پوستر فیلم یاغی

باربیِ یاغی

یاغی
Rogue
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

برای پرداخت به موضوع طبیعت و کاری که انسان با آن کرده راه‌های مختلفی پیش روی دنیای هنر است. سینما هم یکی از این مسیرهاست. اما آیا فقط موضوع مهم است یا فرم پرداخت کار نیز باید مد نظر باشد؟ موضوع مهمی که در باب انقراض یک گونه‌ی جانوری‌ست را با اثری سخیف پرداخت کردن، نه تنها مخاطب را به سوی تحقیق و واکاوی بیشتر وا نمی‌دارد، بلکه حتی ممکن است ما را به باد استهزا و سخره بگیرد.
این فیلم نه اکشن است، نه ژانر وحشت، و نه هیچ چیز دیگری. تنها پاره‌ای از تصاویر در لوکیشنی محدود و عده‌ای نابازیگر به سرکردگی «مگان فاکس». فیلم نه نقطه‌ی آغازی دارد، نه نقطه‌ی اوجی و در نهایت نه پایانی. تنها و تنها با تعقیب و گریزهایی مواجه هستیم که هر کدام عقیم‌تر از آن هستند که مخاطب را به هیجان وا دارند. از کلمه‌ی «هیجان» استفاده کردم، چون خاصیت چنین اکشن‌هایی همین هیجان است و بس و معدود فیلم‌هایی را در این ژانر پیدا خواهید کرد که بخواهند خود را وارد لایه‌های زیرین معناشناسی کنند؛ چون اصلاً انتظاری از آنها نیست و تنها‌و‌تنها وظیفه‌‌اشان ایجاد آن هیجان در مخاطب است. حال اگر کارگردانی بخواهد همین سطح را هم رعایت نکند و با انبوهی از شلوغ‌بازی‌های بی‌سر‌و‌ته کار خود را پیش ببرد، دیگر چیزی به‌نام فیلم باقی نمی‌ماند. آنچه مقابل مخاطب قرار می‌گیرد تعدادی سایه‌ی ناآشنا هستند که با یکدیگر گلاویز می‌شوند.
حال این فیلم هم از تعاریف بالا جدا نیست. کارگردان به مدد چهره‌ی جذاب مگان فاکس قرار است ما را از ضعف‌های خود دور کند. البته که برای دور نگه داشتن ذهن مخاطب از این ترفند او را در طول فیلم وارد هیچ رابطه‌ی عاشقانه‌ای نمی‌کند. اما خب حضور یکی از نمادهای مجله‌های «وُگ» و «لایف» و … در یک فیلم، آن هم بعد از چند سال دور بودن از سینمای تینیجری، می‌تواند بسیاری را به تماشای یک اثر ترغیب کند. اما حضور یک چهره‌ی صرفاً جذاب – بدون آموزش‌های لازم و ابتدایی برای نبردهای تن‌به‌تن و حتی در دست گرفتن اسلحه – می‌تواند فیلمی را از سقوط نجات دهد؟ مسلماً خیر.
هیچ‌کدام از نابازیگران این فیلم قرار نیست در نبردهای پیش روی خود لذتی بصری را به مخاطب ارائه دهند. آنها فقط سایه‌هایی هستند که قرار است به کمک بعضی جلوه‌های ویژه‌ی تصویریِ ارزان‌قیمت ما را از آنچه که در دل آفریقا رخ می‌دهد باخبر سازند. این کار را آن‌قدر ناشیانه انجام می‌دهند که بعد از این فاجعه‌ی تصویری، مخاطب حتی رغبت جست‌و‌جو و گوگل‌ کردن واقعیت پنهان در دل دشت‌های آفریقایی را ندارد.
این فیلم با قدرت تمام توانست یک موضوع خوب و قابل بررسی را به بدترین شکل ممکن به تصویر بکشد. فیلم هیچ چیزی جز نام و پوستری جذاب ندارد. مخاطب وقتی با یک «فکت» مواجه می‌شود، در تلاش است تا در طول فیلم آن را در عمل مشاهده کند. اینکه این اطلاعات از طریق دیالوگ بین عده‌ای نابازیگر بیان شود و داد و فریادهای آنها چیزی جز به استهزا گرفته‌ شدن را در پی ندارد. مطمئناً ژانر مستند می‌توانست بهتر و بیشتر به این قضیه بپردازد که همین ممکن بود بیش از یک سال از زندگی یک فیلم‌ساز مستند را بگیرد. اما کارگردان این فیلم راه میان‌بر را امتحان کرده و با یک پروژه‌ی نهایتاً یک ماهه سر و ته ماجرا را هم آورده است.