«تانجیرو» به همراه «نزکو» -خواهر کوچکاش- و دو دوستاش «اینوسکه» و «زنیتسو» خود را به قطار موگن میرسانند و سوار آن میشوند. قطاری که چند وقتیست مسافران زیادی را به کام مرگ کشانده یا باعث گم شدن آنها شده است. این سه نفر خود را وارد این قطار کردهاند تا با شیاطینی که قطار را احاطه کردهاند و منجر به مرگهای بسیار شدهاند، بجنگند. «رنگو کو» -هاشیروی شعله- یکی از «هاشیرو»های برتر نیز خود را برای این مبارزات وارد این قطار کرده است. تانجیرو و دو دوست دیگرش با رنگو ملاقات میکنند اما زمانی نمیگذرد که شیاطین نیز خود را در قطار نشان میدهند.
یکی از مانگاهای جدید و پرطرفدار ژاپنی «شیطانکش» است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شده است. مانگایی که در سال ۲۰۱۹ فصل اول سریال آن ساخته شد و در ۲۰۲۰ هم یک فیلم سینمایی دوساعت در ادامهی سریال به اکران درآمد. فصل دوم سریال آن هم قرار است در اواسط سال ۲۰۲۱ منتشر گردد. طرح کلی داستان دربارهی پسری به نام «تانجیرو»ست که شیطانها تمام خانوادهی او را -هنگامی که او به دنبال هیزم در جنگل بودهاست- قتلعام میکنند و خواهر کوچکاش را دچار نفرین خود میکنند. اما تا زمانی که کنزو از خون انسانها نخورده باشد، میتوان برای بازگشت او به انسانیت تلاش کرد. ازاینروست که تانجیرو برای کمک به خواهر خود وارد یک سازمان مخفی -که کارش مبارزه با این شیاطین است- میشود. این شیاطین درواقع همان انسانهایی هستند که بهخاطر داشتن نیروهای بیشتر و درنتیجه عمر طولانیتر خود را به شیطانها فروختهاند.
برای دیدن انیمهی «شیطانکش: قطار موگن» تنها دانستن همین طرح کلی کافیست تا ما بتوانیم وارد داستان فیلم شویم و خود را با داستان منسجم و هدفمند آن همراه کنیم. اما قبل از همهچیز باید گفت این انیمه با داشتن سکانسهای خشن زیاد به هیچ عنوان مناسب افراد زیر هفده سال نیست. سکانسهای خشنی که با خلاقیت بالا ساخته شدهاند و هر کدام دارای هدفی برای بودن در داستان هستند. درواقع اولین عاملی که باعث میشود بتوان به راحتی با این انیمه ارتباط برقرار کرد هدفمند بودن و داشتن پایهی قوی داستانیست. آنچنان که هر شخصیت وجوه و تواناییهای متفاوت طبقهبندی شدهای دارد که میتواند او را خاص و متمایز کند. نیز برای هر حرکت و برای هر اتفاقی که در این سکانسها رخ میدهد، نویسنده یک اسم و یک طرح ویژه دارد و بیننده از این همه خلاقیت موجود در داستان شگفتزده خواهد شد. ایجاد مکالمات درونی در میان کاراکترهای داستان نیز باعث میشود بهراحتی هر شخصیت را شناخت و با آنها همراه شد. داستانی که انسجام آن را حتی در سکانسهای اکشنی که شاید بهنظر تنها مبارزاتی ساده بین دو گروه انسان و شیطان هستند، میتوان مشاهده کرد.
مهمترین اتفاقی که در این انیمه رخ داده آن است که هرگز خود را از مسیر اصلی داستان منحرف نمیکند و با ایجاد داستانهای حاشیهای نیز سعی نمیکند خود را بزرگ جلوه بدهد. بلکه با عمق بخشیدن به همان داستان اصلی و البته عمق بخشیدن به تکتک شخصیتهای خود میتواند مسیر مناسب خود را بیابد و ما را جذب خود کند. البته تمرکز این انیمه بر روی شخصیت کونگو سان است و سعی کرده او را بیشتر از بقیه به ما بشناساند اما این کار هرگز باعث نمیشود از دیگر شخصیتها و حتی از شخصیت «انمو» -شخصیت شیطانی- نیز غافل شود.
از سوی دیگر این انیمه شاید در ظاهر دارای طرح داستانی تکراری باشد یعنی همان داستان همیشگیای که کسی وارد رویای کسی دیگر میشود؛ سوژهای که در فیلمهای بسیاری به کار گرفته شده است. اما زمانی که این داستان بسط پیدا میکند و عمیقتر میشود دیگر تنها شباهت این داستان با داستانهای دیگری که در همین باب بودهاند به همین طرح کلی خلاصه میشود و در ادامه ما خلاقیتهای جدیدتری را در اتفاقات داستان میبینیم. اتفاقاتی که با تصاویری با دقت و توجه بالا زیباتر نیز شدهاند. مثلا اگر به سکانس ابتدایی انیمه و گورستانی که نشان داده میشود دقت کنیم، بهراحتی میتوانیم میزان توجه به تصاویر را درک کنیم.
اما یکی از مزیتهای مهمی که دیدن این انیمه را حتی در زمان دیدن سکانسهای خشن آن راحت کرده موسیقی زیبای آن است که هرگز مقدم بر تصاویر نمیشود و همیشه بهعنوان یک صدای پسزمینه تنها باعث ایجاد تعلیق در داستان میشود. شخصیتها مدام در حال واگویه با خود یا ایجاد دیالوگهایی دوطرفه هستند و با ما در حال ارتباط برقرارکردناند. این صدای آرام موسیقی باعث میشود ما هم بتوانیم بهراحتی دیالوگهای ایجادشده در داستان را بشنویم و هم از صدا و تعلیق موسیقی آن لذت ببریم.
لینک از اس ام تیم