قبل از اینکه به فیلم بپردازیم اجازه دهید در باب عنوان آن کمی صحبت کنیم. زویی-کاراکتر اصلی- زمانی که بههمراه «تیم»-دوستپسرش- به مهمانی یکی از دوستان خود میرود، در مکالمهای که با دوست حاملهاش دارد چنین میگوید:«ازدواج انجام شد، خونواده تشکیل شد و حالا هم بچه و تمام.» او از این اصطلاح بهنحوی کنایهآمیز استفاده میکند و بیشتر روی این متمرکز است که زندگی آنها چیزی شبیه زندگی گوسفندی و بدون هیچ هیجانی است.
زویی و تیم چند سالی است که در کنار یکدیگر زندگی میکنند و دائم در زندگی خود دوست دارند تا هیجان را تجربه کنند. اما این شناخت ما از زویی نه در سکانس افتتاحیه، بلکه در سکانسهای بعد از آن ایجاد میشود. سکانس افتتاحیه زویی را نشان میدهد که در حال مکالمه با یک پرستار است و ناگهان متوجه میشود که از تیم حامله است. او یک دختر نیوزلندی بسیار شاد و مملو از هیجان است و نمیتواند به خود بقبولاند که یک بچه همهی این هیجانها و سرزندگی را از او بگیرد. حتی قصد گفتن این ماجرا را به تیم ندارد و میخواهد خود را برای مسابقات درختنوردی در کانادا آماده کند.
روایتهایی از این دست که یک زوج برای پذیرفتن یکی از مسئولیتهای مهم در زندگی هنوز آماده نیستند و قرار است اولین اتفاق جدی در زندگیشان رخ دهد را بسیار دیدهایم. شاید اگر بخواهیم از نسخههای آمریکایی آن نام ببریم فیلم پستمدرن و موفق «جونو» مثال خوبی باشد. اما جونو شاید در همین درونمایهی حاملگی ناخواسته بتواند در کنار این فیلم قرار بگیرد. جونو یک درام قدرتمند با ساختاری پلهای است که سعی دارد مخاطب را همراه با کاراکتر اصلی فیلم بهدرون ارتباط او و موجود جدیدی که دروناش رشد میکند ببرد. این فیلم اما با اولویت قرار دادن رگههای کمدی در خود سعی دارد به ارتباطهایی نهچندان عمیق و به نوعی روتین در این کمدیها بپردازد. زویی شخصیتی کلهشق است که به هیچعنوان دوست ندارد خود را اسیر موجود کوچکی همچون بچه کند و بههیمن علت در سرتاسر فیلم شاهد جنگ او و محیط اطراف و بهخصوص تیم هستیم. موتیفهایی که کارگردان در رابطهی بین تیم و زویی قرار داده است بسیار کمککننده هستند و باعث میشوند در پردهی دوم از احوالات آنها در زیر لایههای طنز اثر باخبر شویم.
«کرتیس واول» در دومین اثر بلند سینمایی خود در همان مسیر ملودرامهای کمدی قدم برداشته و باید گفت اثری نسبتاً مفرح را برای مخاطب این ژانر تهیه دیده است. اما نکتهی قابل تأمل دیگر فیلم برای مخاطبان ایرانی لوکیشن و کاراکترهای آن هستند که این مخاطب را تا حد کمی با نیوزلند و فضای آن آشنا میکنند؛ کشوری که فرسنگها آن سوی اقیانوسها قرار دارد و از طریق همین سینما میتواند در مقابل دیدگان مخاطبان دیگر نقاط دنیا قرار گیرد.