندی یکی از عوامل مهمی است که یک اثر را در چشمان مخاطب مینشاند. اگر کوچکترین ناهماهنگی در پالت رنگی استفاده شده وجود داشته باشد کل یک سکانس و بهتبع آن کل فیلم تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. این فیلم اثری خوشخوراک برای مخاطبانی است که سینما را بهدید سرگرمی دنبال میکنند و میتواند آنها را برای ساعاتی سرگرم کند.
لینگ دانلود از سایت ۳۰نما
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.