عنوان فیلم اصطلاحیست که در معنای تحتالفظی اشاره به خوردن برشتوک برای صبحانه دارد. اما این اصطلاح از سوی مربی به تیم خود خطاب میشود تا از لحاظ ذهنی و جسمی خود را برای مقابله با حریف آماده کنند و بتوانند نتیجه را بهسود خود تغییر دهند.
«سید» مردی در آستانهی چهل سالگی است که از تمام جنبههای زندگی خود و حتی روزمرگیهایاش راضی است. برای او همهچیز این دنیا و اتفاقاتاش زیباست. حتی زمانی که دیگران او را مورد تمسخر قرار میدهند یا اینکه بیتعارف او را از حرف زدن منع میکنند باز هم چیزی برای نشان دادن ناراحتی یا حتی تنفر ندارد. بازی «تونی هيل» در نقش سید باعث شده تا این کاراکتر خیلی ملایم بتواند در فیلم تثبیت شود. فیلم برعکس کمدیهای همردهی خود با سروصدای زیادی همراه نیست و اتفاقات داستان در پردهی اول بسیار ملو و همراستا با آشنایی مخاطب و شخصیتهای کلیدی فیلم رقم میخورد.
این فیلم کمدی از اصول کمدی هالیوودی پیروی کامل میکند و بههمین سبب است که باید گفت کلیشههای رایج در این اثر نیز خود را نشان میدهند. زندگی سینوسی کاراکتر اصلی که در نهایت با پایانی خوش همراه است و کارگردان سعی کرده روند سقوطی پردهی دوم را همچون کمدیهای کلاسیک تا میانهی پردهی سوم نیز ادامه دهد. این کمدی میتوانست در دستهی آثار ساختارشکن قرار بگیرد، چرا که شخصیت سید پتانسیل تبدیل شدن به یک کاراکتر احاطهشده در زندگی ابزورد را داشت. اما کارگردان ترجیح داده تا روی ریل مستقیم کلیشه حرکت کند و اثر خود را دچار آزمون و خطا نکند.
اسکات آبراموویچ در این تجربهی فیلمسازی بلند خود ژانر کمدی را برگزیده و سعی کرده تا جایی که میتواند محتاط باشد. در نتیجهی همین نگاه محتاط کارگردان به داستان است که شخصیت سید در فیلم گویی درون اتاقکی شیشهای گرفتار شده و نمیتواند از مسیر خود خارج شود. آبراموویچ که پیش از این تجربهی نویسندگی اثر «فریاد» محصول ۲۰۱۴ را در کارنامهی خود دارد، سعی کرده در اولین گام فیلمسازی خود بهسراغ ژانر کمدی برود. آنچه بیش از هر چیزی در این فیلم ناهماهنگ جلوه میکند شخصیتپردازی کاراکتر اصلی و کل فیلم است. گویی کاراکتر سید بزرگتر از فیلم است. در پارههایی از فیلم با برشهای بدی مواجه هستیم که باعث میشوند شخصیت سید در داستان سردرگم نشان داده شود.
شاید پردهی اول فیلم بهترین پارهی آن باشد و اگر کارگردان کمی جسارت داشت با یکی از بهترین کمدیهای سال طرف بودیم. اما ترس از گیشه و دیده نشدن باعث شده تا این فیلم نیز مسیر دیگر کمدیهای میانه را طی کند و سید هم به جرگهی مجردهای چهلسالهی کمدیهای پاپکورنی بپیوندد. آبراموویچ سعی کرده تا جایی که میتواند فاکتورهای ملودرام را از اثر خود بگیرد و از ابتدا شخصیتپردازی سید هم چنین حسی را در ذهن مخاطب ایجاد میکند. اما رفتهرفته فیلم در نتیجهی همان احتیاط کارگردان سعی میکند شخصیت اصلی را در سطح خود پایین بیاورد.
در نهایت میتوان این فیلم را یک کمدی ملو با شخصیتپردازی خوب کاراکتر اول دانست که تنها نقطهقوت آن نیز همین است و قرار نیست انتظار ما از یک اثر سینمایی در ژانر کمدی را برآورده کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.