فیلیپ نویس نامی است که حدود چهار دهه با سینمای بلاکباستری آمیخته شده است. نویس از جمله کارگردانهایی است که هر استودیوی فیلمسازی برای فیلمنامههای سینمای تجاری خود نام او را یکی از پیشنهادهای اولاش قرار میدهد. «سکوت قبرستانی» محصول ۱۹۸۹، «بازیهای میهنپرستانه» محصول ۱۹۹۲، «شکارچی استخوان» محصول ۱۹۹۹ یا «سالت» محصول ۲۰۱۰ بخشی از آثار او طی این دههها هستند. نویس تقریباً بیشتر مسیر فیلمسازی خود را در سینمای هیجانانگیز طی کرده است. نام او در کنار نامهای بزرگ دیگر در سینمای بلاکباستر همیشه مورد توجه مخاطبان این ژانر سینمایی قرار دارد.
فیلم «ورای سوءظن» روایتی بر اساس سرگذشتی واقعی از یک زن معتاد در شهری کوچک واقع در ایالت کنتاکی است. «زوئی» نقش راوی داستان را نیز برعهده دارد و فیلم هم با روایت او از جنگل و مرگ و زندگی مملو از کسالت در این شهر کوچک آغاز میشود. شهر کوچک پایکویل قرار است در تناقض با روایت ابتدایی راوی تبدیل به صحنهی درگیریها و خشونتهای بیحدوحصر شود. «سوزی» صاحب دو فرزند است که از همسر موادفروش خود طلاق گرفته است اما بهسبب بیمکانی هنوز هم در منزل او سکونت دارد. از آن سو مأموری افبیآی- مارک- در اولین مأموریت دوران حرفهای خود برای حل پروندهی سرقت از بانک به این شهر آمده است. فیلم روایت ورود این دو کاراکتر به زندگی یکدیگر و رسوایی آنهاست.
همانطور که در تیتراژ پائینی شاهد خواهیم بود این فیلم بر اساس واقعیتی است که در این شهر کوچک رخ داده است. از کارگردانی همچون فیلیپ نویس انتظار نداریم که درامی بهغایت تأثیرگذار را به ما هدیه دهد. او یکی از اجزای سینمای بدنه است و برای چنین فیلمسازی کلیشهها یکی از ارکان اصلی کار بهشمار میروند. اگر کارگردانهایی همچون آلتمن یا پکینپا را بهیاد بیاورید، باید گفت که فیلمسازهایی چون فیلیپ نویس، از برخی جنبهها، دنبالهروهای راه این کارگردانها هستند. در سینمای این کارگردانها همهچیز آمریکایی است و کاراکترها هم بر همین اساس چیده میشوند. اما یکی از نکات ضعف این فیلم حضور امیلیا کلارک است؛ نه بهسبب فرم بازی بلکه بهسبب تهمایههای لهجهی بریتانیایی در مکالمههایاش است. کلارک تا حد زیادی سعی کرده از این لهجه دوری کند و دیالوگهای خود را براساس لهجهی مردمان کنتاکی ادا کند. اما گاهی تلفظ یک کلمه با این تهمایه کاراکتر را از یک فرد محلی به یک بیگانه تبدیل میکند.
این فیلم همانطور که گفته شد همهی کلیشههای یک اثر هیجانانگیز هالیوودی را دارد. کارگردان سعی کرده آهنگ فیلم خود را کمی آهسته کند تا مخاطب بیشتر درگیر درام شود. اما این ناهمگونی را میتوان در توالی سکانسها شاهد بود. از سویی دیگر کاراکترهای فرعی آنقدر به حاشیه رفتهاند که کل فیلم را فقط و فقط کاراکترهای اصلی تشکیل میدهند و برای فیلمی چنین پرازدحام نکتهی مثبتی بهحساب نمیآید. یکی از ارکان چنین فیلمهایی که داستان آنها در یک شهر کوچک رخ میدهد حضور پررنگ کاراکترهای فرعی و نقشی که در زندگی کاراکترهای اصلی بازی میکنند است که فیلیپ نویس نتوانسته این تعادل را بهخوبی ایجاد کند. فیلم «ورای سوءظن» یکی از آثار متوسط به پایین در فیلمشناسی فیلیپ نویس محسوب میشود. اما او شاید دیگر به نقطهی پرشی نیاز نداشته باشد و سعی دارد با آثار چنین متوسط دوران حرفهای خود را پایان دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.