کلوزآپ چهرهی «ایتان» آغازگر فیلم است. ایتان که با آزادی مشروط توانسته است بیرون از زندان باشد، در برابر مسئول خود نشسته است و باید به سؤالاتی تکراری و طاقتفرسا پاسخ دهد. سؤالاتی که ایتان همگی را با جملاتی کوتاه و بهسادگی پاسخ میدهد. «آیا بهتازگی بهشدت عصبانی شدهای؟ آیا دچار استرس شدید میشوی؟ رابطهات با «میا» چگونه است؟» و سوالات دیگری که ایتان مجبور است به تمام آنها پاسخ دهد.
انتقامجوییهای سینمایی در فیلمهایی مطرح شدهاند که حرفی نو و جدید را ارائه داده باشند. اگرنه تاریخچهی سینما آنقدر طولانی است که میتوان در هر ژانری چندین فیلم خوب و عالی را یافت. این ژانر نیز جدا از دیگر ژانرهای سینما نیست. گاه این انتقامجوییها جنبهی شخصی دارند و تبدیل به حمامهای خون شدهاند مانند فیلمهایی چون «بیل را بکش» یک و دو محصول سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ یا فیلم «اولد بوی» محصول ۲۰۰۳، گاه نیز این انتقامها جنبههایی سیاسی و فراتر از جنبههای شخصی پیدا کردهاند مانند فیلمهایی چون «مونیخ» محصول سال ۲۰۰۵ یا فیلم «وی مثل وندتا» باز هم محصول ۲۰۰۵. در تمام این فیلمها و فیلمهای بسیار دیگری که بهیادماندنی شدهاند مهمترین مساله همان طرح داستانی منسجم و جدید با پرداختهای درست است.
فیلم «شرایط بد» اگرچه دارای تمام المانهای پایهای و کافی برای فیلمی مناسب است اما هرگز پا را فراتر از داستان سادهی خود نمیگذارد و حرف جدیدی را بیان نمیکند. در نهایت هم بیننده با داستانی کاملاً معمولی روبهرو میشود که همهچیز را از همان ابتدا نیز میتواند پیشبینی کند.
ایتان بعد از آزادی به دلیل بیخوابیهای زیادی که دارد بهعنوان رانندهی تاکسیِ شبانه مشغول بهکار شده و تصمیم گرفته این بار زندگی خود را در آرامش دنبال کند. او سرپرستی خواهر ناتنی خود را هم بر عهده گرفته است تا میا مجبور نباشد از این خانه به آن خانه آواره شود. اما انگار میا با افراد خوبی دوست نیست و دوستپسری که برای خود انتخاب کرده است با همان نگاه اول فردی پردردسر دیده شود. در ادامهی ماجرا اما همانطور که از ابتدای داستان هم مشخص است دوستی میا با این پسر منجر به رخ دادن اتفاقاتی تلخ برای میا و ایتان میگردد. نیمهی اول فیلم به شرح رابطهی میان میا و ایتان و البته رابطهی میا و دوستاناش میگذرد. در این نیمه سعی شده شخصیتهای فیلم تا جای ممکن پرداخته شونده و برای وجود هر یک دلایل خاصی پابهگذاری شود حتی همسایهی کناری ایتان نیز بیدلیل در داستان وارد نشدهاند. در نیمهی دوم اما داستان تغییر میکند و ایتان شروع به انتقام گرفتن میکند. این نیمه را نیمهی اسلشری نیز میتوان نام برد چرا که ایتان به تنهایی و فقط با در دست داشتن یک آچار چرخ دست به انتقامجویی سختی میزند. اینکه کارگردان قهرمان خود را با این وسیلهی جدید راهی انتقامجویی کرده شاید تنها ابتکار فیلم باشد اگرنه تمام داستان همان است که ما در تمام فیلمهای انتقامجویی دیگر میبینیم و قرار نیست اتفاقی خاص و قابلتوجه را در داستان مشاهده کنیم. حتی برای من بازی بازیگر نقش میا و گاه در بعضی سکانسها بازی بازیگر نقش ایتان بهگونهای مصنوعی هم دیده میشوند و باور اتفاقات را کمی سخت میکنند. با این اوصاف فیلم «شرایط بد» را میتوان تنها یک فیلم سرگرمکننده که سکانسهای جذابی برای علاقهمندان به اینگونه فیلمها دارد دید که یکبار دیدن آن خالی از لطف نخواهد بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.