پوستر فیلم داستان‌های عاشقانه در منو

عشق‌های بی‌معنی در فیلم‌های سوخته

داستان‌های عاشقانه در منو
Romance on the Menu
محصول ۲۰۲۰ - استرالیا
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«کارولین» سرآشپز رستوران خانوادگی _خودش و مادرش_ در نیویورک است. او مدام وقت‌اش را در آشپزخانه می‌گذراند و وقتی برای خوش‌گذرانی ندارد. مادرش نگران حال اوست. پس زمانی که عمه‌ی او رستوران کوچک خود را _بعد از مرگ‌اش_ به‌نام او می‌کند کارولین با اصرار مادر راهی استرالیا می‌شود. در آنجا او با مردی جوان به نام «سایمون» آشنا می‌شود و داستانی عاشقانه بین آنها شکل پیدا می‌کند.
داستان‌های عاشقانه دیگر جزئی لاینفک از تمام فیلم‌ها شده‌اند و در میان هر فیلمی می‌توان یک داستان عاشقانه را دید. اما اینکه یک فیلم کاملاً به این موضوع اختصاص داده شود به‌طوری که داستانی خسته‌کننده و تکراری را بیان نکند، کاری سخت است. فیلم‌های عاشقانه‌ی بسیاری نیز هر روزه از تلویزیون و سینما دیده می‌شوند پس برای داشتن یک فیلم مجزا باید داستانی خاص و خلاقانه و مجزا داشت. مثلاً در فیلم «ماهی کوچک»؛ محصول ۲۰۲۰، ما با داستانی عاشقانه روبه‌رو هستیم که در آن اگرچه فیلم به عشق دو جوان می‌پردازد اما این بار عشق را در هاله‌ای از فراموشی و ازیادبردن نشان می‌دهد. اینگونه که با همه‌گیر شدن بیماری فراموشی یک زوج عاشق درحال از یادبردن خودشان و روابط‌شان و عشق‌شان هستند. حال می‌خواهند تلاش کنند که این عشق را از یاد نبرند. یا در فیلم «اوندین» باز هم محصول ۲۰۲۰، ما با داستانی عاشقانه روبه‌رو هستیم اما داستانی که مرز میان واقعیت و خیال آن را نمی‌توان به همین راحتی پیدا کرد.
حال فیلم «داستان‌های عاشقانه در منو» قرار است چه وجه جدید و خلاقانه‌ای را نشانمان دهد که ما بتوانیم از دیدن آن لذت ببریم؟ به صراحت باید گفت هیچ‌چیز. فیلم از کلیشه‌ترین المان‌های ممکن برای ساخته شدن استفاده کرده است و کوچکترین خلاقیتی در آن دیده نمی‌شود. حتی اینکه کارولین آشپز است و به‌وسیله‌ی غذا و آشپزی قرار است با سایمون ارتباط برقرار کند هم در فیلم‌هایی چون «بدون رزرو»؛ محصول ۲۰۰۷ و «سوخته»؛ محصول ۲۰۱۵ دیده شده است.
اما فیلم «داستان‌های عاشقانه در منو» در نشان دادن همین داستان تکراری نیز دچار آشفتگی بوده است و نمی‌داند حتی دقیقا‌ً شخصیتهای‌اش قرار است که باشند و چه کاری انجام دهند. به‌مانند شخصیت سایمون که همه‌کاره‌ و امین آن شهر کوچک محسوب می‌شود! تمام اتفاقات هم به گونه‌ای رخ می‌دهد که در نهایت سایمون با کارولین آشنا شود این‌گونه که در ابتدا کارولین در برابر او خجالت‌زده شود و سپس همین خجالت‌زدگی باعث ارتباط عمیق بین این دو شود! ارتباطی که البته که هیچ عمقی ندارد و دلایل کاملاً سطحی‌ای برای عشق آنها در داستان گنجانده شده است. اینکه کارولین آشپز است نیز یک نمایش ساختی برای جذاب کردن داستان است و عملاً او کار خاصی با آشپزبودن خود انجام نمی‌دهد. در فیلم‌هایی چون «بدون رزرو» و «سوختن» حداقل کارگردان سعی کرده بود با گنجاندن سکانس‌های آشپزی به داستان خود جذابیتی نسبی را به فیلم خود بدهد اما در این فیلم کارگردان حتی این کار را هم انجام نداده است. بازی بازیگران فیلم به‌ویژه بازی شخصیت سایمون هم کاملاً غیرقابل‌باور بوده است تا این ویژگی فیلم نیز مانند دیگر ویژگی‌های آن عمل کند و فیلم را فاقد هرگونه اعتباری سازد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟