پوستر فیلم دعوت

— روایتی مدرن در بستری کهن

دعوت
Invitation
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

کیم این-سیک از آن دست کارگردان‌هایی است که کم‌کار اما در مسیر فیلم‌سازی و درون‌مایه‌ی ثابت دنیای خود یعنی تنهایی دچار لغزش نشده است. در چهار فیلم بلندی که از او شاهد بوده‌ایم کاراکترهای اصلی با مقوله‌ی تنهایی، فقدان و در نهایت انزوا دست‌به‌گریبان هستند. فیلم «دعوت» نیز که جدیدترین اثر او محسوب می‌شود روی همین خط در حال حرکت است. تفاوت اساسی این اثر با دیگر آثار این-سیک در این است که دعوت در لوکیشنی کاملاً سنتی و کهن در جریان است. همه‌ی داستان فیلم در دنیای امروز رخ می‌دهد اما مکانی با نام خانه‌ی پدری آبستن حوادث فیلم خواهد بود.
دعوت در باب تنهایی، عشق، فقدان و در نهایت انزواست. اولین نکته‌ای که باعث می‌شود مخاطب در بطن فیلم قرار بگیرد توازن موسیقی و تصاویر و نرمی برش‌هاست. کارگردان نشان می‌دهد که در روایت خود از قاعده‌ی خطی پیروی نمی‌کند و سعی دارد رؤیاگونه بودن برخی تصاویر را با استفاده از همین تلفیق زندگی مدرن و سنتی نشان دهد. از سویی دیگر کارگردان با کلوزآپ‌های خود سعی دارد همه‌چیز را از نزدیک مقابل دیدگان مخاطب قرار دهد. همین نزدیک‌بینی فیلم‌ساز است که نوعی زیبایی‌شناسی تصاویر را برای ما هویدا می‌کند. بدون شک چنین دیدی در نتیجه‌ی یک میزانسن فکرشده و بدون کاستی است. فهم خوب فیلم‌ساز از رنگ‌ها و استفاده‌ی هوشمندانه‌ی او از پالت‌های گرم و خنثی و سرد باعث شده تا مرزبندی‌های روایی فیلم نیز مشخص شوند و مخاطب در میانه‌ی اثر دچار سردرگمی نشود.
روایت فیلم کاملاً به سه پرده‌ی کلاسیک متعهد است و حتی نقاط عطف نیز مانند یک کارگاه آموزش فیلم‌نامه‌نویسی درست در همان دقایق مشخص رخ می‌دهند. این فیلم داستان دو برادر است که عاشق یک زن هستند. اما این عشق برای هر دوی آنها نافرجام بوده و کل فیلم از نگاه یکی از برادران برای مخاطب روایت می‌شود. کاراکترها همان‌گونه که فیلم‌ساز قصد داشته دچار نوعی رمزآلودگی هستند و فیلم به اقتصادی‌ترین شیوه‌ی ممکن کاراکترها را دچار دیالوگ می‌کند. همان‌طور که در بالا هم ذکر شد، توازن میان موسیقی و تصاویر باعث شده تا کاراکترها در زیر همان لایه‌ی رازآلود خود باقی بمانند.
اما این فیلم شاید آن تنش ممکن در اثری این چنین را نداشته باشد. ما حتی در سوررئال‌ترین حالت ممکن از سرگشتگی کاراکترها نیز باید نوعی تنش را حس کنیم. این فیلم متأسفانه در این زمینه کمیتش لنگ است. شاید کارگردان آنقدر محو ایجاد فضایی رؤیاگونه و نوستالژیک بوده که احساس کرده ایجاد هر تنشی در روایت باعث دور شدن مخاطب از این فضا می‌شود. اما چنین نیست و نبود همین مسئله باعث ضربه‌ خوردن فیلم شده است. فیلم «دعوت» یک ملودرام عاشقانه نیست، بلکه یک درام در بستری از رؤیا و حسرت و حس فقدان است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟