«آنتونیو» مردی میانسال بر روی صندلیای در گوشهای از اتاق نشسته است و با ترسی آمیخته با خجالت از میان پتویی که دور سرش پیچیده است اطراف را مینگرد. مردی وارد اتاق میشود. آنتونیو او را نگاه میکند و ذهناش به سالهای پیش زمانی که کودکی بیش نبوده است، میرود. همکلاسیهایاش پتویی را بر سر او انداختهاند و او را مسخره میکنند.
فیلم «پنهان از نظر» بیوگرافی نقاش ایتالیایی معروف قرن بیستم؛ «آنتونیو لگابو»ست که در سوئیس از مادری ایتالیایی متولد میشود. او که از همان ابتدای کودکی اختلالهایی در رفتارهایاش دیده میشود بهعنوان یک دیوانه شناخته میشود و همواره مورد تمسخر همه قرار میگیرد. تمسخری که تا سالهای بعد نیز ادامه دارد و هرگز حتی زمانی که نقاشی معروف شده است نیز از آن خلاصی پیدا نمیکند.
فیلم «پنهان از نظر» از نگاه آنتونیو دیده میشود. ما هیچچیز جز دنیای دیوانهوار او را نمیبینیم. دیوانهای که شاید دیوانه هم نیست و بهخاطر تفاوتهایاش با دیگران است که دیوانه دیده میشود. چراکه او نیز بهمانند بسیاری از ما یا نه بیشتر از ما دارای احساسات پاک انسانی است. احساسات پاکی که همواره آنها را در رفتارها و بهخصوص در نقاشیهایاش نشان میدهد. او که هرگز چیزی از کسی نیاموخته و کلاس هنریای هم نرفته است با پرواز بر خیال خود و دیدن طبیعت پیرامونیاش نقاشی میکشد و از مشهورترین هنرمندان نقاش «نائیف» هم میشود.
فیلم «پنهان از نظر» در سکانسهای آغازین و در پانزده دقیقهی ابتدایی خود به گونهای کاملاً هوشیارانه و خلاصهشده داستان زندگی آنتونیو را از ابتدای کودکی تا زمانی که او میانسال است را نشانمان میدهد. اما همانطور که گفتیم همه چیز از نگاه آنتونیوست و هیچ نظم خاصی نیز برای نشان دادن این فلشبکها در داستان دیده نمیشود. آنتونیو چند ثانیه کودک است و مادرش و رفتارهای دیگران را نسبت به خودش بهیاد میآورد. چند ثانیه بعد نوجوان است و مرگ مادر و برادراناش را و زندانی شدن پدرش را مرور میکند و زمانی نیز جوانی میشود که در بیمارستانی روانی بستری شده است. بعد از این زمان ابتداییست که داستان فیلم سرعت کمتری را به خود میگیرد و حال که ما با ماهیت و شخصیت اصلی آنتونیو آشنا شدیم، میتواند بهراحتی به جنبهی هنری و مسیر هنرمند شدن او بپردازد. مسیری سخت و دشوار که برای آنتونیویی که از دید دیگران دیوانه است، بسی سختتر نیز خواهد بود. در این میان نگاه دوربین توانسته است بهخوبی دنیای دیوانهوار و تنهای آنتونیو را نشانمان دهد. آن هنگام که او از نمایی دور و در لانگشاتهایی متفاوت نشان داده میشود. گاه او در این لانگشاتها به سبک خود درحال فکرکردن و ارتباط برقرار کردن با محیط پیرامونی خود است. گاه نیز تنهایی عظیماش در همین نوع شاتها مبنای داستان قرار گرفته است. لرزش دوربین و چرخش دوربین نیز در نشان دادن دیوانگیهای آنتونیو مؤثر بوده است. همچنین دوربین آنتونیو را در بسیاری موارد دنبال میکند و اینگونه ما نیز به دنبال او و از زاویهی نگاه او میتوانیم دنیایاش را ببینیم.
اما یکی از مهمترین دلایلی که آنتونیو در این فیلم توانسته است از هر جهت مناسب دیده شود بازی بازیگر نقش این شخصیت یعنی «ایلیو جرمانو» است. او با نگاه نافذ و با حرکات دست و بدن و نیز نوع موتیفهای رفتاری و حتی حرف زدن خود توانسته است نقش بهسزایی در ایجاد ارتباط ما با آنتونیو داشته باشد. از گریم زیبا و تأثیرگذار او هم نباید گذشت. گریمی که در صورت جرمانو به خوبی قرار گرفته و با طرز راه رفتن و حرکات بدن او به زیبایی همسو شده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.